زنان را استخدام نکنید

بررسی بهبود نقش زنان در اقتصاد ایران

زنان را استخدام نکنید

سینا ایرانپور انارکی

کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و تحلیلگر اقتصادی

انتشار : مجله برای فردا(خرداد 1396)

اشتغال و مشارکت اقتصادی زنان با توجه به تفاوت‌های روانی و احساسی آن‌ها در طول تاریخ مورد مجادله صاحب‌نظران مختلف بوده است و هر یک نیز به فراخور فرهنگ، دین و شرایط اجتماعی، زمان و منطقه جغرافیایی خود در این زمینه اظهارنظرهای متفاوتی داشته‌اند. از دیدگاه نویسنده مشارکت اقتصادی زنان از دو منظر علم اقتصاد و جنسیت باید مورد بررسی قرار بگیرد. بر اساس مبانی علم اقتصاد افراد یک جامعه باید با هر نوع جنسیت و فرهنگ در چرخه اقتصاد حضور مؤثر داشته باشند و هر فرد بیکار یک آسیب برای اقتصاد و عامل افزایش زیان به شمار می‌رود.

در علم اقتصاد پذیرفته نیست که یک نفر کار کند و اعضای خانواده وی فقط مصرف‌کننده باشند و بنابراین در هر شرایطی باید تلاش کرد افراد فارغ از جنسیت در هر جامعه‌ای در اقتصاد نقش مؤثری بر عهده بگیرند. در ایران که دو فرهنگ ایرانی و اسلامی مورد پذیرش جامعه هستند هیچ‌کدام زنان را از اشتغال و مشارکت اقتصادی منع نمی‌کنند اما عرف جامعه ایرانی و تربیت زنان مانع از حضور مؤثر این جنس در فعالیت‌های اقتصادی شده است. اکنون باید بررسی کرد چگونه زنان می‌توانند ضمن افزایش سهم خود در فعالیت‌های اقتصادی نقشی اثرگذار و متناسب با جنسیت و شرایط روحی و روانی خود را بر عهده بگیرند و چرا نباید آن‌ها را استخدام کرد.

ترحم‌های آسیب‌زا به زنان ایرانی

نتایج آمارگیری از نیروی کار به‌وسیله مرکز آمار ایران در تابستان سال 95 نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی در جمعیت 10 ساله و بیشتر در تابستان سال جاری 40.4 درصد بوده است. شاخص مشارکت اقتصادی مردان ایرانی در این بازه زمانی 64.9 درصد و برای زنان ایرانی این شاخص 15.9 درصد محاسبه‌شده است. همچنین مرکز آمار نرخ بیکاری جمعیت فعال در تابستان سال جاری 12.7 درصد و نرخ بیکاری مردان در این دوره را 10.4 درصد و برای زنان 21.8 درصد اعلام کرد.

بر اساس این آمار سهم مشارکت اقتصادی مردان نسبت به زنان در ایران 4 برابر بیشتر به نظر می‌رسد که شاید به عقیده بسیاری این تفاوت چشمگیر طبیعی باشد اما این تفاوت از دیدگاه علم اقتصاد زیان‌های فراوانی را بر چرخه اقتصادی یک کشور تحمیل می‌کند. این آمار با در نظر گرفتن وضعیت نرخ تورم، سطح دستمزد و سرانه ملی به خوبی نشان می‌دهد مردان ایرانی هرچقدر هم کار کنند قادر به تأمین نیازهای خانواده نخواهند بود.

یک زن ایرانی باید آگاه باشد بیش از آنکه یک زن باشد یک انسان و بخشی از جامعه به شمار می‌رود و باید تحت هر شرایطی چه در کنار پدر و مادر، چه همسر و یا مستقل تلاش کند حداقل به اندازه نیازمندی‌های خود قادر به تأمین معیشت باشد تا در درجه نخست در چرخه اقتصادی کشور به عنوان یک مصرف‌کننده و فرد سربار شناخته نشود و درجه دوم آگاه باشد برای زندگی در این دنیا همه انسان‌ها اگر خواهان امنیت و استقلال هستند چاره‌ای ندارند جز اینکه وابستگی‌های مالی و فکری خود را کاهش دهند و سرنوشت خود را به دست دیگری نسپارند.

در جامعه ایرانی حتی بسیاری از زنانی که شاغل هستند کار را یک وظیفه برای خود قلمداد نمی‌کنند و بیشتر به‌عنوان سرگرمی شغل انتخاب می‌کنند و یا تا پیش از ازدواج در محیط کار حضور دارند و هرگز کسب درآمد و فعالیت در جامعه را یک وظیفه برای هر عضو از جامعه نمی‌شناسند. این دیدگاه که وظیفه زن را انجام امور خانه، همسرداری و فرزند پروری می‌داند دیدگاهی در تناقض با واقعیت‌های موجود در جامعه، شرایط اقتصادی و شیوه مدیریت زندگی خانوادگی به شمار می‌رود. زن ایرانی تا زمانی که خود را با عنوان دختر خانواده و یا همسر می‌شناسند قادر به تعریف یک هویت مستقل و توانمند نخواهد بود.

برای تربیت زنانی توانمند و برخوردار از مهارت‌های لازم جهت فعالیت‌های اقتصادی باید ابتدا از کودکی و در خانواده؛ اشتغال، کسب درآمد و استقلال‌خواهی را در آن‌ها پرورش داد و پس از آن در محیط مدرسه و دانشگاه با وی نه به‌ عنوان یک ضعیفه و فرد نیازمند ترحم بلکه به‌ عنوان یک عضو عادی جامعه برخورد کرد. تردیدی نیست مردان خود بزرگ‌ترین خطا را نسبت به زنان در به‌کارگیری و نقش‌پذیری آن‌ها در جامعه مرتکب می‌شوند و با ترحم‌های نادرست نه‌تنها بستر موفقیت آن‌ها را فراهم نمی‌کنند بلکه موجب می‌شوند زنان برای همیشه وابسته و نیازمند ترحم‌های مردان باقی بمانند.

قوانین حمایتی اما تضعیف‌کننده

در ایران زنان از قوانین حمایتی قابل‌توجهی برخوردار هستند که در کنار شرایط فرهنگی و عرف حاکم بر جامعه ضرورت حضور آن‌ها را در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی کاهش می‌دهد. دختران ایرانی می‌توانند در زمان مجردی و یا پس از طلاق تا پایان عمر از مستمری پدر خود بهره‌مند باشند.

این‌ یک عامل بسیار مهم برای پرهیز از کار و کسب درآمد به شمار می‌رود و همچنین در صورت فوت همسر از مستمری وی تا پایان عمر برخوردار می‌شوند که این دو قانون نه‌تنها از مشارکت اقتصادی آن‌ها در جامعه می‌کاهد بلکه عامل جذابی حتی برای طلاق و بهره‌مندی از مستمری پدر شناخته می‌شود. این قانون یک فاجعه بزرگ و یک آسیب جدی را به جامعه وارد می‌کند و هزینه‌های سنگینی را نیز به سازمان‌های بیمه‌گر تحمیل کرده است. بسیاری از دختران بیوه حتی بیش از دو و حتی سه دهه بعد از مرگ پدر همچنان از مستمری وی استفاده می‌کنند و هیچ نقشی نیز در اقتصاد ندارند.

تفاوت میزان سابقه در بازنشستگی بین زن و مرد که بین 5 تا 10 سال زنان می‌توانند زودتر از مردان بازنشسته شوند نیز اگرچه به‌اندازه دو مورد بالا حائز اهمیت نیست اما یک حمایت قابل‌توجه برای این جنس به شمار می‌رود تا زودتر از فعالیت اقتصادی خود دست بردارد.

برخلاف قوانین حمایتی موجود در ایران بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته تلاش کرده‌اند بستر فعالیت‌های اقتصادی را تسهیل کنند و از این رو بر طبق آمارهای ارائه‌شده به‌وسیله نهاد زنان ملل متحد، نرخ مشارکت زنان در نیروی کار، بالغ بر 50 درصد در سطح جهان است؛ درحالی‌که این نرخ و میزان در مورد مردان، بیش از 77 درصد است. البته در مناطق مختلف جهان نرخ مشارکت زنان در نیروی کار تفاوت دارد. برخی از این آمارها عبارت‌اند از: منطقه آمریکای شمالی، کانادا و استرالیا نرخ مشارکت زنان در نیروی کار 64 درصد، در منطقه اروپای غربی 62 درصد، در منطقه اروپای مرکزی و شرقی 50 درصد و در منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی نرخ مشارکت زنان در نیروی کار بالغ بر 22 درصد است.

این مقایسه آماری نیز نشان می‌دهد باوجود چنین قوانینی برخلاف آنچه در کشورهای توسعه‌یافته در جریان است زن ایرانی هرگز خود را موظف به اشتغال و کسب درآمد و یا مشارکت اقتصادی نمی‌داند و همیشه وابسته و ضعیف باقی خواهد ماند. البته قوانین موجود، از تفکر حاکم بر سیاستمداران ایرانی و نگرش آن‌ها نسبت به زن در جامعه ایرانی ناشی می‌شود و تا این نگرش تغییر نکند قوانین هم اصلاح نمی‌شوند.

خوداشتغالی و کارآفرینی به‌جای کارمندی

در بخش سوم و موضوع چگونگی حضور زنان در جامعه و افزایش مشارکت اقتصادی آن‌ها با توجه به محدودیت‌های فرهنگی و عرف حاکم بر جامعه باید بستر بازگشت زنان به اصالت ایرانی را فراهم آورد. زن ایرانی بدون درک درست از هویت ارزشمند و تأثیرگذار خود هرگز سهم چندانی در اقتصاد نخواهد داشت.

هیچ‌کس با هر نوع دیدگاه و آیین مذهبی نمی‌تواند تفاوت‌های زن و مرد را انکار کند و از این رو طرح نکات بالا درباره اشتغال و مشارکت اقتصادی زنان بیانگر حضور زن همانند یک مرد در جامعه نیست بلکه چگونگی حضور مؤثر وی و افزایش مشارکت ایشان در اقتصاد هدف اصلی یادداشت بوده است.

زن ایرانی با رشد سازمان‌ها و افزایش شرکت‌های خصوصی و دولتی و حتی از ایران باستان نقش ویژه‌ای را در اقتصاد کشور ایفا کرده است و اغراق نیست اگر نقش‌های گذشته زن ایرانی را مؤثرتر از دوره کنونی که بیشتر به ‌عنوان کارمند و در قالب نیروی استخدامی فعالیت دارد، ارزیابی کنیم. حضور زنان ایرانی در سازمان‌ها اگرچه بر مبنای دیدگاه‌های حقوق بشر و تحت تأثیر ضوابط و قوانین موجود در اروپا و امریکا افزایش‌یافته است و همکاری دو جنس زن و مرد را عامل افزایش انگیزه و بهبود کارایی تشخیص داده‌اند اما بیش از رشد انگیزه و کارایی از خلاقیت و کارآفرینی زنان ایرانی کاسته و با استثمار آن‌ها به‌وسیله کارفرمایان و سوءاستفاده‌های مالی و گاه جنسی زمینه‌ساز رشد فساد در سازمان‌ها نیز شده‌اند.

بدون تردید زنان هم می‌توانند همانند مردان در رشته‌ها و زمینه‌های متفاوت و تخصصی فعالیت داشته باشند اما باید بستر حضور آن‌ها در زمینه‌های مختلف در قالب خوداشتغالی و کارآفرینی فراهم شود. زن در جامعه ایرانی با توجه به حاشیه امنی که در پناه همسر و یا خانواده دارد با سهولت بیشتر و نگرانی کمتری نسبت به ریسک‌های مالی قادر به راه‌اندازی یک کسب‌ وکار خواهد بود.

مهارت‌های ذاتی زنان در قدرت پاسخگویی، صبر و حوصله آن‌ها برای پیگیری، دلسوزی آن‌ها برای رفع مشکلات، دقت و ریزبینی در بررسی موضوعات در کنار کسب یک مهارت و تخصص علمی و عملی موجب می‌شود تا در عرصه خوداشتغالی و حتی راه‌اندازی یک کسب‌ وکار عملکرد موفقی نسبت به مردان داشته باشند.

زنان ایرانی از کودکی تا بزرگ‌سالی مهارت‌های بیشتری نسبت به مردان می‌آموزند که این مهارت‌ها همراه با آموزش‌های کسب‌وکار به‌راحتی می‌تواند اعتمادبه‌نفس لازم برای خوداشتغالی و کارآفرینی را برای آن‌ها ایجاد کند. از این‌رو مشاغل خانگی که در بیش از 100 رشته تعریف ‌شده‌اند می‌تواند یکی از مهم‌ترین فرصت‌های افزایش مشارکت زنان ایرانی در اقتصاد باشد. همچنین در بخش‌ نهادهای اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، هنری و علمی و تحقیقاتی نیز زنان می‌تواند نقش چشمگیری را نسبت به مردان با توجه به ویژگی‌های ذاتی خود ایفا کنند.

از سوی دیگر زنان ایرانی با توجه به همان حاشیه امنی که در منزل پدر و یا همسر خود دارند قادر خواهند بود با حمایت‌های خانوادگی و در حالی که نیازهای اولیه خانواده به‌وسیله سرپرست خانواده در حال تأمین است با توجه به علاقه و استعداد خود زمینه‌ساز یک کسب ‌وکار کوچک و خانوادگی باشند که به‌مرور توسعه یابد و زمینه‌ساز شکل‌گیری یک برند و منبع درآمدی بیش از حقوق و مزایای سرپرست خانواده شود.

به‌طورکلی اگر در جامعه ایرانی تلاش شود زن به هویت حقیقی خود دست پیدا کند و وی را در محدودیت‌های غیر واقعی ناشی از تفکرات نادرست محصور نکنیم قادر خواهد بود چرخه اقتصادی کشور را با فرصت‌های جدیدی روبرو کند و ضمن افزایش مشارکت خود در اقتصاد جایگاه اجتماعی و شأن و منزلت خود را نیز به ‌عنوان یک نیروی کارا و مؤثر و نه مصرف‌کننده و سربار تثبیت کند. 

تاریخ نگارش: بهمن 1395

انتشار: شماره هفدهم مجله برای فردا(خرداد 1396 )

لطفا با ذکر منبع یادداشت را منتشر نمایید. 

"توقف توسعه پس از امیرکبیر"

"توقف توسعه پس از امیرکبیر"

سینا ایرانپور انارکی

معروف است که اگر می خواهید آگاه شوید یک کشور در حال توسعه است ابتدا وضعیت مدارس و کیفیت آموزش آن را بررسی کنید و اگر در بخش آموزش شاهد تحول بودید می توانید به توسعه آن کشور در آینده امیدوار باشید. در حیرتم که امیر کبیر در یکصد و شصت و سه سال قبل یعنی سال یک هزار و دویست و سی و سه شمسی چگونه از روند توسعه آگاه بود اما اکنون دوازده دوره ریاست جمهوری در ایران می گذرد و با وجود روسای جمهوری که مدارک دانشگاهی تا دکترا داشته اند همچنان کسی در اندیشه توسعه نیست. یکشنبه بیست و هشت خرداد ۹۶ در حالی که در خیابان ناصرخسرو تهران قدم میزدم از اتفاق بنای دارالفنون یادگار امیرکبیر را دیدم و نتوانستم بی تفاوت از کنار این اندیشه بزرگ گذر کنم. روحت شاد مرد بزرگ

اینجا تهران، اینجا ناصر خسرو، اینجا دارالفنون

نگارش: 29 خرداد 1396

در محضر مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما

در محضر مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما و استاد برجسته علوم ارتباطات و روابط عمومی جناب آقای دکتر داوود نعمتی انارکی که البته از مفاخر شهر انارک هم هستند. با اینکه از مدیران عالی رتبه سازمان و اساتید بنام به شمار می روند اما بسیار ساده و صمیمی پذیرای بنده بودند و از مشورت ایشان بهره مند شدم. 

کتاب" شناخت روابط عمومی" و رسانه و خبر " از تالیفات ایشان به شمار می رود که به بنده هدیه کردند.

اینجا تهران، اینجا جام جم

شنبه 27 خرداد 1396

صادرات به شیوه لاشخوری                           

                            صادرات به شیوه لاشخوری                           

سینا ایرانپور انارکی

کارشناس ارشد مدیریت اجرایی و روزنامه‌نگار اقتصادی

مسخره است! بار دیگر یک اختلاف سیاسی میان کشورهای همسایه ما را بر آن داشته است که لباس صادرکننده به تن کنیم. زیبا نیست اما چه کنم که واقعیت همیشه تلخ است! یاد اظهارنظر یکی از مدیران با سابقه صنعت کاشی و سرامیک افتادم که در دهه 80 مدعی بود آمریکا به ایران لطف کرده است و توجیهش این بود که اگر افغانستان و عراق با جنگ تخریب نشده بودند بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی باید تعطیل می‌کردند. جنگ افغانستان و عراق برای ایران شاید یک ناامنی مرزی و تهدید سیاسی- امنیتی بود اما بسترساز تسهیل صادرات ایران به این دو کشور شد.

شکل‌گیری اختلافات روسیه و ترکیه در سال گذشته و قطع واردات روسیه از این کشور، بازرگانان ایرانی را به طمع انداخت که چه فرصت خوبی و باید کالای ایرانی جایگزین کالای ترک در بازار وسیع روسیه شود. دوستان روزنامه‌نگار و رسانه‌ای هم تا توانستند از فرصت‌های صادراتی برای بازار روسیه نوشتند اما غافل بودیم روسیه،  عراق و افغانستان نیست که هر نوع کالایی را بر هر کیفیتی پذیرا باشد. مدام گفتند و نوشتند و آخر هم راه به‌جایی نبردند با آنکه روابط دیپلماتیک ایران و روسیه در بهترین دوران خود قرار داشت و پوتین نیز از روابط اقتصادی با ایران استقبال می‌کرد.

خاطرم هست بعدها یکی از فعالان اقتصادی روسیه در یک گفتگوی تلویزیونی اظهار داشت: رئیس‌جمهور دستور داده است تا تراز تجاری روسیه و ایران بهبود یابد و بخش بزرگی از واردات را از ایران تأمین کنیم اما در کمال تعجب رایزنان اقتصادی ایران و بازرگانان فقط در جلسات و مذاکرات شرکت کردند و هیچ‌گاه برنامه و راهکاری برای تأمین نیازهای روسیه ارائه نکردند! این تاجر بلندپایه روسی به‌صراحت گفت: ما تمایل زیادی برای همکاری با ایران داشتیم و داریم اما ایرانی‌ها خیلی تلاشی برای حضور پایدار در روسیه نمی‌کنند و بیشتر یک نگاه سیاسی به این کشور دارند. به دیدگاه این فعال اقتصادی دقت کنید "حضور پایدار" این عبارت در تجارت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

رخداد بهار عربی نیز یکی دیگر از فرصت‌هایی بود که بازرگانان ایرانی را تحریک کرد برای صادرات به کشورهای عربی و آفریقایی دندان طمع تیز کنند اما باگذشت چند سال و باوجود تمام حمایت‌های سیاسی ایران از این کشورها همچنان کالای ایرانی سهم زیادی در کشورهایی که دچار بی‌ثباتی سیاسی و جنگ شدند، ندارد.

اکنون بار دیگر نام قطر فعالان اقتصادی و رسانه‌ها را به تکاپو انداخته است؛ به‌گونه‌ای که حتی خبرنگاران غیراقتصادی و فعالان سیاسی نیز دست‌به‌قلم شده‌اند و از فرصت‌های بازار قطر می‌نویسند و می‌گویند. خنده‌دار است که صادرات را یک پروژه تلقی می‌کنیم. صادرات پروژه نیست و بدون استراتژی و برنامه بلندمدت احمقانه به نظر می‌رسد. دقت کرده‌اید که لاشخورها منتظر می‌مانند که شیر یا حیوان درنده‌ای جانوری را شکار کند و آن‌ها از لاشه آن بهره‌مند شوند؟! داستان راهزنان را هم همگی شنیده‌ایم که در راه کمین می‌کردند که قافله‌ای بی سرو سامان یا بی تفنگدار از راه برسد و به آن حمله کنند. وقتی صحبت از فرصت‌های صادراتی می‌شود دقیقاً شیوه لاشخوری و راهزنی در ذهنم تداعی می‌شود.

دوست عزیزی که نام خود را خبرنگار می‌گذاری و یا عنوان مشاور اقتصادی و برند را یدک می‌کشی نیازی به بررسی جمعیت و میزان واردات کشور قطر نیست؛ در سایت‌ها و نهادهای بازرگانی و اقتصادی ما این آمارها فراوان وجود دارد خودت را بیهوده خسته نکن. آنچه وجود ندارد استراتژی مشخص برای صادرات و رویکرد صادرات محوری کالای ایرانی است.

تا زمانی که تولیدکننده ایرانی با رویکردهای بین‌المللی و عرضه محصول برای بازارهای جهانی اقدام به طراحی محصول نکند و استانداردها و الگوهای مشتری مداری را به اجرا در نیاورد باید همیشه با شیوه لاشخوری به صادرات بیاندیشد. ایران سال‌هاست با افغانستان، عراق، روسیه، چین، سوریه، عمان و پاکستان روابط دیپلماتیک بسیار خوبی دارد و تلاش کرده است رویکرد سیاسی خود را طی دو دهه گذشته با این کشورها تغییر ندهد اما هرگز در روابط اقتصادی و تجاری رویکرد ثابتی را دنبال نکرده است.

 ما بالاترین سطح روابط سیاسی و برادرانه را در عراق و افغانستان داریم اما کالای ایرانی چه سهمی از بازار این کشورها را در اختیار دارد؟! ایران باید حداقل در این دو کشور به‌عنوان یک واردکننده، رتبه نخست را داشته باشد اما بررسی که می‌کنید اتفاقاً این ترکیه، چین، امارات و برخی کشورهای اروپایی هستند که جایگاه به‌مراتب بهتری برای صادرات به این دو کشور دارند.

قطر و سایر کشورها عربی دیروز و امروز به همسایگی ایران نیامده‌اند اما ما هرگز برای صادرات نه تنها به تمام دنیا بلکه حتی برای همسایگان خودمان نیز برنامه‌ریزی بلندمدت و هدفمند نداشته‌ایم و همچنان هم نداریم. روابط سیاسی ایران با اعراب هم که مدام در حال تغییر و تحول است و حتی به اندازه عراق و افغانستان نیز نمی‌توانیم روی قطر و سایر اعراب حساب سیاسی باز کنیم چه برسد به روابط اقتصادی.

خلاصه کلام لطفاً برند ایرانی را در بازار قطر دچار خفت نکنید. با رویکردهای لاشخورگونه فقط مدتی کوتاه پولی به جیب می‌زنیم اما در عوض برای همیشه حضور با ثبات در بازار این کشورها را برای خودمان به خطر می‌اندازیم. برای صادرات، کشورها و فرصت‌های فراوانی وجود دارند اما ابتدا ما باید تکلیفمان را برای حضور در بازارهای جهانی روشن کنیم و این نیازمند یک استراتژی مشخص و با ثبات است. پس لطفاً این‌قدر از مزایای صادرات به فلان کشور ننویسید همه می‌دانیم مزیت‌های صادرات چیست؛ بی‌زحمت به‌جای فرصت‌طلبی هنگام جنگ و اختلافات سیاسی میان کشورها یک استراتژی صادراتی برای تولیدکنندگان ترسیم کنید. 

انتشار: خبرگزاری برنا

http://www.bornanews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-45/570782-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D9%84%D8%A7%D8%B4%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C

انتشار: سایت احتساب

http://www.ehtesab.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=1283:8878&Itemid=612

 

از شوک تا شام

از شوک تا شام

سینا ایرانپور انارکی

به همین آسانی اتفاق افتاد؛ چند نفر فرد مسلح وارد مجلس می‌شوند و هم‌زمان افراد مسلح دیگری حادثه‌ای تروریستی را در حرم امام خمینی خلق می‌کنند. در حالی که رسانه‌های مجازی در سرعت انتشار خبر و کسب اطاعات جدید در تلاش هستند تا یک برد رسانه‌ای را برای خود به ارمغان بیاورند فقط یک سؤال ذهنم را مشغول کرده است مگر به همین آسانی می‌شود اسلحه به دست گرفت و وارد مجلس شد؟ این یک شوک امنیتی است که بدون تردید مردم را بهت‌زده می‌کند.

همچنان تروریست‌های مجلس در حال تیراندازی هستند که دست به قلم می‌شوم. شبکه تلویزیونی خبر تصاویر آرامش نمایندگان در مجلس و پیگیری امور روزانه را به نمایش گذاشته است و فقط زیرنویس این شبکه اخبار مرتبط با حوادث تروریستی را به روز رسانی می‌کند. در کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرام غوغاست و لحظه‌به‌لحظه یک تصویر جدید با رنگ خون و یک فایل صوتی و تصویری همراه با صدای گلوله منتشر می‌شود. حادثه تروریستی تهران در صدر اخبار رسانه‌های جهان قرار می‌گیرد.

 ترورها مرور می شوند

هجده روز پس از انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر ایران یک بمب خبری می‌شود. یک‌بار برای حمایت از نظام جمهوری اسلامی، جهان را شگفت‌زده می‌کند و این بار حادثه‌ای تروریستی آن‌هم در یکی از مهم‌ترین نهادهای سیاسی کشور ایران را به صدر اخبار رسانه‌ها می‌رساند.

حادثه حرم امام خمینی بیش از هر چیز بمب‌گذاری حرم امام رضا را در ذهن زنده کرد. حادثه‌ای که داغ سنگینی بر دلم مردم گذاشت و زیارتی که رنگ خون گرفت. چه بسیار باید خرسند بود که این حادثه چند روز پیش و در سالگرد ارتحال امام (ره) رخ نداد و اگرنه داغی سنگین‌تر از مشهد را بر دل مردم می‌گذاشت.

آخرین حوادث تروریستی ایران به شهادت دانشمندان هسته‌ای برمی‌گردد که هر بار یک فرد هدف تروریست‌ها قرار گرفت اما هرگز یک جمعیت و گروه تهدید نشدند. ترور افراد و شخصیت‌های علمی و سیاسی آسیب‌های زیادی به یک کشور وارد می‌کند اما بدون تردید به‌اندازه حوادث گروهی و قتل‌عام مردم بی‌گناه بازتاب نخواهد داشت.

بالاخره پای داعشی ها به تهران هم باز شد

نفوذ تروریست‌ها وقتی نگران‌کننده است که حادثه، قربانیان زیادی را به همراه داشته باشد. در یک دهه گذشته به‌ جز حوادث جنوب شرق کشور و فعالیت عوامل جند الشیطان، سایر برنامه‌های تروریستی توسط نهادهای امنیتی و سربازان گمنام امام زمان خنثی شده‌اند و اهداف دشمنان محقق نشده است.

حوادث تروریستی کشورهای اروپایی و برخی همسایگان ایران باوجود جنگ در سوریه و عراق در حالی به وقوع پیوسته‌ که مردم ایران در کمال اقتدار نظامی و امنیتی و در آرامش عمومی فعالیت‌های خود را دنبال کرده‌اند. اما هم‌زمان با حادثه، داعشی ها مسئولیت این حرکت تروریستی را بر عهده می‌گیرند و نگرانی‌ها افزایش می‌یابد. بله بالاخره پای داعشی ها به ایران هم باز شد!

اکنون چند ساعت از اتمام هر دو حادثه تروریستی می‌گذرد و تمام تروریست‌ها به هلاکت رسیده‌اند و 12 نفر از مردم بی‌پناه و بی‌گناه شهید شده‌اند. بدون تردید تروریست‌ها صحن علنی مجلس را هدف قرار داده بودند اما سرعت عمل مأموران حفاظت و یا اشتباه تروریست‌ها در ورود به راهروهای مجلس مانع از وقوع یک فاجعه شد.

دو حادثه برای جلوگیری از تمرکز

روند نقشه تروریستی بسیار ساده و بدون تردید با شیوه غافلگیری رخ‌داده است و همین روش با اندکی خطای انسانی می‌توانست یک قتل‌عام را رقم بزند. آنچه به نظر می‌رسد همزمانی دو حادثه بیشتر باهدف جلوگیری از تمرکز نیروهای امنیتی بوده است و تروریست‌ها بدون تردید نمایندگان مجلس را هدف قرار داده‌اند. خلوتی حرم امام(ره) در یک روز کاری و آن‌هم در ساعات اولیه صبح ماه رمضان به‌خوبی نشان می‌دهد تروریست‌ها در این مکان شانس زیادی برای ایجاد یک فاجعه نداشته‌اند مگر اینکه فقط تمرکز نیروهای امنیتی را از بین ببرند.

ساختمان مجلس یک مزیت بسیار خوب دارد و آن‌هم طراحی و جداسازی بخش‌های مختلف آن به‌وسیله راهروهای جداگانه است. اما گیت‌های امنیتی پیچیده‌ای برای تسهیل ارتباط مردم و نمایندگان وجود ندارد و بنابراین عدم‌تشخیص به‌موقع از سوی نیروهای حفاظتی می‌تواند بسترساز یک حادثه باشد. عده‌ای ناآگاهی تروریست‌ها در تشخیص راهروهای صحن علنی را عامل نجات نمایندگان می‌دانند که بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد زیرا یک تروریست حرفه‌ای و با برنامه پیش از اجرای برنامه، محل حادثه را بررسی و تصاویر لازم را تهیه و روی نقشه ساختمان شرایط ورود و خروج را ترسیم می‌کند. بنابراین تروریست‌ها احتمالاً یا در زمان‌بندی دچار خطا شده‌اند و یا با هوشمندی نیروهای حفاظت، درهای صحن علنی پیش از اقدام تروریستی مسدود می‌شود.

سیاست زیر قبای ریاست

مجلس زیر رگبار است اما نمایندگان روال عادی قانون‌گذاری را ادامه می‌دهند و این خود بیانگر قدرت و سرعت نیروهای امنیتی است که حادثه را به‌ محیطی با ریسک کمتر انتقال می‌دهند. آرامش علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی بسیار عجیب به نظر می‌رسد. لاریجانی در کمال خونسردی وارد مجلس می‌شود آن‌هم مجلسی که زیر رگبار گلوله است. از قرار بیرون صحن علنی مجلس مراحل فیلم‌برداری یک فیلم حادثه‌ای در حال انجام است و لاریجانی و سایر نمایندگان هم می‌دانند که گلوله‌ها مشقی هستند. تماشای تصویر کوچک صحن مجلس از شبکه خبر هم آدم را بهت‌زده می‌کند که یعنی واقعاً هیچ اتفاقی نیفتاده است یا تلویزیون و ریاست مجلس هماهنگ شده‌اند که مردم نگران نشوند و اینجاست که سیاست زیر قبای ریاست مجلس بیش از گذشته به چشم می‌آید.

ما بی‌تفاوتیم یا رسانه ملی

نگرانی در میان مردم زیر بمباران خبری اوج می‌گیرد؛ عده‌ای از همین مردم بدون هیچ مقام و جایگاهی شهید می‌شوند اما تمام برنامه‌های تلویزیون به روال عادی اجرا می‌شوند و فقط بخش خبری 20:30 حوادث را از ابتدا تا انتها به تصویر می‌کشد و بعد هم که مصاحبه‌های بی‌تفاوتی مردم از یک روز پرتنش پخش می‌شود. صادقانه می‌پذیرم که من هم بی‌تفاوت شده‌ام از قرار مرگ برای ایرانی‌ها خیلی آسان است خیلی. تلویزیون را که تماشا می‌کنم احساس می‌کنم فوق فوقش مثل همین چند روز پیش استقلال شش گل از یک تیم عربی خورده است یکم ناراحت شدیم و اندکی غیرتی و تمام شد. حالا هم چند ساعتی مجلس و حرم امام به هم‌ریخت چندنفری کشته شدند و تمام شد. راستش را بخواهید من هم بی‌تفاوتم مثل رسانه ملی شاید اگر امروز در حوالی حادثه بودم و گلوله‌ای هم نثار من می‌شد شب که تلویزیون را تماشا می‌کردم روزم را و حتی زخم گلوله‌ام را فراموش می‌کردم. این رسانه دوست‌داشتنی است آرامش‌بخش است چه خوب ما را بی‌تفاوت می‌کند.

خب خیالمان راحت شد داعش اینجا هم آمد ترور هم کرد و تمام شد حالا اگر بازهم حادثه بیافریند دیگر واکسینه شده‌ایم؛ یعنی صداوسیما همه را واکسینه کرده است. بعد هم در این بیکاری و رکود اگر شهادت نصیبمان شود که بهترین پاداش است؛ من که الآن فقط به شام فکر می‌کنم شما را نمی‌دانم.  

نگارش: چهارشنبه 17 خرداد 1396

دلال در لباس تولید کننده

دلال در لباس تولید کننده

(انتشار در شماره اردیبهشت ماه مجله صنعت و شیمی)  

سینا ایرانپور انارکی

کارشناس ارشد مدیریت و تحلیلگر اقتصادی

صنایع شیمیایی در ایران با توجه به مزیت‌ها و فرصت‌های سرمایه‌گذاری یکی از سودآورترین صنایع کشور به شمار می‌رود. این صنعت گسترده و با حلقه‌های تکمیلی فراوان در بخش پایین‌دستی اما همچنان با رویه‌های سنتی و غیر سیستمی مدیریت می‌شود. حاشیه سود فراوان از یک سو و نبود نظارت کافی در قیمت‌گذاری و تشخیص بهای تمام‌شده در صنایع شیمیایی کشور موجب شده است دلالی در این صنعت مهم‌ترین عامل عدم توسعه شناخته شود. تقریباً بیشتر محصولات شیمیایی تولیدی در کشور فاقد قیمت ثابت و مشخصی است و این رقابت ناسالم به نام تولید اما به کام دلال تمام می‌شود تا تولیدکننده در لباس تولید دلالی کند.

نظارت غیرتخصصی دولت بر واحدهای تولیدی

صنایع شیمیایی گستره وسیعی از مواد و محصولات متنوعی را شامل می‌شود که نظارت بر آن‌ها را دشوار کرده است. باوجود آنکه این صنعت پیوند عمیقی با رشته شیمی دارد و بسیاری از فعالان آن از تحصیل‌کردگان کشور هستند اما مدیریت سیستمی بر آن حاکم نشده است. وزارت صنعت، معدن و تجارت نیز همچنان گروه‌بندی تخصصی و مناسبی از این صنعت در اختیار ندارد و این خود یکی از چالش‌های نظارت بر تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان محصولات شیمیایی در کشور است.

سایت بهین یاب و گروه‌بندی تعرفه‌های گمرکی با تنوع گسترده این صنعت همخوانی ندارد. بسیاری از صنایع شیمیایی که پروانه بهره‌برداری آن‌ها متعلق به یک دهه گذشته است با وجود اقدام به تولید محصولات جدید هرگز برای اصلاح پروانه بهره‌برداری خود اقدام نکرده‌اند و ترجیح داده‌اند اطلاعات آن‌ها در اختیار نهادهای دولتی قرار نگیرد و این کار نظارت را بر این صنایع دشوار کرده است. بازرسی‌های غیرتخصصی و غیرمستمر این وزارتخانه نیز با توجه به شیوه مشابه تولید بیشتر محصولات شیمیایی نتوانسته است به ساماندهی این بخش کمک کند.

 نبود مشارکت جمعی در شکل‌گیری اتحادیه‌ها

تعداد اتحادیه و انجمن‌های تخصصی در صنایع شیمیایی کشور بسیار محدود است و فعالان این صنعت تمایل چندانی برای شکل‌گیری نظارت سازمان‌یافته بر گروه محصولات خود ندارند. این صنعت ظرفیت شکل‌گیری بیش از 50 اتحادیه و انجمن تخصصی را دارد و در صورتی که فعالان این بخش برای راه‌اندازی اتحادیه‌های تخصصی ترغیب شوند، قادر خواهند بود فضای رقابتی ناسالم کنونی را به رقابت بر سر کیفیت و تولید محصولات دانش‌بنیان تغییر دهند. رقابت بر سر قیمت تنها بسترساز درجا زدن و پرهیز از رویکرد کیفی در هر صنعتی خواهد شد چرا که تولیدکننده برای جلوگیری از هدر رفت سرمایه اولیه همیشه یا قیمت را کاهش می‌دهد و یا برای کاهش قیمت از کیفیت خواهد کاست. بهبود روابط صنفی در صنایع مختلف شیمیایی کشور و افزایش مشارکت در منافع می‌تواند مانع از سقوط این صنعت در سال‌های آینده شود.

واردکنندگان برنده رقابت بر سر قیمت

دیگر همه تولیدکنندگان و عرضه‌کنندگان محصولات شیمیایی کشور می‌دانند که کشورهایی مانند چین، هند، مالزی و کره جنوبی به دلیل حجم بالای تولید و بازاریابی بین‌المللی قادر هستند محصولات شیمیایی مورد نیاز کشور را به قیمتی بسیار پایین‌تر از تولیدکنندگان داخلی به دست مصرف‌کننده برسانند. این مزیت موجود در واردات محصولات شیمیایی مانعی بزرگ برای توسعه کمی و کیفی تولیدکنندگان داخلی خواهد بود. تولیدکنندگان داخلی تا زمانی که بر سر قیمت رقابت می‌کنند و بازار داخل را هدف قرار داده‌اند هرگز قادر به رقابت با کالای وارداتی نخواهند بود. قیمت، پاشنه آشیل صنعت شیمیایی کشور شناخته می‌شود و تا زمانی که دیدگاه‌های مدیران این صنعت از بازاریابی سنتی به بازاریابی علمی تغییر پیدا نکند و بازاریابی بین‌المللی را در دستور کار خود قرار ندهند قافیه را به واردکنندگان می‌بازند.

سهمیه‌بندی و محدودیت عرضه عامل پرورش دلال

بورس در تمام دنیا بر پایه اقتصاد آزاد و رقابت سالم شکل گرفته است اما در ایران بورس کالا همچنان با ساختارهای استاندارد جهانی فاصله زیادی دارد. محدودیت‌های عرضه، سهمیه‌بندی‌های وزارت صنعت، معدن و تجارت برای تولیدکنندگان جهت خرید مواد اولیه از بورس کالا موجب شده است بسیاری از تولیدکنندگان به جای تلاش برای رونق تولید به دلالی ترغیب شوند. خرید با قیمت پایین بنام سهمیه تولید و پس از آن عرضه در بازار با قیمت آزاد، دلالی را رونق بخشیده است. همچنین اکنون برخی از تولیدکنندگان بزرگ کشور تولید را متوقف و با خرید حجم بالا از پتروشیمی‌ها و عرضه به صورت خرد در بازار، تعادل را از بازار مواد شیمیایی گرفته‌اند.

سیاست‌های نادرست اقتصادی در صنعت بزرگ و دارای ارزش افزوده بالا مانند پتروشیمی‌ها و صنایع پایین‌دستی بیش از آنکه بسترساز توسعه این صنعت و رشد صادرات شود به رشد دلالی کمک می‌کند و در بلندمدت تعطیلی کارخانه‌ها را به دنبال خواهد داشت. حاشیه سود بالا در کوتاه‌مدت بسیار فریبنده است و اگر هدف فقط کسب سود باشد از مزایای بلندمدت این صنعت دارای مزیت در کشور هیچ بهره‌ای نخواهیم برد. اصلاح گروه‌بندی تخصصی صنایع شیمیایی در کشور، بهبود نظارت‌های وزارت صنعت، شکل‌گیری اتحادیه‌ها و انجمن‌های تخصصی برای حمایت‌های صنفی و تعریف منافع مشترک و حذف سهمیه‌ها و رانت‌ها می‌تواند ایران را در عرصه صنایع شیمیایی به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان جهان تبدیل کند که بسترساز اشتغال نیروی تحصیل‌کرده و متخصص نیز خواهد بود.

چاپ: ماهنامه  صنعت و شیمی( اردیبهشت 1396 )

مدیرعامل پرستیژلند را شهردار اصفهان کنید

مدیرعامل پرستیژلند را شهردار اصفهان کنید

سینا ایرانپور انارکی

شهرداری یک مسئولیت دشوار و دارای گستردگی موضوعی است. شهردار یک شهر به‌صورت مستقیم در کیفیت زندگی شهروندان نقش دارد. عمران و آبادانی، بهداشت و محیط‌زیست، معماری و زیباسازی، فرهنگ و هنر، مشاغل شهری، عبور و مرور، رفاه و امکانات، حقوق شهروندی و به‌طور کلی همه آنچه یک شهروند برای زندگی به آن نیاز دارد را یک شهردار باید فراهم کند. نقش شهرداران در زندگی مردم بدون تردید بیش از مقامات عالی‌رتبه کشوری و حتی رئیس‌جمهور است و بنابراین انتخاب فردی آگاه نسبت به تمامی حوزه‌های شهری و آرمان‌گرا جهت ایجاد رفاه برای شهروندان از اهمیت بالایی برخوردار است.

پیش از تشکیل شوراهای اسلامی شهر، شهرداران با گزینش و صلاحدید وزارت کشور بر کرسی مدیریت شهری تکیه می‌زدند و اکنون طی چهار دوره گذشته و آغاز پنجمین دوره شورای شهر این اعضای پارلمان شهر هستند که شهردار را انتخاب و معرفی می‌کنند. انتصاب و یا انتخاب شهرداران نیز همانند سایر مقامات دولتی بیش از آنکه بر اساس شایستگی انجام شود بر پایه روابط فرد با مقامات انجام شده است. در سال‌های اخیر نیز علاوه بر روابط خاص با مدیران رده بالا برخورداری از مدرک دکترا و تحصیلات عالی به سایر عوامل گزینشی افزوده شده است.

در ایران تخصص گرایی، برخورداری از سوابق کارا و مؤثر در حوزه مدیریتی مورد نظر، آگاهی از نیازهای سازمانی و درخواست‌های موجود نقش چشمگیری در انتخاب مدیران ندارد. اعضای شوراهای شهر بیش از آنکه در حوزه شهری دارای تخصص باشند از سایر زمینه‌ها پای به عرصه مدیریت شهری می‌گذارند و از این رو همیشه این شهرداران هستند که شورا را هدایت و راهبری می‌کنند که خود یک آسیب جدی برای اداره شهر برشمرده می‌شود.

بدون تردید مهم‌ترین عامل برای گزینش یک شهردار برخورداری از سوابق و تجارب در حوزه مدیریت شهری است. ارزیابی عملکرد فرد در گذشته و بررسی نقاط قوت و ضعف مدیریتی وی می‌تواند بهترین راهکار برای سنجش توانایی‌های یک مدیر باشد. با این اوصاف در شهر اصفهان با وجود چالش‌های فراوان زیست‌محیطی، ترافیکی و طراحی نا به هنجار شهری از یک‌سو و بحران درآمدزایی از سوی دیگر در شهرداری چه کسی باید بر صندلی بالاترین مقام شهری تکیه بزند؟

اصفهان در یک دهه گذشته با بحران شدید مدیریت شهری و استانی مواجه بوده است. وضعیت نا به سامان منابع آبی، خشکی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی، رشد مهاجرت به مرکز استان، توقف اجرای پروژه‌های زیرساختی و فرار سرمایه‌گذاران نتایج مدیریت ضعیف شهرداران و استانداران اصفهان بوده است.

مدیران اصفهانی به قدرت لابی‌گری و تعاملات سازنده با مقامات ارشد، شهره عام و خاص هستند. نصف جهان آن‌قدر ظرفیت و منابع در اختیار دارد که با اندکی تدبیر و تعامل می‌توان به‌سادگی جایگاه آن را تا سطح بهترین سکونتگاه‌های خاورمیانه و حتی خاور دور ارتقا داد.

اصفهان در شرایط کنونی به شهرداری نیاز دارد که در درجه نخست تجربه‌ای موفق در مدیریت شهری را از خود به نمایش گذاشته باشد. مدیران دولتی و صاحب‌نام گزینه‌های خوبی برای اداره یک شهر با بحران‌های مختلف اصفهان نیستند. این شهر به مدیری نیاز دارد که بتواند با راهکارهای بخش خصوصی و عدم وابستگی به درآمدهای مالیاتی و فروش تراکم اداره شود.

این مدیر شهری باید از تجارب شهرهای مدرن و توسعه‌یافته دنیا آگاهی داشته باشد و تلاش کند با راهکارهای روز مدیریت شهری در جهان مشکلات را برطرف کند. طراحی پارکینگ‌های مدرن، استانداردسازی خیابان‌ها، جلوگیری از هدر رفت منابع آبی و بازچرخانی آب با فناوری‌های روز دنیا و رشد خطوط حمل‌ونقل عمومی و ... بخشی از راهکارهای لازم برای بهبود کیفیت زندگی در شهر اصفهان است.

جذب مشارکت مردمی و بخش خصوصی در اجرای پروژه‌های شهری، ایجاد منابع درآمدی جدید برای شهرداری و توسعه مشاغل شهری موضوع مهم دیگری است که شهردار اصفهان باید قادر به اجرای آن باشد. تعامل با سایر شهرهای جهان و جذب سرمایه‌گذاران خارجی را نیز باید از حرف به عمل نزدیک کند.

ارتباط با مقامات عالی نظام و دولت از دیگر ویژگی‌های شهردار جدید اصفهان باید باشد. مدیریت شهر اصفهان با بحران‌های موجود بدون تعامل کارساز و مؤثر با سران نظام امکان‌پذیر نیست و بنابراین شهردار اصفهان باید دیپلماسی را نیز به‌خوبی بشناسد.

مسعود صرامی، مدیرعامل شرکت پرستیژلند ایران از معدود چهره‌های سرشناس اصفهان است که تمام ویژگی‌های بالا را یک جا در اختیار دارد. صرامی دکترای مدیریت یا هر رشته دیگری را ندارد اما اجرای هم‌زمان دو ابر پروژه شهری یعنی اصفهان سیتی سنتر و شهرک سلامت اصفهان به‌وسیله شرکت تحت مدیریت وی که همراه با جلب سرمایه‌گذار خارجی و مشارکت بخش خصوصی بوده است؛ گواه توانایی‌های این فعال اقتصادی در مدیریت شهری است.

موفقیت اصفهان سیتی سنتر به عنوان یکی از 10 شاپ مال بزرگ دنیا و تداوم روند توسعه آن در یک دهه گذشته به‌خوبی نشان می‌دهد این مجموعه هدفمند و با رویکرد مشتری مداری در سطح استانداردهای جهانی مدیریت می‌شود.

اجرای هم‌زمان پروژه شهرک سلامت به‌وسیله مسعود صرامی نیز بیانگر توجه این سرمایه‌گذار به ضرورت‌های رفاهی و بهداشتی شهروندان اصفهانی است. شهرک سلامت و اصفهان سیتی سنتر تا ابتدای سال 97 تکمیل و آماده بهره‌برداری می‌شوند و با همین دو پروژه اصفهان در بهبود استانداردهای کیفیت زندگی در صدر شهرهای کشور و حتی خاورمیانه قرار خواهد گرفت.

مدیرعامل پرستیژلند ایران از روابط و دیپلماسی خوبی نیز در تعامل با مقامات عالی کشور نیز برخوردار است. تاکنون بیشتر وزرای وقت و معاونان رئیس‌جمهور نیز از این مجموعه بازدید داشته‌اند و همچنین صرامی در مدیریت بحران‌های مجموعه همانند حادثه ریزش سقف پارکینگ و یا آتش‌سوزی ساختمان در حال ساخت نیز عملکرد خوبی از خود به نمایش گذاشته است.

اصفهان سیتی سنتر از بخل و تنگ‌نظری برخی چهره‌ها نیز در امان نبوده است و با جوسازی‌های فراوان تلاش کرده‌اند تکمیل این پروژه را به بهانه‌های مختلف متوقف کنند اما صرامی از عهده این نوع رفتارهای سیاسی نیز به‌خوبی برآمده است.

دیگر شهر اصفهان به یک آقای دکتر اتوکشیده، خوش‌چهره و بله‌ قربان‌گو نیازی ندارد. مردم اصفهان یک شهردار با تجربه و موفق در حوزه مدیریت شهری می‌خواهند که قادر باشد با دیدگاه‌های نوین و تجارب جهانی، نصف جهانشان را اداره کند. شورای شهر جدید اصفهان به‌جای انتخاب از میان اعضای خود و یا بررسی چهره‌های اصلاح‌طلب استانی و کشوری اندکی جسارت به خرج دهد و مدیری کارآزموده و غیرسیاسی را برای شهرداری اصفهان برگزیند؛ این حداقل انتظار مردم از اصلاح‌طلبان راه یافته به شورای شهر است. 

 

***پاسخ آقای مسعود صرامی(مدیرعامل پرستیژلند) به یادداشت بالا***

پسر خوب و رفيق من جناب اقاي اناركي
هميشه مي گويم شاه خائن علي و حسين همدانيان را زماني گرفت كه ريسندگي و بافندگي كل كشور متوقف شده بود ولي كارخانه هاي  اين دو برادر با موفقيت كار مي كرد. 
 
شاه از علي و حسين همدانيان خواست تا كمك كنند و راهكاري جهت خروج ركود نساجي كشور پيدا كنند. سياست مداران و سازمان هاي ما بايستي از بخش خصوصي موفق در تمام امور اين گونه استفاده كنند  و خود مجري شوند .  
اگر من بروم جاي اقاي دكتر جمالي نژاد و اقاي دكتر بيايد جاي من هر دو ناموفق خواهيم بود. اگر تجربه  افراد موفق در صادرات ، توليد ، گردشگري و و و بكار گرفته شود دقيقا همان خواهد شد كه كشور نياز دارد.
كويتي ها كه ما انها را عرب ملخ خور مي پنداريم  هر ماه  يك نَفَر را كه ٩٠ سال سن دارد از كشوري ديگر براي ٢ روز مي اورند كويت تا تجربيات خود را در اختيار دولت مردان كويت قرار دهد تا انان بتوانند با فراگيري از تجربيات او كويت را اداره كنند.
ما ايرانيان با هوش هستيم و همه خود را كاردان همه امور مي دانيم ولي  قدرت فراگيري نداريم.
ضمن اينكه استاندار و شهردار مجري دستوراتي هستند كه به انها داده مي شود  و کارآفرین تابع  به اجرا در اوردن اهداف خود بدون معترض خواهد بود .
اگر به من پيشنهاد رياست جمهوري هم بدهند نخواهم پذيرفت چون  در ان جايگاه نيستم و جوابگو به كسي جز هدفي كه براي ان تلاش مي كنم، نیستم .
 
اقاي دكتر جمالي نژاد اگر دستور و اختيار صحيح بگيرد خوب عمل خواهد کرد.
مهم تَر از همه، امثال من گذشت جمالي نژاد ها را نخواهيم داشت كه از وقت خود براي هدف ديگران بگذريم ما براي اهداف خود تلاش مي كنيم ، شهردار ، استاندار و ... ازادي عمل نياز دارند كه در سيستم دولتي اين ازادي وجود ندارد.  اكثر مردم صبح را با انتقاد از عملكرد درست و غلط مسولان شب مي نمايند .
 
بياييد  تا در جايگاه ديگران قرار نگرفته ايم در موردشان قضاوت نكنيم .
اقاي دكتر جمالي نژاد با يك تيّم همراه و برگه استعفاي افراد منفي و مخالفي با سازندگي در شهرداري اگر شروع بكار كند قادر به ایجاد تحول خواهد بود.
 
يك راننده تاكسي بهتر از استاد دانشگاه خيابان هاي شهر را مي شناسد  پس وقتي مي خواهيم از نزديكترين راه در كوتاهترين زمان به مقصد برسيم بهتر است با راننده ای كه خيابان و كوچه هاي فرعي آن را مي شناسد حركت كنيم تا با ادم تحصيل كرده ااي كه اشنايي به خيابان ندارد .
 
تا زماني كه وزير ، استاندار ، شهردار و ... جهت عدم اجراي تعهد خود محاكمه نشوند و براحتي از تخلفات انان گذر كنيم شعار وجود دارد و انجام تعهد خير.
بخش خصوصي ضرر اشتباه خود را مي دهد، بر اثر اشتباه ورشكست مي شود و به زندان مي افتد ولي کدام مسئول در ٣٧ سال گذشته تا به امروز جهت انجام اشتباهات خود حتي مورد باز خواست قرار گرفت؟!  
تا زماني كه جود ( بخشش ) جاي خود را به عدل بدهد همين مسير اشتباه ادامه پيدا خواهد كرد .
 
موفق باشي
مسعود صرامي 
(اين متن را در جواب بنويسيد لطفا)
 
انتشار در خبرگزاری برنا:
 
انتشار در سایت انارک نیوز: 
 

ماجرای دو شیخ و دو مهندس

سرمقاله روزنامه نسل فردا

ماجرای دو شیخ و دو مهندس

سینا ایرانپور انارکی

عرصه سیاست ایران شاهد تحولات چشمگیری شده است. تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی و موفقیت اصلاح‌طلبان در کسب کرسی‌های شورای شهر و پیش از این نیز کسب کرسی‌های مجلس بیانگر شکل‌گیری یک فرهنگ سیاسی در بین مردم ایران است. انتخاب و رای بر اساس لیست مورد تائید احزاب و صحنه‌گردانان سیاسی نشان می‌دهد مردم ایران اقبال بیشتری به تفکرات حزبی دارند. چهره‌های اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا نیز به‌خوبی نسبت به این رویداد سیاسی آگاهی یافته‌اند و در تلاش هستند این اتفاق مبارک ادامه‌دار باشد.

استعفای شیخ نور و اعلام حضور وی در عرصه سیاست و محبوبیت بی‌چون و چرای سید حسن خمینی نزد افکار عمومی از یک‌سو و چهره جدید اسحاق جهانگیری در انتخابات ریاست جمهوری و رای نخست محسن هاشمی فرزند مرحوم آیت اله هاشمی در تهران بسترساز شکل‌گیری چهره‌هایی جدید در عرصه سیاست ایران شده است.

اکنون که اصولگرایان و اصلاح‌طلبان با کمبود چهره‌های کاریزماتیک برای جلب آرای مردمی مواجه هستند بازسازی چهره ناطق نوری و افزایش محبوبیت سه فرد نامبرده در بالا می‌تواند قدرت جناح چپ را برای ادامه کار در آینده افزایش دهد.

شایعات پیرامون این چهار چهره جدید بسیار فراوان است و اگر به‌درستی هدایت نشوند نه تنها اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان بلکه جامعه‌ای که به این افراد اعتماد کرده‌اند نیز آسیب جدی خواهند دید. زمزمه‌های ریاست ناطق نوری بر مجمع تشخیص مصلحت رخداد بسیار خوبی است که اگر به وقوع بپیوندد بار دیگر فردی معتدل و با تجربه در عرصه‌های مختلف سیاسی بر این کرسی مصلحت‌اندیش تکیه خواهد زد و اگر غیر از این برای ناطق رقم بخورد باید وی را در کنار شیخ ممنوع‌التصویر اصلاحات صحنه‌گردان عرصه سیاست داخلی دانست و از ورود وی به پست‌های اجرایی که شایعات آن به گوش می‌رسد جلوگیری کرد.

سید حسن دیگر ذخیره نباشد

سید حسن خمینی نیز چهره محبوبی است که با درایت هاشمی رفسنجانی قرار بود به یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری تبدیل شود اما متأسفانه از ورد وی به انتخابات جلوگیری به عمل آمد و شاید بهتر باشد اکنون برای تجربه‌اندوزی این چهره محبوب فکری کرد تا در آینده نه‌چندان دور بتوان وی را برای مقام‌های بالاتری کاندیدا کرد. نمایندگی مجلس فرصت خوبی بود که از دست رفت و شاید اکنون سید حسن خمینی گزینه مناسبی برای حضور در دولت دوازدهم و پست‌هایی هم چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا یکی از معاونت‌های ریاست جمهوری باشد. سید حسن باید یکبار برای همیشه تکلیف خود را برای حضور در عرصه سیاست روشن کند و اگر تصمیم دارد یک سیاستمدار باشد وقت آن رسیده خود را از حالت ذخیره خارج و پای به میدان امور اجرایی بگذارد.

معاون اول در لباس رئیس‌جمهور

اما اسحاق جهانگیری که به یک‌باره در کارزار انتخابات ریاست جمهوری چهره‌ای جنجالی از خود به نمایش گذاشت و به عقیده برخی پدیده این دوره نام گرفت با سوابق اجرایی خوبی که در اختیار دارد مورد هدف بسیاری از رسانه‌هاست. برخی وی را گزینه مناسبی برای شهرداری تهران می‌دانند در حالی که بی‌تردید برای کسی که نامزد ریاست جمهوری بوده است و حکم معاون اولی رئیس‌جمهور را در اختیار دارد حضور در شهرداری تهران یک تنزل به شمار می‌رود. اگرچه شاید شرایط کنونی شهرداری تهران نیازمند مدیر با تجربه و تکنوکراتی همچون اسحاق جهانگیری است. با این وجود اسحاق جهانگیری بهتر است همچنان در مقام معاون اولی باقی بماند و یکی از گزینه‌های اصلاح‌طلب برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری باشد اگرچه اصلاح‌طلبان باید آگاه باشند این چهره جدید برای دست‌یابی به ریاست جمهوری چند مشکل اساسی دارد نخست یک‌بار بلیت خود را خرج حسن روحانی کرده است و از سوی دیگر به لحاظ مهارت در سخنرانی و چهره و زبان بدن بسیار ضعیف‌تر از حسن روحانی است.

بهبود جایگاه شورای شهر

محسن هاشمی فرزند کم حاشیه آیت اله بوده است که اگر بتواند حواشی را از خود دور کند شاید در سال‌های نه‌چندان دور گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری در ایران باشد. هاشمی یک سیاستمدار تکنوکرات با رویکردهای مهندسی است که مهم‌ترین سابقه اجرایی وی به مدیرعاملی مترو تهران باز می‌گردد. در دوره قبلی شورای شهر در رقابت با محمدباقر قالیباف با اختلاف یک رای از شهرداری تهران بازماند اما اکنون با رای مردم تهران در رأس شورای شهر قرار گرفته است. هاشمی دو راه بیشتر ندارد یا باید به رای مردم احترام بگذارد و در چهره ریاست شورای شهر که به احتمال خیلی زیاد به دست خواهد آورد جایگاه و شأن شورای شهر را نزد افکار عمومی و دولت ارتقا دهد که اگر چنین رویکردی را در پیش بگیرد بدون تردید موفقیت خود را در آینده برای کسب کرسی‌های بالاتر تضمین خواهد کرد.؛ اما اگر بخواهد وارد عرصه اجرا شود و مسئولیت شهرداری تهران را بر عهده بگیرد بدون تردید در صورت عدم موفقیت با وجود بدهکاری سنگین شهرداری تهران و چالش‌های این شهر بزرگ باید کرسی‌های بالاتر را نیز برای همیشه به فراموشی بسپارد.

اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان باید آگاه باشند رای مردم به آن‌ها تمدید نمی‌شود اگر فرصت کنونی که شورای شهر، مجلس و ریاست جمهوری را با هم در اختیار دارند به بهترین شکل مورد استفاده قرار ندهند. جناح چپ سیاسی کشور باید در این دوره چهار ساله تلاش کند با اصلاح ساختارهای سیاسی و اقتصادی و پرهیز از تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت اعتماد مردم را به خود جلب کند و نگذارد بار دیگر پوپولیسم و عوام‌فریبی بر کشور حاکم شود.  

انتشار : صفحه یک روزنامه نسل فردا (سرمقاله) یکشنبه 7 خرداد 1396

انتشار در سایت بازنیوز:

http://baznews.ir/News/10069/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3.html