بررسی عملکرد هفت مشاور کسب و کار در اصفهان

بررسی عملکرد هفت مشاور کسب و کار در اصفهان

سینا ایرانپور انارکی

روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

مشاوره یکی از جذاب‌ترین مشاغل دنیا به شمار می‌رود. کمک به دیگران و راهنمایی آن‌ها احساس بسیار خوبی را در هر فردی به وجود می‌آورد و از سوی دیگر استقلال شغلی بدون نیاز به کارفرما این حرفه را برای بسیاری از افراد به حرفه‌ای مطلوب تبدیل کرده است.

مشاوره دیگر منحصر به رشته روانشناسی و حقوق نیست و طی یک دهه گذشته با افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان رشته مدیریت از یک سو و پیچیدگی کسب و کارها از سوی دیگر بستر شکل‌گیری حرفه مشاوره کسب و کار به‌ویژه در زمینه بازاریابی و فروش فراهم شده است. در این مقاله عملکرد هفت مشاور حوزه کسب و کار در اصفهان (مجید سدیدی، علی صفامهر، سعید وفایی، علی زارعی، حسین طاهری، مقداد صرامی و سپهر حلاجیان) به صورت مختصر بررسی شده است. بدون تردید این تحلیل درباره افراد نامبرده خالی از اشکال نیست اما امیدوارم در توسعه فعالیت آن‌ها و بهبود عملکردشان مؤثر واقع شود.

مشاوران حوزه کسب و کار باید آگاه باشند که برای توسعه عملکرد و بهبود برند خود نیازمند بهره‌گیری از مشاوران علمی، روانشناسی، رسانه و روابط عمومی و ... هستند.

مجید سدیدی

مجید سدیدی دارای دکترای مدیریت گرایش بازاریابی از دانشگاه اصفهان است. سدیدی اگرچه نسبت به سایر افراد این فهرست دارای سابقه و سن بیشتری است اما در محافل عمومی و رسانه‌ای کمتر شناخته شده است. این دکترای مدیریت با نزدیک به 20 سال سابقه فعالیت بخش زیادی از تجربه خود را در مجموعه فولاد ماهان به دست آورده است و پس از جدایی از این مجموعه صنعتی فعالیت خود را به عنوان یک مشاور آغاز کرد.

سدیدی با آنکه عضو هیئت‌علمی دانشگاه نیست اما به جهت برخورداری از تحصیلات دانشگاهی در رشته مدیریت در موضوع مشاوره نیز رویکردی علمی را دنبال می‌کند. تسلط کامل به مفاهیم عمیق مدیریتی به‌ویژه در زمینه بازاریابی و شناخت تکنیک‌ها و شیوه‌های محاسباتی فروش از مهم‌ترین ویژگی‌های این مشاور به شمار می‌رود.

سدیدی از یک سال پیش با راه‌اندازی موسسه راهبرد پنجم تلاش کرد کار مشاوره را به صورت سازمان‌یافته ادامه دهد. تولید صدها صفحه محتوای کاربردی در قالب پکیج‌های مختلف ویژه مدیران و آغاز فعالیت سایت فروشگاهی موسسه برای انتشار و فروش این محتواهای تخصصی یکی از کارهای ارزشمند و علمی این مشاور به شمار می‌رود که همانند سیستم ایزو می‌تواند نیازهای سازمانی یک مدیر را در تمام زمینه‌های اداری و بازرگانی پاسخگو باشد.

سدیدی در سال 96 تلاش کرد نام خود را نیز بیش از گذشته در محافل اقتصادی و علمی مطرح کند. وی با برگزاری دوره تخصصی در زمینه فروش مویرگی در اتاق بازرگانی اصفهان، نویسندگی نخستین نمایشنامه مدیریتی با عنوان راز فروش و اجرای این نمایش در دانشگاه اصفهان، فعال‌سازی کانال تلگرامی با عنوان سیستمان و صفحه اینستاگرام شخصی و سازمانی خود نشان داد این مشاور که در سال‌های آغازین دهه 40 زندگی خود قرار دارد تصمیم گرفته تجارب 20 سال گذشته خود را با تأمل و همراه با نوآوری در اختیار مدیران و صاحبان کسب و کار قرار دهد.

سدیدی البته از چند جهت دچار نقاط ضعف نیز هست. چهره و انتخاب لباس یکی از اثرگذارترین عوامل جذب مخاطب به شمار می‌رود. این مشاور با اینکه از سطح علمی بالایی برخوردار است اما اگر قصد توسعه فعالیت‌های آموزشی و نفوذ بیشتر نزد مخاطبان را دارد باید فرصتی را برای بهبود کیفیت زبان بدن، فن بیان و پوشش خود اختصاص دهد و همچنین تعامل خود با رسانه‌ها را بهبود بخشد.

البته باید توجه داشت که دکتر سدیدی تاکنون تمایلی به جذب مخاطب و مشتری به صورت عام نداشته است و ترجیح داده فعالیت خود را به صورت محدود و برای یکسری از سازمان‌ها و شرکت‌ها در سطح مشخصی ارائه دهد و اگر همچنان نیز تأکید به جذب مشتری محدود و خاص دارد باید اندکی در استراتژی‌های برندسازی شخصی خود نیز تجدیدنظر کند.

 برنامه‌ریزی برای انتشار کتاب‌های تخصصی، همکاری با نشریات علمی و تخصصی، ایجاد مرکز مشاوره جامع و تخصصی کسب و کار، تأسیس انجمن مشاوران بازاریابی و فروش و رتبه‌بندی آن‌ها از پیشنهادهایی است که این مشاور با توجه به رویکرد علمی و تخصصی خود می‌تواند اجرا کند.

سدیدی وب‌سایت شخصی و سازمانی قدرتمندی نیز در اختیار ندارد و نیازمند بهبود روابط عمومی و توسعه فعالیت‌های خود در فضای وب نیز هست.

علی صفامهر

علی صفامهر دارای کارشناسی ارشد مدیریت گرایش بازاریابی از دانشگاه اصفهان است. صفامهر از دانشجویان ممتاز دانشگاه اصفهان در رشته مدیریت در دوره خود به شمار می‌رود که باوجود معلولیت از ناحیه هر دو پا و محدودیت‌های ناشی از آن یکی از جوان‌های موفق در عرصه مشاوره کسب و کار به شمار می‌رود.

صفامهر پس از فارغ‌التحصیلی برخلاف بسیاری از جوانان که به دنبال مشاغل استخدامی می‌روند با وجود مشکل جسمی تصمیم به راه‌اندازی یک مجموعه کوچک می‌گیرد و کانون آگهی و تبلیغات آوای تصویر را با مشارکت یکی از دوستان خود راه‌اندازی می‌کند.

صفامهر به جهت علاقه به رشته مدیریت در کنار کار تبلیغات، اجرای پروژه‌های تحقیقات بازار ویژه سازمان‌ها و شرکت‌ها را نیز آغاز می‌کند و اکنون با یک دهه فعالیت بیش از ده‌ها پروژه تحقیقاتی را در زمینه بازاریابی و فروش و تدوین برنامه استراتژیک به اجرا درآورده است.

صفامهر با توجه به موضوع فعالیت موسسه آوای تصویر نیز به مرور در زمینه تبلیغات بر روی طراحی و اجرای بسته‌بندی کالاهای مختلف متمرکز شد و اکنون برخی از شرکت‌ها به‌ویژه در زمینه غذا و دارو از مشتریان ثابت این موسسه به شمار می‌روند. خوش‌اخلاقی در برخورد با مشتریان و حفظ آن‌ها و روحیه شاد همراه باصداقت از ویژگی‌های خاص این مشاور کسب و کار به شمار می‌رود.

در کنار توانمندی‌های فکری و تخصصی که این مشاور کسب‌وکار از آن برخوردار است برخی نقاط ضعف را نیز می‌توان مشاهده کرد. صفامهر با آنکه خود مهارت و دانش کافی در رشته مدیریت را داراست اما در توسعه موسسه تحت مدیریت خود موفق عمل نکرده است و با گذشته یک دهه از فعالیت این مجموعه همچنان با دو الی سه نفر موسسه اداره می‌شود. این مشاور از روز نخست فعالیت خود را به صورت سازمانی و با دفتر کار ثابت آغاز کرده و ایده‌های فراوانی برای انجام کارهای مطالعاتی و طرح‌های تبلیغاتی داشته اما هرگز موفق به توسعه سازمان کوچک خود نشده است.

به نظر می‌رسد صفامهر به جهت معلولیت جسمی با وجود توانمندی‌های علمی و فکری قدرت ریسک بالایی برای سرمایه‌گذاری، تربیت و جذب نیروی جدید، فعال‌سازی واحدهای جدید سازمانی ندارد. حفظ این موسسه و سودآوری آن بدون تردید کار ارزشمندی برای فردی با محدودیت‌های صفامهر آن هم در این شرایط اقتصادی است اما ضرورت دارد این مشاور یک‌بار دیگر چه برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا و چه بهسازی عملکرد موسسه خود اقدام کند و در آغاز دهه 40 زندگی خود تحولی در عرصه کسب و کار مشاوره خود رقم بزند.

صفامهر نیز با توجه به کسب تجارب فراوان علمی و کاربردی در عرصه تحقیقات بازار و برنامه‌ریزی استراتژیک باید در اندیشه نگارش کتاب‌های تخصصی باشد تا ضمن توسعه برند شخصی، تجارب خود را نیز به مدیران و مشاوران کسب و کار عرضه کند. صفامهر هیچ رسانه شخصی به‌جز صفحه اینستاگرام خود ندارد و باید در اندیشه ایجاد یک وب‌سایت شخصی و توسعه فعالیت‌های خود در فضای وب نیز باشد.

سعید وفایی

سعید وفایی نسبت به افرادی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته‌اند شهرت بیشتری دارد. وفایی خیلی زود و با سابقه اندک در زمینه بازاریابی و فروش مسیر مشاوره کسب و کار را برای خود برگزید و با آنکه تحصیلات دانشگاهی وی کاملاً غیر مرتبط هست از یک دهه قبل با گذراندن دوره‌های بازاریابی و فروش آرام آرام تدریس را آغاز کرد.

وفایی بخش بزرگی از شهرت خود را مدیون کار تدریس است و به جهت گذراندن دوره‌های NLP و علاقه فراوان به موضوع ارتباط توانست به مرور نه تنها به یک مدرس مطرح تبدیل شود بلکه بسیاری وی را یک شومن خوب می‌شناسند.

وفایی به لحاظ چهره، لباس و زبان بدن استاندارد بسیار بالاتری نسبت به سایر اعضای این فهرست دارد و ازاین‌رو در جذب مخاطب و دانش‌پذیر برای دوره‌های بازاریابی و فروش نیز عملکرد خوبی را از خود به نمایش گذاشته است.

همه کسانی که نسبت به دانش تخصصی این مشاور نقد وارد می‌کنند به صراحت رفتار و شخصیت وی را مورد ستایش قرار می‌دهند. وفایی به تمام تماس‌های تلفنی خود پاسخ می‌دهد و همیشه مؤدب، خوش‌برخورد و پرانرژی است.

به نظر می‌رسد وفایی در زمینه ارتباطات مؤثر و NLP نسبت به سایر زمینه‌های دیگر تسلط بیشتری دارد و رفتار و منش این مشاور نیز بیانگر همین واقعیت است.

این مشاور در سال‌های نخست دهه 40 زندگی خود به سر می‌برد و جایگاه خود را به عنوان یک مدرس در حوزه مدیریت تثبیت کرده است اما کمتر به عنوان یک مشاور در حوزه کسب و کار شناخته می‌شود. وفایی با توجه به مهارت‌های فردی به‌ویژه در زمینه زبان بدن و ارتباطات کلامی می‌تواند با تجاربی که طی یک دهه گذشته به دست آورده است یک استاد و مدرس برجسته در همین رشته باشد.

وفایی در فضای وب و رسانه‌های اجتماعی نیز عملکرد قابل‌توجهی را نسبت به رقبای خود از خود به نمایش گذاشته که این موضوع به توسعه برند شخصی وی نیز کمک خوبی کرده است.

تدریس در زمینه‌های مختلف و فراوان در حوزه بازاریابی و فروش از نقاط ضعف این مشاور به شمار می‌رود. همچنان بسیاری وفایی را یک شومن می‌دانند تا یک مشاور کسب و کار و این شاید به دلیل اشتباه وی در انتشار برخی تصاویر و کلیپ‌ها در فضای مجازی باشد. برند وفایی همچنان از عدم برخورداری تحصیلات دانشگاهی در رشته مدیریت ضربه می‌خورد با اینکه وی دوره‌های فراوانی را در زمینه مدیریت پشت سر گذارده و هزینه زیادی برای آموزش و بهسازی دانش خود می‌کند.

به نظر می‌رسد حضور این مشاور در برخی مجموعه‌های بازاریابی شبکه‌ای نیز بیش از آنکه برند شخصی وی را تقویت کرده باشد؛ تضعیف کرده است. سعید وفایی دچار یک اشتباه استراتژیک نیز هست او گاهی در نقش یک مشاور تعالی فردی و روانشناس نیز ظاهر می‌شود. تعدد نقش‌هایی که این مشاور بر عهده می‌گیرد بعد از این نه تنها کمکی به او نمی‌کند بلکه مخاطب و مشتری را نسبت به تخصص او دچار سردرگمی خواهد کرد.

وفایی بهتر هست با تجاربی که در یک دهه گذشته به دست آورده است بر روی چند موضوع تخصصی به‌ویژه در زمینه زبان بدن، مذاکره، سخنرانی و ارتباطات کلامی متمرکز شود و حتی از روی کنجکاوی و علاقه نیز خود را در دام نقش‌های دیگر گرفتار نکند. اکنون زمان عمق بخشیدن به دانش تخصصی و تمرکز است و وفایی با توجه به ویژگی‌های فردی و مهارتی که داراست نباید بیش از این خود را تنوع‌طلب نشان دهد.

علی زارعی

علی زارعی نیز از جمله مشاوران کسب و کاری است که با تحصیلات غیر مرتبط و مهندسی پای به این عرصه گذاشته است. زارعی بنا به گفته خودش شروع فعالیت خود در زمینه کسب و کار را با انتشار یک کتاب آغاز کرد و با مطالعه مباحث مربوط به خلاقیت و دوره‌های سازمان ILO فعالیت خود را توسعه داد.

این مشاور حوزه کسب و کار از همان ابتدا ارتباط خوبی با رسانه‌ها برقرار کرد و به نویسنده ثابت مجله خلاقیت تبدیل شد. مجله خلاقیت در معرفی زارعی به عموم مردم نقش بسزایی داشت و به نوعی سکوی پرتاب این مشاور به شمار می‌رود.

زارعی با تأسیس موسسه رشد خلاقیت نوآوران جوان تلاش کرد در قالب یک سازمان، خدمات خود را ارائه دهد اما در توسعه موسسه تاکنون چندان موفق نبوده است.

این مشاور با برگزاری چند همایش درباره کارآفرینی و اجرای برنامه قطار جادویی ارتباط خود با کارآفرینان را بهبود بخشد و بدین ترتیب شناخت عموم مردم و کارآفرینان نسبت به وی افزایش یافت.

زارعی با کمک رویدادهای مختلف شانس ورود به رادیو و تلویزیون به عنوان کارشناس و مشاور را پیدا کرد و همچنین فرصت نگارش چند جلد کتاب در زمینه مدیریت با سرمایه‌گذاری یک ناشر برای وی فراهم شد اما همچنان به عنوان یک مشاور حوزه کسب و کار شناخته نمی‌شود.

زارعی با دانش و تخصصی که در زمینه تکنیک‌های خلاقیت به دست آورد و ترجمه بازی‌های فکری مرتبط با کارآفرینی از معدود مشاوران تخصصی در زمینه خلاقیت و توسعه مهارت‌های کارآفرینی به‌ویژه برای کودکان و نوجوانان شناخته می‌شود.

اعتمادبه‌نفس بالا در برگزاری رویدادهای مختلف آن‌هم با بودجه‌های کم و ایجاد شبکه‌ای از کارآفرینان خرد شاید مهم‌ترین عامل موفقیت این مشاور باشد. زارعی در تعامل با کارآفرینان کوچک شهرستانی و تهرانی برای خود و این افراد فرصت‌های تبلیغاتی فراوانی را خلق کرد که برخی از آن‌ها بدون تردید امروز مدیون خلاقیت و خوش‌فکری این مشاور هستند.

اما این مشاور که از مهارت خوبی برای رویداد سازی برخوردار است چند اشتباه استراتژیک دارد. زارعی از مهارت‌های فردی متعددی برخوردار است و همین مهارت‌های فراوان وی را دچار عدم تمرکز کرده است. این مشاور خلاقیت بسیار اهل مطالعه است و نه‌تنها در موضوع خلاقیت و کارآفرینی به‌صورت عمیق مطالعه داشته بلکه نسبت به سایر بخش‌های حوزه کسب و کار نیز دانش لازم را به دست آورده است کما اینکه در زمینه آی تی و فضای وب هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

زارعی همچنین تاکنون چند جلد کتاب به چاپ رسانده است که هیچ‌کدام پرفروش نبوده‌اند و جز کتاب‌های مطرح و مرجع به شمار نمی‌روند.

این مشاور با توجه به علاقه‌ای که به هنر موسیقی داشت اقدام به انتشار کلیپ‌هایی از آواز و نوازندگی خود کرد و بدون تردید مخاطبی که وی را به عنوان یک کارشناس و مشاور شناخته است نسبت به دانش و توانایی‌های او دچار تردید خواهد شد.

زارعی از جمله مشاورانی است که بسیار می‌داند اما دانسته‌های فراوان او را سردرگم کرده است و اشتیاق وی به مطرح کردن خود در زمینه‌های مختلف یک آسیب جدی برای توسعه برند ایشان به شمار می‌رود.

خیلی از افراد دارای چند مهارت و استعداد هستند اما این استعدادها نباید به موازات هم و با رسانه‌های یکسان معرفی شوند. امروز شمار کسانی که علی زارعی را می‌شناسند بسیار افزایش‌یافته است اما من به‌عنوان یک مخاطب نمی‌دانم باید برای چه موضوعی او را دنبال کنم.

بهتر بود زارعی برخی علایق شخصی خود را تنها در محافل خصوصی دنبال می‌کرد و از انتشار آن در شبکه‌های مجازی پرهیز می‌نمود و از سوی دیگر به جای آنکه یک مشاور در تمام زمینه‌های کسب و کار باشد تمام توان خود را برای موضوع خلاقیت و کارآفرینی آن هم ویژه کودکان و نوجوانان به کار می‌گرفت.

همچنان در ایران مشاوران زیادی برای آموزش مباحث کارآفرینی، خلاقیت و اقتصاد ویژه گروه سنی کودک و نوجوان وجود ندارد و علی زارعی می‌تواند یک برند سرشناس و با تجربه در این زمینه به شمار رود.

حسین طاهری

در سال 96 حسین طاهری بدون تردید پرآوازه‌ترین مشاور کسب و کار در اصفهان بود. طاهری که سال‌ها در قبای مدیریت کانون آگهی و تبلیغات شناخته‌شده بود چند سالی است که عنوان مشاور «برندینگ، بازاریابی و تبلیغات» را برای خود برگزیده است. این عنوان سه‌کلمه‌ای در زیر نام وی و در سایت شخصی ایشان قابل‌مشاهده است!

طاهری جوان، پرانرژی و خوش‌تیپ است و فن بیان خوبی دارد. کانون آگهی و تبلیغات تحت مدیریت وی جز کانون‌های برجسته اصفهان است و برخلاف سایر مشاوران حوزه کسب و کار که در ایجاد یک سازمان و توسعه آن با مشکل مواجه بوده‌اند وی در این زمینه کارنامه به نسبت درخشانی دارد.

این مشاور در موضوع تولید محتوا و کپی رایتینگ نیز عملکرد بسیار قابل‌توجهی را از خود به نمایش گذاشته و نسبت به سایر مشاوران این فهرست در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی جایگاه برتری به دست آورده است.

طاهری تدریس می‌کند، کتاب می‌نویسد، مشاوری رویداد محور است و به صاحبان کسب و کار، مشاوره نیز می‌دهد. این توانایی‌ها به کنار، طاهری در فضای مجازی در حال معرفی خود به عنوان یک فیلسوف، دانشمند و روانشناس نیز هست! جملات کوتاه و معناگرایی که در کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام وی منتشر می‌شود گاهی مخاطب را بهت‌زده می‌کند که این حسین طاهری است یا ماهاتما گاندی یا آلبرت اینشتین یا آنتونی رابینز یا...!

همان‌طور که اشاره شد طاهری زیر نام خود عنوان مشاور «برندینگ، بازاریابی و تبلیغات» را استفاده می‌کند اما من به عنوان کسی که در کانال و صفحه اینستاگرام این مشاور هستم بیشتر لباس فیلسوف را به قامت ایشان برازنده می‌بینم تا بازاریابی و تبلیغات.

به ظن بسیاری برند، بازاریابی و تبلیغات مباحث و موضوعاتی یکسان و مشابه هم هستند اما این سه کلمه هر کدام‌یک رشته تخصصی شناخته می‌شوند که هر سه این خدمات گاه حتی از اراده یک سازمان خارج است اما اینکه حسین طاهری خود را مشاور و متخصص هر سه این رشته‌ها می‌داند اندکی جای تأمل دارد.

حسین طاهری مدیر یک کانون آگهی و تبلیغات موفق است و کاش این موفقیت را قدر بداند و گرفتار وسوسه شهرت نشود.

حسین طاهری به عنوان یک مدیر سازمانی تمام این خدمات را می‌تواند ارائه کند اما به عنوان یک مشاور و کارشناس فقط می‌تواند یکی را برگزیند.

حسین طاهری داشته‌های فراوانی به عنوان یک مدیر اجرایی جوان دارد که نباید این داشته‌ها را به جهت جذابیت و شهرت کار مشاوره از دست بدهد.

در ایران اگرچه هزاران کانون آگهی و تبلیغات دارای مجوز فعالیت هستند و شأن و منزلت این حرفه به جهت عدم دانش و تخصص فعالان این حوزه تنزل یافته است اما تبلیغات یک حوزه بسیار وسیع و عمیق به شمار می‌رود که علوم مدیریت، روانشناسی، گرافیک و رشته‌های فنی را نیز شامل می‌شود.

هنوز در اصفهان جای خالی یک کانون آگهی و تبلیغات حرفه‌ای و تمام‌عیار به‌شدت احساس می‌شود و بدون تردید مدیر جوان و خوش‌فکری و باسوادی همچون حسین طاهری شاید بهتر باشد به‌جای تکمیل صندلی‌های اتاق بازرگانی اصفهان برای سمینارهای آموزشی سودای ایجاد بزرگ‌ترین کانون آگهی و تبلیغات کشور را در سر بپروراند.

این صندلی‌ها را به بهانه‌های مختلف می‌شود پر کرد اما مغزها را بعید می‌دانم.

مقداد صرامی

مقداد صرامی از تازه واردهای عرصه مشاوره کسب و کار است اما بسیار با انگیزه این کار را دنبال می‌کند. صرامی سال‌ها مدیریت یک کانون آگهی و تبلیغات را بر عهده داشت و موفقیت‌هایی را نیز با این کانون تجربه کرد اما چهار سال پیش بنا به دلایلی کانون را رها کرد و تصمیم گرفت با تجاربی که به دست آورده است و برخلاف رشته دانشگاهی مشاور کسب و کار شود.

صرامی در کار بسیار منظم است و مهارت خوبی در ایجاد ساختارهای بازاریابی و فروش دارد. در بیشتر مشاوره‌های خود تلاش کرده است واحد بازاریابی و فروش را ایجاد و یا بازسازی کند و در این زمینه در مدتی کوتاه عملکرد خوبی را به نمایش گذاشته است.

صرامی هم مانند بسیاری از مشاوران کسب و کار از برند شهری گرفته تا تبلیغات و بازاریابی ورود پیدا کرده اما تمرکز وی بیشتر روی موضوع مشاوره بازاریابی و فروش و بهسازی واحدهای بازاریابی و فروش بوده است.

صرامی بیش از آنکه مشاور باشد یک مدیر اجرایی است و شاید به همین دلیل نیز در مشاوره‌های خود تا اندازه زیادی به امور اجرایی هم ورود پیدا می‌کند و این اتفاق مزایا و معایب خود را به دنبال دارد.

نقطه‌ضعف این مشاور کمبود دانش تخصصی در حوزه بازاریابی و فروش است و بیشتر به تجارب شخصی و توان اجرایی خود اتکا دارد که بدون تردید در بلندمدت در صورت عدم بهره‌مندی از تحصیلات دانشگاهی و دوره‌های تخصصی با چالش مواجه خواهد شد.

بهبود کیفیت پوشش ظاهری و زبان بدن نیز می‌تواند در جذب مخاطب وی تأثیر بسزایی داشته باشد. مستندسازی تجارب کاری و انتشار آن نیز می‌تواند در توسعه برند شخصی این مشاور مؤثر واقع شود.

سپهر حلاجیان

سپهر حلاجیان نیز از مشاوران جوان حوزه کسب و کار است و بیشتر به عنوان یک فعال حوزه روابط عمومی و رسانه شناخته می‌شود. وی مدت‌ها موضوع روابط عمومی تجاری را برای برند سازی برگزیده بود اما مانند سایر مشاوران کسب و کار گرفتار باتلاق همه چیز دانی شد و کم کم در زمینه بازاریابی و فروش نیز ورود پیدا کرد.

حلاجیان در سال 96 تلاش کرد با برگزاری دوره‌های آموزشی و ویدئوها و فایل‌های صوتی وجهه‌ای جدید را برای خود ایجاد کند و بدون تردید در معرفی خود به جامعه اقتصادی تا اندازه‌ای موفق عمل کرد.

این مشاور سابقه‌ای طولانی در همکاری با کسب و کارهای کوچک و اصناف استان اصفهان دارد و بخش زیادی از تجارب خود را در تعامل با بازاریان به دست آورده است که این از نقاط قوت وی به شمار می‌رود.

حلاجیان ساده و صمیمی است و مهارت فوق‌العاده‌ای در آشپزی دارد. تعداد زیادی از مشتریان وی صاحبان رستوران‌ها و صنایع غذایی هستند. وی زیاد کتاب می‌خواند، زیاد فیلم تماشا می‌کند و به آشپزی علاقه ویژه‌ای دارد.

از نقاط ضعف این مشاور نیز کمبود تحصیلات دانشگاهی در رشته مدیریت است و البته مانند بسیاری از مشاوران دیگر که از آن‌ها اسم برده شد زبان بدن و پوشش مناسبی ندارد. از آن مهم‌تر حلاجیان هنوز در آرایش مو و صورت نیز به ثبات نرسیده است که این موضوع برای یک مشاور کسب و کار که قصد یدک کشیدن عنوان معلمی و استادی را دارد نیز اصلاً اتفاق خوبی نیست.

به نظر می‌رسد این مشاور در موضوع روابط عمومی تجاری با کمبود محتوا و مشتری مواجه شده و به همین دلیل به موضوع بازاریابی و فروش هم ورود پیدا کرده است.

حلاجیان چند مهارت منحصر به فرد دارد که باید تمرکز خود را روی آن‌ها بگذارد. نخست اینکه او نه تنها آشپزی را به خوبی می‌داند بلکه با تمام مباحث مربوط به مدیریت رستوران و کافی‌شاپ آشناست و می‌تواند با دانشی که در زمینه بازاریابی و روابط عمومی به دست آورده است به صورت کاملاً تخصصی خود را به عنوان مشاور صنعت رستوران‌داری و حتی به مرور هتل داری معرفی کند.

دوم اینکه وی تجربه فراوانی در زمینه روابط عمومی دارد و روابط عمومی یک موضوع مغفول در صنعت و تجارت کشور است و با عمق‌بخشی به مطالعات خود در این زمینه می‌تواند به یک مشاور تخصصی در زمینه روابط عمومی تجاری تبدیل شود.

حلاجیان در زمینه ایجاد کانون آگهی و تبلیغات و کار سازمانی موفقیت چندانی به دست نیاورده است و پیشنهاد می‌شود از ساخت برند جدید در قالب موسسه و آژانس پرهیز کند و تمام توان خود را بر روی برند شخصی و یکی از موضوعات تخصصی مورد اشاره به کار گیرد.

نگارش: پنجشنبه 30 فروردین 1397 

 

تهمت کلاه‌برداری به مشاوران کسب و کار اصفهان

دیروز پس از انتشار مقاله «بررسی عملکرد هفت مشاور کسب و کار در اصفهان» شخصی که در محافل عمومی خود را مشاور #اتاق_بازرگانی_اصفهان و #شورای_شهر_اصفهان معرفی می‌کند و البته بیشتر در حوزه روابط عمومی سابقه دارد در چند پیام متعدد افراد نامبرده شده در مقاله را کلاه‌بردار خطاب کرد و مدعی شد بنده با انتشار این مقاله از یک عده کلاه‌بردار حمایت کرده‌ام.

وی تمام هفت نفر را بی‌سواد و فاقد تحصیلات دانشگاهی برشمرد و زمانی که از وی خواستم مستنداتی مبنی بر ادعای خود ارائه دهد هیچ مدرک و مستندی نداشت و حتی اشاره به رویداد خاصی نکرد.

به این عبارات دقت کنید:

●حیف که افرادی که انتخاب کردید اکثراً اصلاً حتی یک پروژه کامل و موفق انجام نداده‌اند و فقط شومن هستند

و از طرفی اکثر این افراد حتی یک پروژه 500 میلیونی اجرا نکرده‌اند . تحصیلات آکادمیک ندارند اکثراً و....

داشتن چند کلاس بی‌محتوا . اینستا و کار گرافیکی ملاک مشاوره کسب و کار نیست

●جسارتا این تبلیغ و برند سازی برای تعدادی افراد بی‌هویت بود اگر یک پروژه موفق و اصولی تا حالا اجرا کرده‌اند و موفق شده باشند من از این شهر می‌روم.معرفی افرادی که باعث ورشکستگی و بدبختی خیلی از صاحبان کسب و کار کوچک این شهر شده‌اند به عنوان مشاور کسب و کار مطرح اگر امری بدتر نباشد کمتر نیست

شمایی که  به حق و درست از اتاق انتقاد می‌کنی بدانید که خیانت برخی از این آقایان به مراتب بدتر از امثال اتاقی‌ها هست.

این دو پیام بخشی از توهین‌ها و تهمت‌هایی بود که این فرد در گفتگوی تلگرامی برای من ارسال کرد.

تحصیلات دانشگاهی و بخشی از سوابق این هفت نفر در مقاله مورد اشاره قرار گرفته و حتی آن‌هایی که در مقطع لیسانس رشته نامرتبط تحصیل‌کرده بودند اکنون در مقطع فوق‌لیسانس در رشته مدیریت تحصیل می‌کنند.

ایشان خود را دکتر، پژوهشگر برند، مشاور روابط عمومی، مشاور برند شهری، مشاور گردشگری، کارشناس CRM معرفی می‌کنند و البته بیشتر این تهمت‌ها و توهین‌های ناروا به خاطر این بود که بنده عملکرد ایشان را در مقاله ارزیابی نکرده بودم.

کسی که سابقه خبرنگاری اجتماعی در یکی از روزنامه‌های اصفهان و مدیریت روابط عمومی دو شرکت در اصفهان را داشته و اکنون در جلسات اتاق بازرگانی به عنوان مشاور در تمام زمینه‌ها حضور دارد و درباره همه‌چیز اظهارنظر می‌کند مدعی است مشاور کسب و کار محسوب می‌شود اما امثال دکتر سدیدی با تحصیلات کامل در رشته مدیریت و بیست سال سابقه در این زمینه مشاور نیستند.

تأسف می‌خورم به حال اتاق بازرگانی  و یکی از کمیسیون‌های شورای شهر اصفهان که ایشان را با این شرایط اخلاقی و شخصیتی و بدون تخصص به عنوان مشاور خود برگزیده‌اند و در جلسات مختلف از ایشان دعوت می‌نمایند.

متأسفم کسی که عنوان استاد و پژوهشگر را با خود یدک می‌کشد و هرگز در اندازه این عناوین نیست این‌گونه سخیف چند نفر از کسانی که بی‌ادعا در عرصه مشاوره فعالیت دارند را مورد اهانت قرار می‌دهد.

متأسفم برای شورای شهر اصلاح‌طلبی که مشاورش چنین فردی است.

متأسفم برای اتاق بازرگانی که مشاور کمیسیون‌هایش چنین شخص دروغ‌گو، بی‌ادب و فاقد وجاهت علمی و شخصیتی است.

@marketingirani

کانال بازاریابی ایرانی

جمعه 31 فروردین 1397

 

پاسخ علی صفامهر

( یکی از هفت مشاور کسب و کاری که مورد اهانت و تهمت قرار گرفته است)

 

جناب آقای ... سلام و عرض ادب

من علی صفامهر هستم، متاسفانه تاکنون افتخار آشنایی با شما را نداشته ام ولی ظاهرا شما بنده را بصورت کامل می شناسید چون بعد از انتشار مطلب آقای ایرانپور در مورد مشاوران کسب و کار در اصفهان این حقیر را بیسواد و کلاهبردار که حتی توانایی انجام یک پروژه را ندارم معرفی کرده اید.

در این خصوص لازم می دانم چند نکته را خدمتتان عرض کنم.

اول اینکه آقای ایرانپور به بنده لطف داشتند و آن مطلب را بدون هماهنگی من و صرفا بر اساس آشنایی بیش از ده ساله ای که با من داشته اند نوشته اند و هر کجا از من تعریف کردند نظر لطفشان بوده و هر جا از من انتقاد کردند به من وارد بوده است و به دیده منت می پذیرم.

دوم اینکه من هیچ ادعایی نسبت به میزان سواد و تحصیلات خودم ندارم چه زمانی که با رتبه برتر کنکور در رشته مهندسی برق و الکترونیک دانشگاه دولتی پذیرفته شدم که به دلیل محدودیتهای جسمی به رشته مدیریت تغییر رشته دادم و چه زمانی که با رتبه برتر کنکور در رشته کارشناسی ارشد پذیرفته شدم و چه زمانی که به عنوان دانشجوی برتر و رتبه اول دانشگاه اصفهان در مقطع لیسانس و فوق لیسانس فارغ التحصیل شدم و حتی چه زمانی که بورسیه دکترای دانشگاه اصفهان و چند دانشگاه سوئد را گرفتم ولی به دلیل مشکلات جسمی و معلولیت انصراف دادم.

سوم اینکه به لطف پروردگار در این مدت که وارد حوزه کسب و کار شدم نه تنها سربار و حقوق بگیر کشورم و دیگران نبودم بلکه توانسته ام برای خودم و اطرافیانم ارزش افزوده ایجاد کنم و به چشم خودم بالندگی و رشد را در فرآیند کاری شرکتها و کارخانه هایی که به آنها کمک کرده ام را دیده ام. شاید به نظر شما کار برای شرکتهای بزرگ و انجام پروژه های چند صد میلیونی - مثل پروژه هایی که من برای شرکتهای صنایع شیر پگاه ایران و صنایع شیمیایی ایران و فولاد مبارکه و اسنوا و سامانه های هوشمند اطلاع رسانی شهری و کاشی اصفهان و غیره - انجام داده ام ارزش و افتخار باشد ولی من وقتی به خودم افتخار می کنم که مشاوره یک استارت آپ یا شرکت نو پا با سرمایه و امکانات اندک باشم و با یک قرداد کوچک چند میلیون تومانی به آنها کمک کنم و بعد از چند سال پیشرفت و شکوفایی آنها را نظاره گر باشم و صاحبان آن کسب وکارها از روی معرفت و بزرگواری بعد از سالها همچنان به من ابراز لطف و سپاسگزاری داشته باشند.

چهارم اینکه شما فرموده بودید طی این سالها باعث نابودی و ورشکستگی تعدادی از کسب و کارها شده ام حقیقتا من از این موضوع بی اطلاع هستم ولی شما لطف کنید آنها را معرفی کنید تا از آنها حلالیت بطلم و تا جایی که می توانم جبران کنم چون یکی از اصول مهم زندگی من داشتم درآمد حلال است.

در پایان از شما بابت انتقادات انجام شده سپاسگزارم چون مطمنم که صحبتها و ادعاهای شما بر اساس یکسری مستندات است وگرنه غیر ممکن است یک انسان تحصیلکرده، فهیم و فرهیخته دیگران را بدون دلیل اینگونه قضاوت نماید.

به امید روزی که انسانهایی که مدعی هستند جزء قشر فرهیخته جامعه هستند به توانایی های دیگران احترام بگذارند و موفقیتهای دیگران عاملی برای ناراحتی و نگرانی آنها نباشد.

شاد و سلامت باشید

علی صفامهر

@marketingirani

کانال بازاریابی ایرانی

وقتی ترس زن ایرانی می ریزد

وقتی ترس زن ایرانی می‌ریزد

سینا ایرانپور انارکی

در طول تاریخ زن را همیشه موجودی ضعیف متصور بوده‌ایم و غفلت کرده‌ایم که فرزندان همیشه در کانون خانواده بیش از هر کس از مادر درس می‌آموزند. زن به جهت محبت و عشق ذاتی که از آن برخوردار است بدون تردید بیش از سایر اعضای خانواده قادر به تأثیرگذاری فکری و روانی بر افراد است. هر چقدر مادران قوی و جسورتر، فرزندان نیز در جامعه حضور موفق‌تری داشته‌اند.

شاید زنان در کسب شهرت و بالا رفتن از پله‌های ترقی همچون مردان خوش آوازه نباشند اما زندگی بیشتر مردان موفق در پرتو یک مادر، خواهر و یا زن جسور و خوش‌فکر پایدار شده است. عشق زنانه معجزه می‌کند برای تشویق و ترغیب و ایجاد اعتماد به نفس در مردان و ما مردان هر چقدر هم قدرتمند و توانا بسیار نیازمند تائید و حمایت یک زن هستیم.

در این چند سال اخیر به شدت شاهد رشد جسارت در زنان ایرانی هستیم؛ حضور مؤثر در پست‌های اجرایی و مسئولیت‌های سازمانی، موفقیت در کرسی‌های علمی و دانشگاهی خودباوری را در زنان ایرانی افزایش داده است.

بسیاری از زنان ایرانی با آنکه همچنان خانه‌دار هستند اما در تغییر سبک زندگی عملکرد بهتری نسبت به مردان داشته‌اند و آرام آرام جسارت خود را برای بر عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید بهبود بخشیده‌اند.

دختران دهه 70 نیز در دورانی طلایی که فرزند سالاری مرسوم شده است با روحیاتی متفاوت از دهه شصتی‌های سردرگم و آشفته زندگی را برای خود ترسیم کرده‌اند. دیگر ریسک بخش جدایی‌ناپذیر دختران امروز ایران است و به آسانی حجاب از سر بر می‌دارند و حتی از صحنه پیش از خودکشی خود فیلم‌برداری می‌کنند.

زن بدون تردید محور تحولات فرهنگی و اجتماعی در هر کشوری است و از این رو سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری مدیران رسانه‌ای در تمام دنیا بیش از هر چیز بر جنسیت زن تمرکز دارد. حضور و نفوذ سلیبریتی های زن در جهان نزد افکار عمومی به‌خوبی گواه این ادعاست که این زنان هستند که تحولات فرهنگی و فکری را رقم می‌زنند.

مهم‌ترین عامل شکل‌گیری رویدادهای اخیر در ایران همچون اعتراض به حجاب اجباری در خیابان و مشارکت قابل توجه دختران و زنان ایرانی در پویش نه به حجاب اجباری حکایت از واقعیتی دارد که هنوز هم مسئولان ایرانی آن را باور نکرده‌اند؛ واقعیت به همین سادگی است زن ایرانی دیگر نمی‌ترسد.

نه رفتارهای توهین‌آمیز مأموران امر به معروف و نهی از منکر و نه برخورد فیزیکی مأموران سایر ارگان‌ها دیگر برای زن ایرانی اهمیتی ندارد و بیش از آنکه آن‌ها را خانه‌نشین کند آن‌ها را به خیابان آورده است.

زن ایرانی دیگر حق خود را در خانه جستجو نمی‌کند؛ زن ایرانی اکنون در جستجوی سهم خود از خیابان، پارک، سینما و محیط کار است. مسئولان باور کنند یا نه این جسارت را خودشان برای زن ایرانی خلق کرده‌اند.

اجبار هرگز در طول تاریخ پایان خوشی برای هیچ سلسله و نظامی نداشته است. اجبار یعنی زور یعنی ظلم یعنی بی‌عدالتی و زن ایرانی دیگر ترسی ندارد از آسیب‌ها چرا که قرن‌ها او را خانه‌نشین کرده‌ایم و رفت و آمدش را به چالش کشیده‌ایم و ذره ذره روح زخمی او غرورش را تقویت کرده است.

این دختران را زنانی مسلمان و زخم خورده تربیت کرده‌اند و اکنون باور دارند که باید نه تنها حق خود بلکه حق مادران خود را نیز امروز بگیرند. دیگر بی‌حجابی برای زن ایرانی گناه نیست ما کاری با او کرده‌ایم که بی‌حجابی را حق خود می‌داند و حجاب را یک ظلم آشکار.

این پایان یک اجبار و زورگویی آشکار است؛ نه رضاخان با زور توانست حجاب از سر زن ایرانی بر دارد و نه در این چهار دهه به زور توانستیم حجاب بر سرش کنیم. زن پیش از زنانگی انسان است و اکنون این انسان برای نه به حجاب اجباری نه بلکه برای نه به زورگویی و ظلم ترسش را کنار گذاشته است.

جمعه 17 فروردین 1397 

حمایت از کارگر ایرانی در سال کالای ایرانی

حمایت از کارگر ایرانی در سال کالای ایرانی

سینا ایرانپور انارکی

تاکنون هیچ‌کدام از شعارهای اقتصادی سالیانه کشور محقق نشده است. در چند سال گذشته رهبری با توجه به مشکلات موجود در عرصه اقتصاد شعاری را در راستای بهبود شرایط اقتصادی ایران اعلام کرده است اما در هیچ سالی شاهد رفع موانع ساختاری اقتصاد کشور نبوده‌ایم.

عدم تحقق شعارهای اقتصادی از یک‌سو ناشی از استراتژی نامناسب تدوین شعارها و از سوی دیگر نبود انسجام و اراده کافی در دولت‌ها و حتی شهروندان ناشی می‌شود. در ایران شاهد تدوین و تصویب برنامه‌های فراوانی همچون توسعه پنج‌ساله، برنامه و بودجه سالیانه، چشم‌انداز ۱۴۰۴، برنامه اقتصاد مقاومتی و استراتژی توسعه صنعتی بوده‌ایم و اما در دستیابی به بخش زیادی از اهداف این برنامه‌ها موفق عمل نکرده‌ایم.

تدوین نادرست و غیر کارشناسی برنامه در ایران و اولویت موضوعات سیاسی و بین‌المللی نسبت به چالش‌های ساختاری درونی توسط دولت‌ها مهم‌ترین عوامل شکست در برنامه‌ریزی‌های ایران به شمار می‌رود.

مفهوم توسعه در تمام جهان به ما گوشزد می‌کند که «انسان‌محور توسعه است» و برای قدم گذاشتن در مسیر توسعه باید نخست روی نیروی انسانی هر کشوری سرمایه‌گذاری کرد. آموزش مهم‌ترین رکن سرمایه‌گذاری بر روی نیروی انسانی شناخته می‌شود که با گذشت چند دهه از نگارش برنامه‌های توسعه‌ای در ایران همچنان هیچ‌کدام از دولت‌های بر سرکار آمده اولویت خود را به موضوع آموزش اختصاص نداده‌اند.

بدون تردید بخش بزرگی از مشکلات موجود در بازار کار ایران از کیفیت پایین نیروی انسانی و نبود توازن میان آموزش‌های دانشگاهی و نیاز صنعت ناشی می‌شود. همچنین مدیران و کارفرمایان ایرانی به دلیل شرایط نامساعد کسب و کار و کمبود دانش مدیریت نسبت به مفهوم مدیریت منابع انسانی و اجرای کامل چرخه منابع انسانی آگاهی کافی ندارند.

میزان رضایتمندی نیروی انسانی در ایران بسیار پایین است و آمارهای داخلی و خارجی نیز بهره‌وری نیروی کار را در این کشور پایین ارزیابی می‌کند. رضایتمندی و بهره‌وری دو شاخص مهم در اقتصاد و مدیریت شناخته می‌شوند که ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند و کاهش و افزایش هر کدام اثری هم سو بر دیگری خواهد گذاشت.

علم اقتصاد و مدیریت با هدف هدایت مدیران در انتخاب تصمیم‌های بهینه به وجود آمده‌اند و تأکید بسزایی بر موضوع بهره‌وری منابع دارند. مهم‌ترین منبع و سرمایه در تمام دنیا نیروی انسانی است و غفلت از این سرمایه به‌عنوان محور توسعه به سادگی تمام برنامه‌ریزی‌ها و مطالعات را غیرقابل تحقق می‌کند.

در کشوری که آموزش و تحصیلات دانشگاهی از اهمیت پایینی برخوردار است و مدارک تحصیلی با پول و رابطه حاصل می‌شود و از سوی دیگر نیروی انسانی با هشت ساعت کار روزانه قادر به تأمین حداقل‌های زندگی نیست چطور باید انتظار تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی را داشته باشیم؟

کالای ایرانی به دست نیروی انسانی ایرانی تولید و عرضه می‌شود اما این نیروی انسانی هم مهارت و تخصص کافی ندارد و هم با کار ثابت روزانه از دستمزد و مزایای کافی برای اداره زندگی خود برخوردار نیست. این نوع نیروی اگر بخواهد نیز قادر به تولید محصولی با کیفیت و بهینه حتی برای مصرف داخلی نیز نخواهد بود.

طبق گزارش شاخص‌های بهره‌وری در بخش‌های ۹ گانه اقتصادی در سال‌های ۱۳۸۴ الی ۱۳۹۵ که به‌وسیله سازمان ملی بهره‌وری ایران منتشرشده؛ درصد شاخص کل بهره‌وری نیروی کار بر اساس ارزش‌افزوده و تعداد جمعیت شاغل 9.45 درصد و همچنین درصد سالیانه نرخ بهره‌وری دستمزد (رقابت‌پذیری نیروی کار) بر مبنای ارزش‌افزوده در بخش صنعت در استان‌های مختلف کشور منفی 15.3 درصد در سال ۱۳۹۳ بوده است.

ایران در ميـان کشـورهای در حال توسعه نیز از نظـر رشـد بهره‌وری نيـروی کـار، جـزء کشـورهای بـا رشـد بهره‌وری نيروی کار پایين بوده و بيشترین رشد بهره‌وری در بازه سال‌های ۲۰۰۰-۲۰۰۵ با رشد 3.5 درصد تحقق‌یافته است. این در حالی است که برخی کشورهای در حال توسعه آسيایی چون ویتنام، کامبوج، تایلند، انـدونزی، سریلانکا، بنگلادش، فيليپـين و لائوس عملکـرد بهتری در این زمينه داشته‌اند.

اظهارات مسئولان ایرانی پس از انتخاب نام سال ۱۳۹۷ نشان می‌دهد باز هم درک درستی از مشکلات موجود درباره تولید ملی و به طور کلی اقتصاد کشور ندارند و باز هم به‌جای رفع موانع ساختاری انجام اقدامات سطحی و کوتاه‌مدت را در پیش‌گرفته‌اند.

جلوگیری از افزایش واردات کالا با رشد تعرفه گمرکی، اجبار سازمان‌های دولتی و حکومتی به خرید کالای ایرانی، پرداخت تسهیلات به تولیدکننده ایرانی همگی راهکارهایی امتحان شده و ناکارآمد در اقتصاد بوده‌اند که ایران نیز در چند دهه گذشته فراوان این نوع راهکارها را به کار بسته است.

تحریک احساسی مردم برای خرید کالای ایرانی نیز رویکرد دیگری است که رسانه ملی و مسئولان دنبال می‌کنند تا شهروندان ایرانی به جهت ایجاد اشتغال برای جوانان اقدام به خرید کالای ایرانی کنند. بدون تردید در ایران مدیریت مردم با تحریکات احساسی همیشه مؤثر بوده است اما این روش نیز در بلندمدت بازدهی برای اقتصاد کشوری که از مشکلات ساختاری رنج می‌برد، نخواهد داشت.

علم اقتصاد و مدیریت به خوبی ثابت کرده است که رفتار مصرف‌کننده شاید در کوتاه‌مدت تحت تأثیر عوامل احساسی قرار بگیرد اما در بلندمدت سه عامل قیمت، کیفیت و روش عرضه تعیین‌کننده شرایط خرید خواهند بود.

حمایت از کالای ایرانی نیازمند رفع موانع تولید، اصلاح قانون تجارت، کاهش بروکراسی اداری و اجرای درست قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار از یک‌سو و کاهش بهای تمام‌شده و اجرای استانداردهای جهانی تولید و عرضه کالاست.

تمام نیازمندی‌های حمایت از کالای ایرانی به دست نیروی انسانی در سطوح مختلف جامعه برطرف می‌شود و این نیروی انسانی نیازمند آموزش با کیفیت و بهبود کیفیت زندگی کاری و اجتماعی است. تا زمانی که یک ایرانی از شرایط زندگی و کار در کشور خود به رضایتمندی نرسیده است و چشم‌انداز روشنی برای خود متصور نیست تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی به‌اندازه همان شعار باقی خواهد ماند.

انتشار در روزنامه شهروند مورخ چهارشنبه 15 فروردین 1397

آدرس نسخه PDF : 

http://shahrvand-newspaper.ir/1397/01/15/Main/PDF/13970115-1373-4-40.pdf

آدرس لینک یادداشت در سایت روزنامه شهروند

http://shahrvand-newspaper.ir/News:NoMobile/Main/130519/%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C

 

یک فیلم با موضوع جدی اما داستانی تخیلی

یک فیلم با موضوع جدی اما داستانی تخیلی

#سینا_ایرانپور_انارکی

سال جدید را با فیلم« لاتاری » شروع کردم. لاتاری ساخته جدید محمد حسین مهدویان، کارگردان جوان و خوش آتیه سینماست که با فیلم ایستاده در غبار به شهرت رسید.

اگرچه فیلم های بعدی این کارگردان مانند ماجرای نیمروز و لاتاری در حد و اندازه فیلم نخست وی نیست اما در همین مدت کوتاه ثابت کرده است یک کارگردان دغدغه مدار است و در کنار مهارت و تکنیک فیلمسازی در انتخاب سوژه و ماجراسازی نیز رسیدن به سبکی متفاوت را دنبال می کند.

لاتاری به نویسندگی ابراهیم امینی در داستانی بر پایه غیرت ایرانی و اندکی تخیلی اما حماسی به موضوع قاچاق دختران ایرانی به کشورهای حوزه خلیج فارس می پردازد. بخشی از داستان در تهران و بخش دیگر آن در دوبی فیلمبرداری شده است.

بازی هادی حجازی فر و ساعد سهیلی درخشان است اما حمید فرخ نژاد با وجود نقش کم رنگ در این فیلم مثل همیشه هنرمندانه به ایفای نقش پرداخته است.
جواد عزتی نیز که در این چند سال با انتخاب نقش های متفاوت تماشاگران را حیرت زده کرده است این بار هم در نقشی متفاوت و جدید ظاهر شده است.

بازی زیبا کرمعلی در نقش نیوشا نیز قابل توجه است و احتمالا در سال های پیش رو بیشتر درباره این بازیگر جوان خواهیم شنید.

فیلم همانطور که از موضوع آن مشخص است تلخ و دردناک به تصویر در امده اما پایانی حماسی و جذاب دارد. تماشای این فیلم را به شما پیشنهاد می کنم.
www.anaraki.blogfa.com

#لاتاری #محمدحسین_مهدویان
#ابراهیم_امینی
#هادی_حجازی_فر #ساعد_سهیلی
#حمید_فرخ_نژاد #زیبا_کرمعلی
#قاچاق_دختران_ایرانی

@sinaaghaynevisande
✍کانال آقای نویسنده