بررسی عملکرد شش اقتصاددان برجسته استان اصفهان

بررسی عملکرد شش اقتصاددان برجسته استان اصفهان

اقتصاددان در ترازو

سینا ایرانپور انارکی

روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

اقتصاد علم محاسبه و پیش‌بینی است و اقتصاددانی که از این دو مهارت محروم باشد هرگز جایگاهی در نزد افکار عمومی و صاحبان قدرت نخواهد یافت. البته اقتصاد بدون مدیریت نیز هرگز راه به جایی نخواهد برد چرا که دیدگاه‌های اقتصادی برای پیاده‌سازی نیازمند روش‌های مدیریتی هستند. اقتصاد موضوع روز جامعه ایرانی است و اقتصاددانان در این دوره می‌توانند با مشاوره‌ها و تحلیل‌های دقیق و درست نقش منجی را برای کشوری که در بن‌بست سیاسی و اقتصادی به سر می‌برد ایفا کنند. در ادامه بررسی عملکرد چهره‌ها و برندهای شاخص استان اصفهان این بار شش اقتصاددان برجسته اصفهانی (محسن رنانی، عبدالحسین ساسان، محمدحسین ادیب، سعید صمدی، نعمت اله اکبری، کمیل طیبی) را مورد بررسی قرار داده‌ام.

محسن رنانی

دکتر محسن رنانی متولد 1344 در رهنان اصفهان است. این عضو هیئت‌علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد اقتصاد نظری و در سطح دکترا نظریه انتخاب عمومی در دانشگاه تهران را پشت سر گذاشته است. بدون تردید رنانی معروف‌ترین و پرحاشیه ترین اقتصاددان اصفهان و ایران به شمار می‌رود.

قائم‌مقامی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی ایران در سال‌های 1381 و 1382 مهم‌ترین پست اجرایی این اقتصاددان است که با حضور در این جایگاه نیز توانست دیدگاه‌های خود را مطرح و به شهرت برسد. دوره چهارساله حضور رنانی به عنوان عضو مرکز پژوهش‌های مجلس از سال 81 یکی از اثرگذارترین دوره‌های این مرکز شناخته می‌شود.

این استاد برجسته باوجود برخورداری از دانش و تخصص و گرایش نسبی به اصلاح‌طلبان هرگز مسئولیت اجرایی خاصی را بر عهده نگرفته است و حضور وی در مجلس را نیز باید به پای علاقه وی به مباحث پژوهشی گذاشت.

ریش و موهای بلند و فرفری همراه با پوشش بسیار ساده و بیشتر پیراهن‌های چهارخانه بدون کت، ظاهر رنانی را نیز نسبت به اساتید دانشگاه کاملاً متمایز کرده است. رنانی ساده می‌پوشد، سهل سخنرانی می‌کند و شاعرانه می‌نویسد، این‌ها ویژگی‌های یک اقتصاددانان عارف‌مسلک اصفهانی است که اگر او را پیاده و یا با دوچرخه نیز در خیابان مشاهده کردید، نباید تعجب کنید.

رنانی در تمام این سال‌ها بر روی اقتصاد سیاسی و اجتماعی متمرکز بوده است و اعتقاد دارد باید اقتصاد را برای عموم جامعه قابل‌فهم کرد. در یک دهه اخیر رنانی اندکی از پژوهش‌های دانشگاهی صرف فاصله گرفته و بیشتر مقالات و سخنرانی‌های او به زبان ساده و با هدف ارتقا سواد اقتصادی مردم اختصاص یافته است.

این اقتصاددان تاکنون 15 جلد کتاب را به بازار نشر ارائه کرده است اما سه کتاب «بازار یا نابازار»، «اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران» و «چرخه‌های افول و اقتصاد» از مهم‌ترین و پر سر و صدا ترین کتاب‌های این استاد حاشیه‌ساز به شمار می‌رود.

یکی از تحلیل‌های قابل تأمل رنانی که در کتاب اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی ایران ارائه شده است به موضوع اثرات مناقشات اتمی بر قیمت نفت اختصاص دارد. رنانی در این کتاب مدعی ‌است که غرب به روش‌های مختلف و از جمله از طریق ایجاد تنش در خلیج‌فارس و به‌ویژه طولانی کردن مناقشه اتمی ایران تلاش می‌کند قیمت نفت را بالای 100 دلار نگه دارد تا از این طریق ضمن کاهش تقاضای نفت، سرمایه‌گذاری در انرژی‌های نو را مقرون‌به‌صرفه کند.

وی در این کتاب می‌نویسد: پس از آن که در دوره‌ای نسبتاً بلند (بین هفت تا ده سال) قیمت نفت بالا بود و سرمایه‌گذاری در نفت‌های نامتعارف و نیز انرژی‌های نو به اندازه کافی بالا رفت، قیمت نفت شروع به کاهش خواهد کرد و ممکن است تا سقف هزینه تولید (بین ۳۰ تا ۴۰ دلار) کاهش یابد. در نیمه دوم سال ۱۳۹۳ که قیمت‌های جهانی نفت از بالای صد دلار به حدود ۵۵ دلار سقوط کرد، بیش از ۹ سال از زمان شروع نگارش کتاب و شش سال از زمان ارسال آن برای مقامات ارشد ایران گذشته بود. بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقدند رنانی سال‌ها پیش این رویداد را پیش‌بینی کرده بود اما سیاستمداران ایرانی توجهی به آن نشان ندادند.

رنانی را باید استاد قهر و آشتی با رسانه نیز نام نهاد. تاکنون چندین بار این استاد تمام دانشگاه اصفهان پس از فشارهای سیاسی و امنیتی به دلیل انتقادها و اظهارنظرهای تند اعلام کرده است دیگر نه مصاحبه می‌کند و نه سخنرانی انجام می‌دهد اما همانند فوتبالیست‌هایی که پس از خداحافظی بار دیگر به میدان باز می‌گردند رنانی هم برای بیرون ماندن از میدان مبارزه تاب نیاورده و باز هم با یادداشتی جدید و یا سخنرانی متفاوت در صدر اخبار قرار گرفته است.

رنانی این روزها اما از یک طرف با تشکیل یک تیم تحقیقاتی از دانشجویان و اساتید برجسته اقتصاد روی مباحث تخصصی مانند صنعت فولاد کار می‌کند و از سوی دیگر با تشکیل «پویش فکری توسعه» به صورت متمرکز روی عمومی‌سازی فرهنگ توسعه فعال است.

مدتی پیش نیز به دلیل عدم دعوت از خبرنگاران برای حضور در نشست این پویش به شدت مورد انتقاد فعالان رسانه‌ای قرار گرفت. اهالی رسانه که در تمام این سال‌ها همیشه از رنانی حمایت کرده‌اند این رفتار وی را نوعی توهین به خبرنگاران تلقی کرده و اظهار داشتند چگونه فرهنگ توسعه بدون ابزار رسانه قابل انتقال به عموم جامعه است؟!

با این حال باید پذیرفت شخصی با شهرت و سطح تأثیرگذاری رنانی احتمالاً از سوی برخی نهادها و اشخاص تحت‌فشار قرار دارد و بسیار از رفتارهای او بیش از آنکه از شخصیت حقیقی وی ناشی شود از شرایطی که در آن قرار دارد، نشات می‌گیرد.

اگر امروز قصد ارتباط با این استاد برجسته را دارید قطعاً به سادگی وی را پیدا نخواهید کرد مگر آنکه از طریق یکی از دوستان و یا دانشجویانش به وی دسترسی پیدا کنید. شاید جالب باشد که بدانید گوشی تلفن همراه رنانی معمولاً خاموش است و برخی اوقات آن را روشن می‌کند و به صلاحدید خود به پیام‌های رسیده پاسخ می‌دهد. راه ساده‌تر و سریع‌تر برای ارتباط با این استاد ارسال ایمیل است چرا که معمولاً ایمیل‌های خود را بی‌پاسخ نمی‌گذارد.

محسن رنانی فقط یک استاد دانشگاه نیست او سال‌هاست اقتصاد را علمی در خدمت مردم تشخیص داده است که باید مفاهیم آن را برای عموم قابل‌فهم کرد در غیر این صورت حفظ این علم در کتابخانه‌های دانشگاه هرگز نفعی برای مردم و توسعه کشور به همراه نخواهد داشت. جمله «جوک بسازید تا توسعه نیابید» از معروف‌ترین جملات این اقتصاددان پرآوازه اصفهانی است. رنانی معتقد است: جوک‌ها مخصوصاً جوک‌های سیاه مثل یک گلوله شلیک شده هستند که توسعه‌یافتگی هر جامعه‌ای را هدف قرار می‌دهند.

رنانی باید بپذیرد دیگر یک استاد معمولی دانشگاه نیست و مردم و رسانه‌ها او را یک کنشگر اجتماعی می‌شناسند و نباید به سادگی تعامل خود را عموم مردم و رسانه‌ها را محدود و یا متوقف کند. تداوم دوری از جامعه او را دچار انزوا می‌کند و قادر به ایفای نقش خود به عنوان کسی که می‌خواهد با آموزش و فرهنگ‌سازی مسیر توسعه را هموار کند؛ نخواهد بود.

وقت آن رسیده است این استاد برای خود دستیارانی را استخدام کند تا مسئولیت تعامل با رسانه‌ها و تنظیم برنامه‌های سخنرانی و فعالیت‌های اجتماعی وی را بر عهده بگیرند.

عبدالحسین ساسان

دکتر سید عبدالحسین ساسان متولد 1327 در اصفهان است. وی پس از دریافت لیسانس اقتصاد در مؤسسه روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه تحصیلات خود را ادامه داد و سپس به آمریکا رفت و در دانشگاه آمریکن واقع در واشینگتن دی سی در رشته اقتصاد بخش عمومی فارغ‌التحصیل شد.

ساسان پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشت و به عنوان عضو هیئت‌علمی گروه اقتصاد در دانشگاه اصفهان مشغول به کار شد. وی در سال ۱۳۶۴ تا 1369 نیز رئیس دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان بود و سرانجام در سال 1389 بازنشسته شد.

دکتر ساسان به خانواده‌ای کاملاً سیاسی و مذهبی و سرشناس تعلق دارد. بسیاری افراد به دلیل تغییر نام خانوادگی قادر به تشخیص نسبت این اقتصاددان با مرحوم آیت اله طاهری نیستند اما پدر وی سید جلال‌الدین طاهری امام‌جمعه اسبق شهر اصفهان است. طاهری نخستین امام‌جمعه اصفهان پس از انقلاب و همچنین عضو مجلس خبرگان رهبری بود. انتشار نامه سرگشاده استعفای ایشان خطاب به رهبری در اعتراض به شرایط حاکمیتی و همچنین حصر آیت اله منتظری حواشی زیادی را در زمان خود به همراه داشت.

 ساسان سیاسی‌ترین اقتصاددان اصفهانی به شمار می‌رود؛ سیاستمداری که شاید به دلیل حواشی ناشی از عملکرد پدر هرگز نتوانست به مقامات عالی استان و کشور دست یابد. تنها تجربه سیاسی این اقتصاددان به عضویت در نخستین شورای شهر اصفهان خلاصه می‌شود.

کسب مقام شهردار و استاندار حداقل پست‌های اجرایی بود که دکتر ساسان با توجه به سوابق سیاسی خانواده و سطح دانش و تخصص خود می‌توانست به آن دست یابد.

این اقتصاددان خوش‌نام به عنوان یک چهره دانشگاهی تعامل بسیار خوبی را با مسئولان بخش دولتی و خصوصی داشته و خدمات قابل‌توجهی را ارائه کرده است. ساخت کتابخانه دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان، تأسیس دفتر برنامه‌ریزی شهری در شهرداری اصفهان، مدیریت مرکز آموزش «مدیریت شهری»، عضو هیئت مؤسس «جمعیت پیام سبز اصفهان»، عضو هیئت مؤسس بنیاد فرهنگی فردوسی اصفهان، عضو هیئت مؤسس و هیئت‌امنای بنیاد فرهنگی امام صادق بخشی از خدمات این عضو سابق هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان به شمار می‌رود.

ساسان در سال ۱۳۷۵ توسط هیئت‌امنای مرکز علمی مارکوئیز آمریکا به عنوان یکی از افراد برجسته در خدمات علمی جهان برگزیده شد و شرح زندگی و آثار او در چاپ چهاردهم «دائرة‌المعارف مشاهیر جهان» به نام WHO'S WHO IN THE WORLD در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.

وی همچنین به عنوان عضو شورای نویسندگان مجله «نمای خاورمیانه» یا MIDDLE EAST FORUM درآمد که مرکز آن در دانشگاه یونان است. از این اقتصاددان برای عضویت در دایرة‌المعارف مشاهیر علوم و مهندسی سال ۱۳۷۶ و فرهنگستان علوم نیویورک سال ۱۳۷۷ نیز دعوت به عمل آمد.

ساسان در چند سال اخیر بیشتر در آمریکا سکونت داشته است و در مقاطعی که به ایران می‌آید او را در برخی جلسات اتاق بازرگانی اصفهان می‌توان یافت. حضور دکتر ساسان با این پیشینه علمی و سیاسی در تیم مشاوران اتاق بازرگانی کمی عجیب به نظر می‌رسد اما از سوی دیگر با توجه به 70 سال سن و زمان کم حضور در کشور ترجیح می‌دهد تجارب سال‌ها فعالیت علمی و اجرایی خود را در اختیار بخش خصوصی قرار دهد تا شاید راهگشای برخی افراد در این دوران رکود اقتصادی باشد.

اگر استادی پا به سن گذشته با قدی بلند و چهارشانه با صورتی تراشیده و عینکی خوش‌فرم که بیشتر کت‌وشلوار می‌پوشد و کمی به سختی گام بر می‌دارد اما همیشه لبخند به لب است را در اتاق اصفهان مشاهده کردید تردید نداشته باشید او کسی نیست جز عبدالحسین ساسان که البته به آسانی هم به او دسترسی نخواهید داشت مگر از طریق دوستان و همکاران.

محمدحسین ادیب

درباره محمدحسین ادیب و سوابقش هر چقدر در اینترنت سرچ کنید اطلاعات خاصی به دست نمی‌آورید. ادیب از اعضای هیئت‌علمی بازنشسته دانشکده اقتصاد دانشگاه اصفهان به شمار می‌رود که سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند.

ادیب پس از بازنشستگی و سکونت در تهران بیش از آنکه در زمینه اقتصاد کلان فعالیت کند مسیر خود را تغییر داد و به عنوان یک مشاور در حوزه اقتصاد خرد و بازارهای مختلف از طلا و ارز گرفته تا فلزات اساسی و کالاهای تولیدی و وارداتی فعالیت کرد.

این اقتصاددان در یکی دو سال گذشته عنوان متخصص ریسک را برای خود برگزیده و تحلیل‌های وی به‌ویژه درباره طلا و ارز بسیار پرحاشیه بوده است.

نوشتارهای وی که در سایت شخصی و کانال تلگرامی‌اش منتشر می‌شوند بسیار پر بازدید است و نشان می‌دهد این اقتصاددان توانسته مخاطبان فراوانی را به سوی خود جذب کند.

کانال تلگرامی ادیب بیش از 100 هزار عضو دارد و میزان بازدید پست‌های ایشان هم به همین تعداد می‌رسد.

ادیب را باید تحلیلگر بازار دانست چرا که بیشتر تلاش دارد به مخاطب خود بگوید در چه زمانی چه کالایی خریداری کند و یا از خرید کدام کالا پرهیز نماید. متن‌های ساده و قابل‌فهم برای عموم مردم با انتخاب موضوعاتی که دغدغه بیشتر افراد جامعه هست یکی از دلایل موفقیت این اقتصاددان در فضای مجازی است.

اما این عضو هیئت‌علمی بازنشسته، منتقدان فراوانی نیز دارد. بسیاری از پژوهشگران اقتصادی و روزنامه‌نگاران تحلیل‌های ادیب را فاقد وجاهت علمی می‌دانند و معتقدند خرید و فروش بر پایه تحلیل‌های وی عواقب خوبی به دنبال نخواهد داشت.

یکی از دانشجویان این اقتصاددان می‌گوید: استاد ادیب مهارت بسیار بالایی در درک ارتباط بین موضوعات مختلف و ارائه تحلیل دارد اما تحلیل‌های ایشان آن‌چنان از اصول اقتصادی پیروی نمی‌کند و به همین دلیل مخالفان فراوانی دارد.

با این وجود محمدحسین ادیب همچنان جز چهره‌های مطرح و پرمخاطب اقتصادی کشور شناخته می‌شود و توانمندی‌های وی را نمی‌توان نادیده گرفت.

سعید صمدی

سعید صمدی در سال‌های آغازین دهه 50 زندگی به سر می‌برد و یکی از کم حاشیه‌ترین اقتصاددان‌های اصفهان شناخته می‌شود. بیشتر تمرکز مطالعاتی این استاد برجسته در زمینه اقتصاد پولی و مالی است و محبوبیت فراوانی نزد دانشجویان رشته اقتصاد در دانشگاه اصفهان دارد.

وی در دوران تحصیل نیز از دانشجویان ممتاز دانشگاه اصفهان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بوده و دکترای خود را نیز از دانشگاه تهران با گرایش اقتصادسنجی و اقتصاد پولی – مالی دریافت کرده است.

صمدی اکنون به عنوان عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان فعالیت می‌کند. مدیریت بورس منطقه‌ای اصفهان از بدو تأسیس (1382) تا سال 1385 مهم‌ترین سمت اجرایی این اقتصاددان به شمار می‌رود.

معاون گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان (۱۳۸۱ - ۱۳۸۷) مدیر دفتر طرح‌های متمرکز دانشگاه اصفهان (۱۳۸۰ - ۱۳۸۴)، همکار پژوهشی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (۱۳۷۵- ۱۳۷۷)، معاون برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری شرکت سامان گستر اصفهان (۸۰-۱۳۷۷)، عضو هیئت‌مدیره شرکت سامان سهام سپاهان (۸۰-۱۳۷۸)، مشاور اقتصادی و مدیر بازار سرمایه مجتمع قائم الرضای اصفهان (۷۹- ۱۳۷۷)، رئیس هیئت‌مدیره شرکت کارگزاری بهین پویا (مهر ۱۳۹۰-دی ۱۳۹۱) بخشی از سوابق اجرایی این اقتصاددان است.

صمدی از معدود اقتصاددان‌های اصفهانی است که ضمن فعالیت علمی و پژوهشی در زمینه اجرایی نیز هم‌زمان حضور داشته است و هرگز نیز هیچ‌گونه حواشی را درباره وی شاهد نبوده‌ایم. یک چهره آکادمیک و اجرایی که خود را نه گرفتار رسانه‌ها و فضای مجازی کرده است و نه اهل سخنرانی و سخن‌پراکنی است.

نعمت اله اکبری

نعمت اله اکبری متولد 1344 و عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان است. وی با درجه دکترا گرایش اقتصاد شهری از دانشگاه تربیت مدرس فارغ‌التحصیل شد.

اکبری اکنون تنها اقتصاددان اصفهانی دارای مقام ارشد اجرایی در استان اصفهان به عنوان رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی است.

یکی از حاشیه‌های این اقتصاددان به شهریور سال 91 و مناظره با صادق خلیلیان دیگر اقتصاددان دانشگاهی مربوط می‌شود. اکبری در این مناظره که در دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد به عنوان منتقد دولت احمدی‌نژاد نسبت به برخورد رئیس دولت نهم و دهم با 57 اقتصاددان به شدت گلایه کرد و گفت: «در سه نامه‌ای که نوشتیم، چند نکته ذکر شد، اول اینکه به قانون برنامه و دوم توسعه به معنای پایدار عمل شود. وی در ادامه گفته بود: اگر این ثبات از بین برود، سؤال این است که آیا دوباره به آن می‌رسیم یا خیر؟ خود آقای دانش‌جعفری به بنده گفت به ازای هر یک درصد رشد، 7/0 درصد تورم داریم. همان زمان به آقای دانش جعفری گفتم که در زمان خاتمی هزار میلیارد در قالب وام‌های 3 میلیونی توزیع شد اما مشکل حل نشد، چون شغلی ایجاد نکرد. آقای دانش جعفری هم گفت امروز هم این بنگاه‌های زودبازده رقمی معادل 30 درصد برای ایجاد شغل برایشان پیش‌بینی شده ولی گویا 15 درصد بیشتر تحقق نخواهد یافت.»

اکبری در همان مناظره یکی از اشکالات این بنگاه‌ها را افزایش رقم 18 هزار میلیارد تومان در زمان خاتمی به 45 هزار میلیارد تومان در زمان احمدی‌نژاد دانسته و گفته بود: با این وضع اگر اشتغالی هم ایجاد شود، پایدار نخواهد بود و برای همین بود که بنده و برخی دوستان حدود 800 صفحه مطلب نوشتیم و یک نسخه به رهبری و سایر مقامات ارائه کردیم.

اکبری باوجود مسئولیت اجرایی در استان اصفهان و تسلط بر مباحث آماری و بودجه‌ای کمتر با رسانه‌ها تعامل دارد اما حضور وی در رأس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به بهبود عملکرد بودجه‌ریزی استان و تخصیص بودجه بر مبنای اولویت‌های استانی کمک کرده است.

برخی معتقدند اکبری با بر عهده گرفتن مسئولیت اجرایی بسیار محافظه‌کار شده است و با وجود مشکلات فراوان اقتصادی از انتقاد نسبت به عملکرد دولت پرهیز می‌کند. یکی از نقاط ضعف این اقتصاددان دارای مسئولیت اجرایی تعامل مناسب با رسانه‌هاست که با توجه اهمیت موضوع بودجه‌ریزی لازم است ضمن تقویت واحد روابط عمومی با رسانه‌ها نیز همکاری بهتری داشته باشد تا بیشتر در جریان مباحث کلان استان اصفهان قرار بگیرند.

سید کمیل طیبی

دکتر سید کمیل طیبی متولد 1338 و دارای کارشناسی اقتصاد نظری و کارشناسی ارشد اقتصاد بین‌الملل از دانشگاه اصفهان و دکترای اقتصاد کاربردی از دانشگاه ولونگونگ استرالیاست. وی اکنون عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان با درجه استاد تمامی است.

این اقتصاددان اصفهانی تاکنون هفت کتاب به فارسی و انگلیسی تألیف و بیش از 100 مقاله نیز در ژورنال‌های داخلی و خارجی منتشر کرده است.

مدیر روابط علمی و بین‌المللی دانشگاه اصفهان، سرپرست دانشجویان غیر ایرانی دانشگاه اصفهان، مسئول دبیرخانه دانشگاه‌های داخلی دولتی عضو اتحادیه بین‌الملل دانشگاه‌ها (AIU)، مشاور علمی موسسه عالی بانکداری ایران، عضو هیئت مؤسس مرکز آموزش عالی شهرضا وابسته به دانشگاه اصفهان، سردبیر مجله علمی پژوهشی مطالعات اقتصاد بین‌الملل، مسئول راه‌اندازی قطب «اقتصاد بین‌الملل با تأکید بر همکاری‌های منطقه‌ای دانشگاه اصفهان»، مشاور بین‌الملل پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی بخشی از سوابق این اقتصاددان خوش آوازه اصفهانی به شمار می‌رود.

اگرچه طیبی در زمینه اقتصاد بین‌الملل صاحب تخصص و تألیف است اما تعامل خوبی با رسانه‌های داخلی و اتاق بازرگانی درباره مباحث روز اقتصاد ایران دارد. طیبی به صورت مستمر با رسانه‌های داخلی همکاری می‌کند و علاوه بر مصاحبه درباره مباحث روز اقتصادی برای روزنامه‌های اقتصادی نیز یادداشت می‌نویسد.

برخی از دانشجویان وی معتقدند این استاد با آنکه در کار تحقیق و پژوهش عملکرد موفقی داشته است و از اقتصاددان‌های مطرح ایران به شمار می‌رود اما در تدریس عملکرد خوبی نداشته است. البته کار تدریس علاوه بر دانش و تخصص نیازمند روحیه معلمی است و شاید دکتر طیبی در این زمینه اندکی ضعف داشته باشد.

حضور در موسسه عالی بانکداری و اتاق بازرگانی به عنوان مشاور شهرت این اقتصاددان را در محافل عمومی و رسانه‌ای به شدت افزایش داد و از یک محقق صرف دانشگاهی به یک اقتصاددان مطرح تبدیل شد.

این اقتصاددان هیچ مسئولیت اجرایی را تاکنون بر عهده نداشته است و سوابق کاری وی به فعالیت‌های دانشگاهی و مشاوره اقتصادی به سازمان‌ها و شرکت‌ها محدود می‌شود.

دکتر طیبی از معدود اقتصاددان‌های اصفهانی است که به تماس‌های تلفنی خود معمولاً پاسخ می‌دهد و برای ملاقات و گفتگو با وی نیاز به شخص واسطه‌ای ندارید.

به نظر بنده از میان این شش نفر اقتصاددان اصفهانی رتبه نخست فن بیان و نویسندگی به محسن رنانی، رتبه نخست پوشش و تیپ ظاهری به عبدالحسین ساسان، رتبه نخست تعامل خوب با رسانه‌ها به کمیل طیبی و رتبه نخست چهره دانشگاهی به سعید صمدی اختصاص دارد.

این تحلیل نیز همانند گذشته بدون تردید خالی از اشکال نیست و بر مبنای شناخت و ارزیابی شخصی نویسنده نگارش شده و پیشاپیش اگر جسارتی نسبت به هر یک از این بزرگواران صورت گرفته است عذرخواهی می‌کنم. هر شش نفر از اساتید و اقتصاددانان برجسته استان اصفهان و حتی کشور به شمار می‌روند و به نظر شخصی بنده اگر اندکی روش تعامل خود با جامعه و رسانه‌ها را بهبود بخشند و دستیار تخصصی به استخدام در آورند می‌توانند خدمات بیشتری را به اقتصاد کشور ارائه دهند.

یکشنبه 23 اردیبهشت 1397

اگر شهردار نیستید حداقل حقوقدان باقی بمانید

خطاب به شهردار اصفهان

اگر شهردار نیستید حداقل حقوقدان باقی بمانید

سینا ایرانپور انارکی

روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

اواخر مرداد ماه سال گذشته (1396) شهردار جدید اصفهان معرفی شد. قدرت اله نوروزی دارای دکترای حقوق و عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان پس از سال‌ها دوری از امور اجرایی به سمت شهردار جدید اصفهان پس از دو شهردار اصولگرا منصوب شد.

حضور یک حقوقدان در رأس مدیریت شهری آن هم از جنس اصلاح‌طلب با وجود مدیران اجرایی مطرح اندکی تعجب‌برانگیز بود. فرمانداری شهرستان اصفهان در دوره اصلاحات مهم‌ترین سمت اجرایی نوروزی پیش از دستیابی به سمت شهرداری بوده است.

اکنون نزدیک به 9 ماه از فعالیت شهردار اصفهان می‌گذرد و در این مدت تقریباً بیشتر تغییرات مدیریتی به اتمام رسیده است. اصولگراها آرام آرام جای خود را به اصلاح‌طلبان و شاید اصلاح‌طلب نماها داده‌اند و در این میان حضور برخی چهره‌ها به عنوان مشاور و مدیر در کادر اجرایی شهرداری حکایت از آن دارد که رفاقت و سیاست زدگی بیش از شایستگی در انتخاب‌ها نقش ایفا می‌کند.

بدون تردید 9 ماه زمان مناسبی برای سنجش عملکرد یک کادر اجرایی جدید نیست اما این مدت برای ارزیابی کیفیت سیاست‌گذاری و اولویت‌های اجرایی کافی است. به این سه جمله دقت کنید:

1- قطار شهری اصفهان در چهار ماه گذشته به اندازه چهار سال کار کرد.

2-مجسمه کاوه آهنگر پس از ۱۵ سال به میدان دروازه شیراز اصفهان بازگشت.

3-شهرداران سابق اصفهان از بودجه شهر سو استفاده کرده‌اند.

این دو جمله از خبرسازترین امور اجرایی شهردار جدید اصفهان است که رسانه‌های وابسته به شهرداری بسیار روی آن تأکید داشته‌اند.

اکنون چند سؤال دارم؛

1- در ایران که مدیران موجود نه چیزی از سیستم می‌فهمند و نه درکی از ساختار و بهره‌وری دارند مدیران شهری اصفهان با کدام میزان و شاخص، عملکرد خود را سنجیده‌اند که مدعی هستند در چهار ماه به اندازه چهار سال آن هم در متروی فرسوده اصفهان کار شده است؟

2-شهر اصفهان تا دلتان بخواهد طرح‌های فسیل شده با سابقه‌ای بیش از 15 سال دارد که همچنان بلاتکلیف و زیانده هستند. چگونه است که با وجود این تعداد موضوع و طرح روی زمین مانده نصب تندیس کاوه آهنگر برای شهرداری اصفهان و رسانه‌های آن اهمیت یافته است؟ آیا این شهر پروژه‌ای مهم‌تر از این تندیس زشت برای پیگیری نداشت؟

3-زیر سؤال بردن مدیران گذشته به یک رویه غیراخلاقی اما مرسوم تبدیل شده است و هر مدیر جدیدی که منصوب می‌شود از همان ابتدا آن‌قدر نسبت به عملکرد ضعیف و سو استفاده‌های مالی گذشتگان اظهارنظر می‌کند که مردم بپذیرند مدیر جدید با وجود این وضعیت قادر به انجام هیچ کاری نیست. اگر مدیران گذشته فاجعه به بار آورده‌اند و قادر به رفع فاجعه نیستیم چرا قبول مسئولیت می‌کنیم؟ مطمئن هستید در دوره بعد دیگران از سو استفاده‌های مالی مدیران کنونی شهر سخن نخواهند گفت؟

برای شهردار اصفهان یک توصیه و چند پیشنهاد دارم:

1- شهرداری محل برگزاری شو نیست این جایگاه مدیریتی با مهم‌ترین موضوعات کاری و جاری تمام شهروندان این شهر ارتباط مستقیم دارد. اصفهان در زمان شهردار سابق (مهدی جمالی نژاد) درست یا غلط تا دلتان بخواهد مملو از تندیس و طرح و نقش شده است و تا سال‌های سال نیازی به چنین سرمایه‌گذاری برای زیباسازی شهری ندارد.

به شما توصیه می‌کنم فریفته مبالغه‌ها و چاپلوسی‌ها نشوید چرا که به نظر می‌رسد بخش رسانه‌ای و مشاوران شما اطلاعات خوبی از وضعیت شهر در اختیارتان قرار نمی‌دهند. شما یک حقوقدان و وکیل به شمار می‌روید قطعاً علم مدیریت شهری ندارید دیگران هم نداشتند اما حال که قانون و حقوق را خوب می‌شناسید تلاش کنید حقی از شهروندان این شهر ناحق نشود و حداقل یک حقوقدان برای مردم این شهر باقی بمانید.

2-برخی روزها پیاده یا با وسایل حمل و نقل عمومی در شهر تردد کنید. اگر یک خیابان مسطح و استاندارد در این شهر یافتید به رسانه‌هایتان بگویید حتماً از این موضوع به سادگی عبور نکنند. به لطف خداوند در این بهار نعمت باران فراوان شده است اما دقایقی پس از باران بیشتر کوچه‌ها و خیابان‌های این شهر شبیه دریاچه می‌شوند و گذر از این خیابان‌ها برای پیاده و سواره بسیار پر زحمت است. اگر شما مقصر ساخت این خیابان‌ها و کوچه‌ها نیستید حداقل امروز که در این جایگاه قرار گرفته‌اید برای این افتضاح شهری چاره‌ای بیاندیشید.

3-شهرداری اصفهان به غلط در دوره‌های گذشته در زمینه‌های مختلفی اقدام به سرمایه‌گذاری کرده است. بسیاری از این سرمایه‌گذاری‌ها نیز با وجود توجیه اقتصادی اما به دلیل مدیریت غلط هرگز به سودآوری نرسیده‌اند. برخی از این طرح‌ها قدمتی بیش از 15 سال دارند اما در این 9 ماه همچنان قدمی و خبری از اصلاح ساختار و شرایط این طرح‌های سرمایه‌گذاری از تریبون‌های شهرداری به گوش نرسیده است. ارگ جهان‌نما، بازسازی بدنه چهارباغ عباسی، میدان امام علی، شهر رؤیاها و بسیاری از طرح‌های دیگر این شهر همچنان از سو مدیریت و عدم بازگشت سرمایه رنج می‌برند و سرمایه‌های مردمی روز به روز از دست می‌رود. آیا در این 9 ماه حتی یکی از این طرح‌ها قابل اصلاح نبود؟

4-برخی شرکت‌های زیر مجموعه شهرداری اصفهان مانند سامان گستر و دیگر سرمایه‌گذاران ساختمانی وابسته به شهرداری در شرایط بسیار بد اقتصادی قرار دارند. شرکت سامان گستر با این حجم سهامدار و پروژه مهم‌تر است یا تندیس کاوه؟

5-چهارباغ عباسی را تا کی باید مسدود به تماشا بنشینیم؟ مهم‌ترین خیابان شهر اصفهان دیگر نه پیاده‌رو است نه سواره‌رو و دو طرف این خیابان دو چهره متفاوت به خود گرفته‌اند. برای اصفهان زشت‌تر از این نیست که معروف‌ترین و مهم‌ترین خیابانش مدت‌ها بلاتکلیف بماند. در این 9 ماه تردیدی نیست این کار نیز قابل انجام بوده است.

6-نمی‌دانم ما ایرانی‌ها چرا برای نیازهای ضروری و ساده خود اهمیتی قائل نیستیم؟ چرا در این شهر به تعداد مناسب سرویس بهداشتی نیست؟ چرا سرویس‌های بهداشتی موجود به اندازه کافی نظافت ندارند؟ سرویس بهداشتی چه به‌ عنوان یک ضرورت برای هر فرد و چه به عنوان یک موضوع مهم در گردشگری نیازمند سرمایه‌گذاری است.

7-پیشنهاد آخرم به شما این است که واحدهای رسانه‌ای وابسته به شهرداری اصفهان (خبرگزاری ایمنا، روزنامه اصفهان زیبا) در یک برنامه‌ریزی و ظرف چند سال به طور کامل به بخش خصوصی واگذار شوند و اجازه دهید رسانه‌های خصوصی و بدون وابستگی، عملکرد شورای شهر و شهرداری را به نقد بکشند.

کلام آخر:

اینجا ایران است نه اصولگراها به اصول پایبندی دارند و نه اصلاح‌طلبان به دنبال اصلاحات هستند اما تا دلتان بخواهد به نام اصولگرا و اصلاح‌طلب عده‌ای مگس می‌شوند گرد شیرینی؛ دیروز به کام اصولگراها بود و امروز به کام اصلاح‌طلب‌ها اما دیروز و امروز کام مردم همچنان تلخ است. دلم برای محمد خاتمی می‌سوزد که محبوبیتش را فدای بسیاری از کسانی کرد که شایستگی ورود به عرصه مدیریت شهری را نداشتند.

برخلاف شهرداران اصولگرای اصفهان که در دوره اصلاح‌طلبان هم قم و یزد را به دست گرفته‌اند بعید می‌دانم شما پس از پایان این دوره با توجه به شرایط سنی و البته پایان دوره اصلاحات به سمت جدیدی منصوب شوید. پیشنهاد می‌کنم در این دوره پایانی مدیریت خود، برای مردم شهر اصفهان و بهبود خدمات شهری تلاش کنید نه برای اصلاح‌طلب نماها، مطمئن باشید مردم این شهر بیش از این مدعیان اصلاح‌طلب از شما به نیکی یاد خواهند کرد.

پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397

بررسی عملکرد پنج سرمایه‌دار برجسته استان اصفهان

بررسی عملکرد پنج سرمایه‌دار برجسته استان اصفهان

من فقط سرمایه‌دار نیستم

سینا ایرانپور انارکی

روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

عنوان ثروتمند و سرمایه‌دار از جذاب‌ترین عناوینی است که شاید هر یک از ما خواهان برخورداری از آن هستیم. اندکی صداقت که داشته باشیم بدون تردید هیچ‌کدام از ما از پول حلال بدمان نمی‌آید هر چه بیشتر بهتر. اگر ثروت و سرمایه به عنوان کارخانه‌دار و کارآفرین مزین شود که دیگر در پوست خودمان نمی‌گنجیم چرا که نه‌تنها ثروت داریم بلکه به جهت ایجاد اشتغال و تلاش برای توسعه نیز از اعتبار اجتماعی قابل‌توجهی برخوردار خواهیم بود.

نویسنده این نوشتار از ثروت بهره‌ای نبرده است اما تا دلتان بخواهد با ثروتمندان از نزدیک نشست و برخواست داشته و این پنج نفر (جعفر ذره‌بینی، علی‌محمد رجالی، فرهاد رهنما، علی صفر نوراله، مسعود صرامی) نیز از سرمایه‌دارانی هستند که افتخار آشنایی نزدیک با آن‌ها را دارم. هیچ‌کدام از این پنج نفر جوان نیستند اما همچنان همانند یک جوان با انگیزه و پر انرژی تلاش می‌کنند.

برخورداری از ثروت رؤیای انسان‌های فراوانی است اما در این گزارش به خوبی متوجه می‌شوید که این سرمایه‌داران بزرگ و نام‌آشنا چه دشوار زندگی کرده‌اند و اکنون نیز که صدها نفر را در استخدام دارند، می‌جنگند و اینجاست که باید گفت این‌ها فقط سرمایه‌دار نیستند.

رؤیای شیرین ثروت با جنگیدن تا لحظه آخر محقق می‌شود، این گزارش را بخوانید و ببینید شما هم حال جنگیدن دارید.

جعفر ذره‌بینی

(صنایع غذایی پریس، عضو مؤسس بانک‌های کارآفرین و خاورمیانه)

جعفر ذره‌بینی را باید «آقای تاجر» نام نهاد. یک سوپر میلیاردر تحصیل‌کرده در خارج از کشور که هنوز هم آماده سرمایه‌گذاری‌های جدید است. بانکداری جدیدترین حرفه این کارآفرین خوش‌نام و با سابقه اصفهانی است.

ذره‌بینی از بی حاشیه‌ترین سرمایه‌داران اصفهان به شمار می‌رود و شاید اگر فعالیت‌ها و سابقه طولانی حضورش در هیئت نمایندگان اتاق اصفهان نبود کمتر کسی وی را می‌شناخت. وی متولد 1322 شمسی در اصفهان است و به عنوان یکی از پایه‌گذاران صنعت فرآوری محصولات کشاورزی در ایران شناخته می‌شود.

روزگاری شاهد تبلیغات گسترده فرآورده‌های سیب‌زمینی با برند پریس در تلویزیون و سایر رسانه‌ها بودیم اما اکنون این برند مدت‌هاست تبلیغات عمومی ندارد.

ذره‌بینی همانند بیشتر افراد تحصیل‌کرده و پا به سن گذاشته قدیمی اهل کتاب و روزنامه است و نظم و برنامه‌ریزی را در زندگی این پیر تجارت هنوز هم مشاهده می‌کنیم. رئیس سابق کمیسیون تجارت اتاق اصفهان، اتاق بازرگانی را جایگاه فعالان واقعی بخش خصوصی می‌داند و از حضور و ظهور چهره‌های دولتی و خصولتی در این نهاد رضایت ندارد.

دفتر کاری این سرمایه‌دار بزرگ در خیابان قدیمی، پر درخت و گران عباس‌آباد اصفهان قرار دارد و ملاقات با او هم کار زیاد سختی نیست چرا که باوجود تجربه، شهرت و موفقیت در عرصه کسب و کار همچنان در ارتباطات مردمی ساده و متواضع است.

ذره‌بینی در سال 1341 فعالیت بازرگانی و اقتصادی خود را شروع و بعد از هشت سال کارخانه نساجی ماهوت را راه‌اندازی کرد. وی 10 سال بعد از آن کارخانه اسفنج مصنوعی را راه انداخت اما پس از شش سال این مجموعه دچار حریق شد و این سرمایه‌دار طعم شکست را برای نخستین بار در سابقه کسب و کار خود چشید.

می‌گویند ذره‌بینی از معدود سرمایه‌داران ایرانی است که پس از نابودی کامل سرمایه بار دیگر به عرصه صنعت پای می‌گذارد و نه‌تنها گذشته را جبران می‌کند بلکه ثروتی صدچندان به دست می‌آورد. خود این سرمایه‌دار درباره این اتفاق می‌گوید: «حمایت پدرم از جهت مالی و روانی باعث شد بتوانم در برابر آن شکست بسیار سنگین، تاب بیاورم و ادامه بدهم و سرانجام یک سال بعد موفق به تأسیس کارخانه الیاف‌سازی نمد اصفهان شدم.»

این جمله ذره‌بینی یک معنای دیگر هم می‌دهد و آن توانگری مالی خانواده ایشان است. ذره‌بینی در خانواده‌ای متمول زندگی کرده است اما برخلاف بسیاری فرزندان امروز خانواده‌های متمول نه‌تنها میراث پدر را صرف امور بیهوده و خوش‌گذرانی نکرده بلکه با ورود به عرصه صنعت و تجارت به یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران کشور تبدیل شده است.

اکنون مهم‌ترین برند تحت اختیار این سرمایه‌دار «پریس» است که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان فرآورده‌ای سیب‌زمینی در کشور به شمار می‌رود. انتخاب صنعت فرآوری هوشمندی این تاجر موفق را نشان می‌دهد زیرا بسیاری از محصولات کشاورزی در ایران به‌ویژه سیب‌زمینی به دلیل کمبود سردخانه و کارخانه فرآوری هر سال نابود می‌شود اما پریس نه‌تنها به صنعت آشپزی و رستوران‌داری کمک کرد بلکه توانست تأثیر بسزایی نیز در بخش کشاورزی اصفهان داشته باشد. پریس در ساختار آزمایشگاهی، منابع انسانی و شبکه توزیع نیز حرف‌های فراوانی برای گفتن دارد و یکی از کارخانه‌های خوش‌نام برای ورود فارغ‌التحصیلان رشته‌های صنایع غذایی به شمار می‌رود.

ذره‌بینی سال‌هاست مدیریت اجرایی این کارخانه را به فرزند خود و مدیران جوان واگذار کرده و بیشتر نقش سرمایه‌گذار و مشاور را ایفا می‌کند.

این سرمایه‌دار از سال‌ها پیش با رونق صنعت بانکداری در ایران و با توجه به مشکلاتی که مؤسسات مالی در اصفهان داشتند تلاش کرد با حمایت اتاق بازرگانی نخستین بانک استانی را راه‌اندازی کند اما ظاهراً بانک مرکزی با این درخواست موافقت نکرد. ذره‌بینی با این وجود از ورود به صنعت بانکداری منصرف نشد و از مؤسسان دو بانک خاورمیانه و کارآفرین و سهامداران مطرح این دو شناخته می‌شود.

ذره‌بینی صنایع نساجی، شیمیایی، غذایی و بانکداری را به عنوان یک سرمایه‌دار برگزیده است. البته دیگر در صنعت نساجی و شیمیایی فعالیتی ندارد. این سرمایه‌دار به فراخور شرایط اقتصادی و میزان سودآوری در دوره‌های مختلف به‌خوبی فرصت‌های سرمایه‌گذاری سودآور را شناسایی و در بهترین زمان ممکن اقدام به سرمایه‌گذاری کرده است.

بدون تردید این سرمایه‌دار نیز مانند بسیاری از سرمایه‌داران بزرگ سبد سرمایه‌اش منحصر به این چند مورد نمی‌شود اما این صنایع مهم‌ترین برندهایی هستند که ذره‌بینی با آن‌ها شناخته می‌شود.

یکی دیگر از ویژگی‌های خوب این سرمایه‌دار قدیمی خروج از امور اجرایی و واگذاری به‌موقع مدیریت است. یک سرمایه‌گذار خوب باید بداند چه زمانی صحنه را ترک کند و چه افرادی را برای مدیریت برگزیند.

اما شاید از نقاط ضعف این سرمایه‌دار پرهیز از توسعه و ایجاد زنجیره در صنعت غذایی بوده است. فرآوری محصولات کشاورزی در تمام دنیا و ایران از حاشیه سود بسیار بالایی دارد و با توجه به کمبود این صنایع در ایران ذره‌بینی می‌توانست محصولات دیگر کشاورزی را نیز با هدف صادرات فرآوری کند و فعالیت کارخانه پریس منحصر به سیب‌زمینی نشود. البته پریس در سه بخش كشت، تولید و توزیع عملکرد قابل‌توجهی داشته است اما با توجه به سابقه طولانی و حاشیه سود مناسب و نیاز موجود در بازار ایران و خارج از کشور امکان توسعه این برند در سایر محصولات بود.

روابط عمومی و تبلیغات ضعیف مجموعه پریس در چند سال گذشته نیز از دیگر نقاط ضعف باید مدیران آن با انتخاب یک استراتژی تبلیغاتی مناسب نسبت به بهبود عملکرد رسانه‌ای و تبلیغاتی این برند اقدام کنند.

ورود به اتاق بازرگانی اصفهان، عضویت در هیئت‌رئیسه اتاق بازرگانی ایران و انگلیس، راه‌اندازی انجمن مدیران صنایع اصفهان برند اجتماعی ذره‌بینی را بسیار تقویت کرد و به نظر می‌رسد این سرمایه‌دار با افزایش سن دغدغه‌های اجتماعی بیشتری پیدا کرده است.

شاید بعد از این انتظار زیادی باشد که ذره‌بینی در این سن و پس از سال‌ها خون‌دل خوردن در عرصه صنعت و تجارت ایران همچنان برای کارآفرینی مثل گذشته تلاش کند اما این کارآفرین همچنان ظرفیت‌های فراوانی برای سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف به‌ویژه صنعت غذایی کشور دارد.

 

علی‌محمد رجالی

(مؤسس گروه صنعتی ظریف مصور، پتروشیمی رجال، مجموعه کشت و صنعت نفیس)

علی‌محمد رجالی پرآوازه‌ترین کارآفرین کشور به شمار می‌رود؛ وی را باید «آقای صنعت» لقب دارد. برند ظریف مصور را سال‌ها پیش با شروع تبلیغات در تلویزیون همه ما به‌خوبی می‌شناسیم. رجالی یکی از فرصت‌طلب‌ترین سرمایه‌داران ایران به شمار می‌رود و به نظر من راز موفقیت این سرمایه‌دار بزرگ انتخاب به‌موقع فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ایران است.

رجالی متولد 1324 شمسی در اصفهان است و از همان کودکی مادر خود را از دست می‌دهد. خودش می‌گوید به یتیمی بزرگ‌شده اما همیشه حاشیه امن عاطفی در کنار سایر اعضای خانواده داشته است و به دوران کودکی و مدرسه خود می‌بالد.

پدر رجالی در بازار قماش فعالیت داشته و رسم کسب‌وکار را از پدر آموخته است. وی تحصیلات زیادی ندارد اما در صنایعی کاملاً تخصصی ورود پیدا کرده است. فعالیت در بازار پارچه و ارتباط با بازاریان کم‌کم او را ترغیب به سرمایه‌گذاری در صنعت نساجی می‌کند.

این کارآفرین در سال 1363 به‌صورت شراکتی کارخانه ظریف مصور را در شهر بروجن با هدف تولید موکت راه‌اندازی کرد اما اکنون سال‌هاست موکت دیگر محصول اصلی این شرکت به شمار نمی‌رود.

رجالی همان‌طور که اشاره شد یک کارآفرین فرصت شناس و فرصت‌طلب به شمار می‌رود و پس از آنکه صنعت موکت در ایران رونق گرفت و افراد زیادی اقدام به سرمایه‌گذاری در این محصول کردند وی آرام‌آرام ظریف مصور را به سمت تولید محصولات جدید هدایت کرد.

اکنون ظریف مصور محصولات تخصصی در صنایع نساجی و شیمیایی مانند ژئوسنتیک ها، لایه‌های صنعتی، مستربچ، الیاف و روغن نساجی و ... تولید می‌کند. در حقیقت رجالی به‌مرور تلاش کرده است یک زنجیره تولید در صنعت نساجی و شیمیایی را به وجود آورد.

وی در یک دهه گذشته با رشد سرمایه و تشخیص به‌موقع اقدام به سرمایه‌گذاری در صنعت پتروشیمی کرد و نخستین پتروشیمی خصوصی کشور با برند «رجال» نتیجه هوشمندی این سرمایه‌دار بود. پتروشیمی رجال با رویکرد صادرات محصولات پتروشیمی یکی از سودآورترین صنایع کشور است.

مجتمع کشت و صنعت نفیس که یکی از بزرگ‌ترین گلخانه‌های مجهز و به روز کشور به شمار می‌رود نیز از جدیدترین برندها و سرمایه‌گذاری‌های این کارآفرین همه فن حریف به شمار می‌رود. کشاورزی در ایران هنوز به شیوه سنتی اداره می‌شود و تنها ورود سرمایه‌گذاران و کارآفرینان دانا می‌تواند بسترساز توسعه این بخش اقتصادی شود.

رجالی باز هم با یک تشخیص به موقع و مناسب سبد سرمایه‌گذاری خود را توسعه داد و پس از صنعت نساجی، شیمایی و پتروشیمی این بار سراغ صنعت گلخانه داری رفته است.

برخی معتقدند رجالی بخش زیادی از کارآفرینی‌های خود را مدیون شبکه بانکی کشور است اما این کارآفرین ثابت کرده دست روی هر صنعتی دست بگذارد بازگشت سرمایه آن را تضمین می‌کند و شاید به همین دلیل بانک‌ها همچنان به وی اعتماد دارند.

این کارآفرین تقریباً علاقه‌ای به فعالیت‌های تشکلی ندارد و اکنون نیز با اینکه پا به سن گذاشته است عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی یا نهادهای خصوصی دیگری نیست و همچنان ترجیح می‌دهد یک کارآفرین و سرمایه‌دار باقی بماند. البته برخلاف رجالی بزرگ یکی از فرزندانش سال‌هاست در هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی حضور دارد.

رجالی نیز همانند بسیاری از سرمایه‌داران دیگر پسران خود را وارد عرصه صنعت کرده است اما بنا به اظهارنظر بیشتر کارآفرینان و فعالان اقتصادی فرزندان این کارآفرین هرگز در اندازه پدر توانمند نبوده‌اند.

از این کارآفرین تا زنده است باید انتظار ورود به عرصه‌های جدید کارآفرینی را داشت چرا که او مرد انتخاب‌های به موقع و آگاهانه است.

اما آیا رجالی که در کسب ثروت و کارخانه‌داری جز برجسته‌ترین کارآفرینان کشور به شمار می‌رود نقطه‌ضعفی هم دارد؟

رجالی بدون تردید یک سرمایه‌دار هوشمند است اما بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف این کارآفرین را باید در انتخاب مدیران زیرمجموعه و تقویت و بازسازی ساختار درونی شرکت‌های تحت مدیریت وی جستجو کرد. صنایعی که رجالی پایه‌گذاری کرده بسیار تخصصی هستند و بدون نیروی انسانی ماهر و متخصص راه به جایی نخواهند برد.

شواهد نشان می‌دهد سیستم منابع انسانی در بیشتر کارخانه‌های وی وضعیت مناسبی ندارند و حفظ و نگهداری نیرو در این شرکت‌ها با چالش‌های فراوانی روبرو است. بخش زیادی از نیروی انسانی ظریف مصور از شهر اصفهان تأمین می‌شوند و دوری راه تا بروجن یکی از مشکلات کارکنان این مجموعه بزرگ است.

اگرچه برای کسب تجربه و رزومه سازی مجموعه‌های این کارآفرین بسیار مناسب هستند اما وضعیت حقوق و دستمزد چندان تعریفی ندارد و بسیاری از نیروها پس از مدتی فعالیت و یافتن شغل جدید ترک کار می‌کنند.

منابع انسانی و ساختار سازمانی پاشنه آشیل بیشتر فعالیت‌های اقتصادی در ایران است و رجالی نیز در این بخش ضعف‌های فراوانی دارد. رجالی مشاوران زیادی دارد اما تاکنون قادر به اصلاح ساختار سازمانی و منابع انسانی شرکت‌های خود نبوده است.

از سوی دیگر سرمایه‌گذاری‌های این کارآفرین منحصر به سهامی خاص و خانواده وی است و با توجه به گستره فعالیت و حجم سرمایه‌گذاری در صورت عدم ورود سهامدار تخصصی در بلندمدت یک تهدید برای این صنایع خواهد بود.

جالب است بدانید رجالی یک سرمایه‌دار مذهبی است و یکی از فعالیت‌های چند سال گذشته وی بازسازی و توسعه امامزاده جعفر (نزدیک فرودگاه شهید بهشتی اصفهان) از نوادگان امام رضا (ع) است. درباره شجره‌نامه این امامزاده و سرمایه‌گذاری روی زمین‌های این منطقه حرف و حدیث فراوانی وجود دارد و تحلیل آن از حوصله این نوشتار خارج است. رونق زمین‌های این منطقه محروم اصفهان، رشد ساخت و ساز و تبدیل آن به یک محیط مذهبی-گردشگری کمی سؤال‌برانگیز به نظر می‌رسد.

 

فرهاد رهنما

(گروه صنعتی پلار، مؤسس شرکت رهنما، مؤسس ایران گیت)

فرهاد رهنما متولد 1322 در اصفهان است و بدون تردید او را باید « آقای فناوری» نام نهاد. رهنما از باسوادترین سرمایه‌داران ایران به شمار می‌رود و مطالعه نشریاتی مانند بیزینس ویک از تفریحات اوست.

مرد خوش‌تیپ، خوش‌پوش و تحصیل‌کرده اصفهانی که با 75 سال سن هنوز می‌تواند خیلی‌ها را شیفته خود کند.

پلار برند سرشناس و ماندگار خانواده رهنماست. برندی با 70 سال سابقه فعالیت که همچنان نیز در صنعت محصولات گرمایشی و سرمایشی رتبه ممتازی را در ایران دارد. تداوم فعالیت پلار یک اتفاق ساده نیست آن هم در ایران که عمر شرکت‌ها به دلیل استراتژی‌های کوتاه‌مدت و تفکر مدیر-مالکی به ندرت از سی سال می‌گذرد.

ثروت در خانواده رهنما موروثی است اما این میراث بیش از یک قرن دست به دست شده و هنوز رشد و توسعه آن تداوم دارد؛ اما کارخانه پلار میراث پدر فرهاد است پدری که مهندسی برق در انگلیس می‌خواند و در زمانی که تحصیلات و فن در ایران جایگاهی نداشت برای راه‌اندازی یک صنعت بزرگ اقدام می‌کند.

فرهاد رهنما در جوانی راهی انگلستان می‌شود و تحصیلات خود را در رشته مهندسی مکانیک ادامه می‌دهد اما سال‌ها بعد به خواست پدر و برای اداره امور کارخانه و خانواده به ایران بازمی‌گردد. این سرمایه‌دار و کارآفرین امروز نزد پدر مدیریت را می‌آموزد و کم‌کم اداره کارخانه به وی واگذار می‌شود.

علاقه به فناوری‌های جدید راز توسعه سرمایه‌گذاری‌های فرهاد رهنماست. پلار نیز اگر تا امروز زنده مانده حضور خود در صنعت ایران را مدیون به روز رسانی تکنولوژی و تولید محصولاتی بهینه است.

یکی دیگر از ویژگی‌های ارزشمند این سرمایه‌گذار تفکیک ایفای نقش مالک از مدیر به شمار می‌رود. رهنما خیلی زود امور اجرایی پلار را به مدیری جوان واگذار می‌کند و اکنون سال‌هاست فعالیت او در عرصه سرمایه‌گذاری و توسعه ایده‌های نوآورانه خلاصه می‌شود.

راه‌اندازی شرکت ایران گیت به عنوان یکی از نخستین شرکت‌های فعال در عرصه فروش اینترنت، راه‌اندازی شرکت خدمات ارزش‌افزوده تلفن همراه با برند رهنما نتیجه هوشمندی این سرمایه‌دار اصفهانی است.

رهنما یک سرمایه‌دار حرفه‌ای و باتجربه است که برخلاف بیشتر اصفهانی‌های کارخانه‌دار که تمام عمر خود را در کارخانه کهنه می‌کنند و حاضر به مطالعه، واگذاری امور مدیریتی و شناخت فرصت‌های جدید و نوآورانه نیستند به خوبی می‌داند در دنیای امروز با این روش‌های قدیمی دیگر نمی‌توان خلق ثروت کرد.

از دیگر ویژگی‌های منحصربه‌فرد رهنما کار با جوانان و شراکت با آن‌هاست. در ایران کمتر سرمایه‌گذاری را می‌توانید بیابید که حاضر به شراکت با جوانان و واگذاری امور مدیریتی به آن‌ها باشد. رهنما مدیریت پلار را به جوانی در محدوده سنی سی سال واگذار می‌کند و ایران گیت و شرکت رهنما را نیز با شراکت چند جوان راه‌اندازی کرده است.

ثروت رهنما ثروتی افسانه‌ای است اما این سرمایه‌دار بزرگ و کارآفرین خوش‌نام با انتخاب مدیران اجرایی لایق و فرصت‌های نوآورانه این ثروت افسانه‌ای را در درجه نخست حفظ و به‌مرور افزایش داده است.

در کارنامه این کارآفرین عضویت در هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی اصفهان و هیئت‌رئیسه انجمن مدیران صنایع اصفهان نیز به چشم می‌خورد اما رهنما مرد فعالیت‌های تشکلی نیست و در این زمینه شاهد موفقیت چندانی نبوده است.

رهنما باید به مدیران و صاحب صنعت در اصفهان درس واگذاری امور اجرایی و ایفای نقش سرمایه‌گذار را بدهد درسی که مدیر مالکان اصفهانی به‌شدت به آن نیاز دارند. او استاد تمام‌عیار انتخاب و به‌کارگیری مدیران جوان است و نهادهایی همانند اتاق بازرگانی و مراکز کارآفرینی دانشگاه‌ها باید فرصت آشنایی جوانان با وی را فراهم کنند.

اما این سرمایه‌گذار و کارآفرین برجسته هم نقاط ضعفی دارد که باید آن‌ها را بررسی کرد. رهنما با اینکه علاقه‌مند به حوزه فناوری است اما بیشتر به‌جای تولید فناوری روی انتقال فناوری تمرکز دارد. اگرچه انتقال فناوری ریسک کمتری برای سرمایه‌گذاری دارد اما اگر خواهان توسعه در کشور هستیم امثال فرهاد رهنما باید بخشی از سرمایه خود را به تحقیق و توسعه و تولید فناوری‌های نوین در کشور اختصاص دهند.

پلار یک برند قدرتمند و با سابقه ایرانی است اما این برند باید در اندیشه توسعه صادرات باشد و حتی به چند کشور منطقه نیز خود را محدود نکند. تمرکز بر بازار داخلی دیگر برای صنعت لوازم‌خانگی و محصولات سرمایشی و گرمایشی یک مزیت به شمار نمی‌رود و رهنما باید برای صادرات و نفوذ در بازارهای بین‌المللی یک برنامه‌ریزی اساسی داشته باشد. حضور در بازارهای جهانی بدون پشتوانه تحقیق و توسعه و تولید فناوری‌های جدید در صنایع امکان‌پذیر نخواهد بود.

درباره کیفیت و فناوری محصولات پلار و همچنین سایر شرکت‌های رهنما فراوان شنیده‌ایم اما در بخش منابع انسانی مجموعه‌های تحت مدیریت و نظارت رهنما بسیار جای کار دارند. سرمایه‌گذاری روی نیروی انسانی موجود و اجرای سیستم جامع منابع انسانی می‌تواند بسترساز تحولی جدید و عمیق در کسب و کار این کارآفرین به وجود آورد.

پلار، ایران گیت و رهنما در بخش روابط عمومی و تبلیغات نیز عملکرد قابل‌توجهی نداشته‌اند و ضرورت دارد برای این بخش نیز سرمایه‌گذاری کافی انجام شود. نوع صنایعی که رهنما در آن‌ها ورود پیدا کرده نیازمند سرمایه‌گذاری بیشتری در عرصه تبلیغات و روابط عمومی است.

 

علی صفر نوراله

(مؤسس شرکت صفا نيکو و هلدينگ صيدکو)

علی صفر نوراله متولد 1329 در نجف‌آباد اصفهان است. صفر نوراله از معدود کارمندان دولت به شمار می‌رود که با ورود به عرصه کارآفرینی موفقیت‌های چشمگیری را به دست آورده است. او را باید «مرد نخست صنعت برق» لقب داد.

این سرمایه‌گذار پس از سال‌ها فعالیت در شرکت برق منطقه‌ای اصفهان و کسب کرسی‌های مدیریتی تصمیم می‌گیرد قبای کارآفرینی به تن کند. شرکت دانش‌بنیان صفانیکو با فعالیت در زمینه‌های مختلف صنعتی ازجمله نیروگاه و فولاد نتیجه سه دهه تلاش صفرنوراله است.

او دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق قدرت از دانشگاه تهران است. صفرنوراله در کنار اشتغال در شرکت برق منطقه‌ای سال‌ها نیز مدرس دانشکده مهندسی برق دانشگاه اصفهان بود. شرکت صفانیکو تحت مدیرعاملی این کارآفرین از پایه‌گذاران صنایع نیروگاهی در ایران شناخته می‌شود و فعالیت آن در سال 1374 آغاز شد.

وی درباره راه‌اندازی این شرکت می‌گوید: سال‌ها با همکاران خود در شرکت برق قصد راه‌اندازی یک شرکت خصوصی در زمینه صنعت برق را داشتیم و سرانجام در سال 72 شرکت ثبت و در سال 74 با خروج بنده از برق منطقه‌ای فعالیت صفانیکو آغاز شد. در ابتدای کار فعالیت ما روی اجرای EPC پست‌های فشار قوی متمرکز شد اما به‌مرور در زمینه‌های دیگری نیز ورود پیدا کردیم.

اما صفانیکو دیگر یک مجری پروژه‌های داخلی نیست و طی یک دهه گذشته پای را از مرزهای ایران فراتر گذاشته و به عنوان یک پیمانکار بین‌المللی در کشورهای عراق، سوریه، افغانستان و حتی آفریقا فعالیت می‌کند.

توسعه فعالیت‌های صفانیکو در عرصه بین‌المللی به عنوان یک پیمانکار از هوشمندی صفرنوراله ناشی می‌شود. وی که شاهد ایجاد شرکت‌های جدید پیمانکاری و رقابت در پروژه‌های داخلی بود خیلی زود تصمیم به بازاریابی در سطح منطقه و شرکت در مناقصات کشورهای همسایه گرفت و اکنون یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان خدمات فنی و مهندسی در ایران شناخته می‌شود.

دفتر کار این کارآفرین در ساختمانی بزرگ در خیابان مشتاق واقع شده است و یکی از فعالیت‌های اجتماعی این بازرگان بین‌المللی مشاوره به جوانان برای ورود به عرصه کسب و کارهای مهندسی است.

صفرنوراله از معدود کسانی است که در اتاق بازرگانی اصفهان هیچ سمت رسمی ندارد اما خدمات شایان توجهی را با ایجاد کمیته‌های تخصصی ITPO و SPX به فعالان عرصه خدمات فنی مهندسی استان ارائه کرده است.

او نشان داده اگر پای به عرصه فعالیت‌های تشکلی می‌گذارد نیز هدف و برنامه‌های کاربردی را دنبال خواهد کرد و تمایلی به برگزاری سمینار و همایش و خودنمایی‌های افراطی همانند سایر اعضای اتاق بازرگانی اصفهان ندارد.

این کارآفرین نیز پس از بازنشستگی، از امور اجرایی در صفانیکو کناره‌گیری و پسر خود را به مدیرعاملی منصوب کرد. اکنون وی بیشترین زمان خود را صرف بازاریابی در سطح بین‌المللی و شناسایی پروژه‌های فنی مهندسی در کشورهای مختلف می‌کند.

صفانیکو یکی از بهترین شرکت‌های مهندسی برای کارآموزی و کسب تجربه عملیاتی در ایران به شمار می‌رود و مهندسان این مجموعه برای دریافت ویزای کار به کشورهای اروپایی و آمریکایی با مشکل چندانی مواجه نیستند. آموزش و انتقال تجارب فنی به نیروی انسانی یکی از مزیت‌های کار در صفانیکو است.

صفانیکو با وجود واحد تحقیق و توسعه و کیفیت توانمند و سرمایه‌گذاری‌های فنی اما با تغییرات ساختاری و حقوقی به جهت تبدیل چند شرکت به هلدینگ و ورود به عرصه‌های دیگر صنعت همانند فولاد اندکی دچار سردرگمی شده است.

در ایران هلدینگ ها به جهت ناتوانی در انتخاب مدیران لایق با چالش‌های فراوانی مواجه می‌شوند و صفانیکو نیز از امر مستنثی نبوده است. ورود به عرصه‌های دیگر اندکی اداره این مجموعه بزرگ را دشوار و به لحاظ مالی تضعیف کرد.

صفانیکو اگر موانع ساختار اداری و سازمانی خود را برطرف و قادر به دریافت درآمدهای ارزی خود از کشورهای دیگر برای کاهش مشکلات مالی باشد یکی از شرکت‌ها ممتاز ایران خواهد بود.

به نظر می‌رسد این شرکت در انتخاب صنایع مختلف برای سرمایه‌گذاری نیز عملکرد مناسبی نداشته و باید نسبت به سبد سرمایه‌گذاری خود تجدیدنظر کند چرا که از بعد مالی با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد.

مسعود صرامی

(صنایع سنگ، برنا باتری، مجری طرح اصفهان سیتی سنتر، مجری طرح شهرک سلامت اصفهان)

مسعود صرامی متولد 1336 در اصفهان است و در یک کلام او را باید «آقای شهردار» نام نهاد. صرامی یکی از پیچیده‌ترین شرایط زندگی و شغلی را در میان سرمایه‌داران کشور تجربه کرده است. کسی که بنا بر اظهارت خودش پس از مرگ پدر طعم محبت در آغوش یکی از بستگان خود چشیده و با یتیمی و کمبودهای فراوان بزرگ شده است اما اکنون یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌داران ایران شناخته می‌شود.

در سیتی سنتر ستر اگر فردی میان سال با چهره معمولی، عینک و سبیل و البته با پیراهن آستین کوتاه و شلوار جین مشاهده کردید تردید نکنید او مالک اصفهان سیتی سنتر است. صرامی حتی در مراسم های رسمی هم تیپ اسپرت و لباس های ساده می پوشد و هرگز لباس گران قیمت و یا رسمی به تن ایشان نمی بینید و شاید او فرصتی برای خوش پوشی و خوش گذرانی ندارد.

سبک سرمایه‌گذاری صرامی نسبت به چهار نفر دیگر این گزارش کاملاً متفاوت است. صرامی نه کارخانه‌دار است نه شهرک ساز او را باید معمار اصفهان آینده معرفی کرد.

درباره او حرف‌های ضد و نقیض فراوان گفته می‌شود اما هیچ‌کس تاکنون در ایران نتوانسته هم‌زمان سه پروژه بزرگ شهری آن‌هم با وسعتی چند هزار متری را اجرا کند. اصفهان سیتی سنتر، شهرک سلامت اصفهان و فدک مال به ترتیب آغاز و در حال تکمیل هستند.

انتخاب زمینه‌های سرمایه‌گذاری توسط صرامی بر پایه نیازهای اجتماعی افراد طی یک دهه گذشته بوده است. او در جوانی و پس از کسب تجربه و پس‌انداز در صنایع سنگ به مرور اقدام به ایجاد سنگ‌بری و توسعه آن می‌کند و درآمد خود را نیز هر بار بنا به نیاز کشور در صنایع مختلف سرمایه‌گذاری کرده است.

در بهترین زمان ممکن یعنی دهه 60 و در حالی که صنعت ساختمان در حال رشد بود او کارخانه‌هایی همچون سایش سنگ، برش سنگ، شیمیا صدف، سنگ فیبری را راه‌اندازی می‌کند و در دهه هفتاد با توسعه صنایع خودروسازی اقدام به سرمایه‌گذاری در زمینه قطعات خودرو مانند باتری می‌کند. او تاکنون بیش از 10 کارخانه را در اصفهان پایه‌گذاری کرده است که این خود یک رکورد به شمار می‌رود.

صرامی بر اساس نیازهای کلان کشور فرصت‌های سرمایه‌گذاری را برمی‌گزیند و در دهه هشتاد نیز با مشارکت یک سرمایه‌گذار خارجی احداث بزرگ‌ترین مجموعه تجاری کشور و چهارمین مرکز خرید جهان را آغاز کرد. در سال 91 فاز نخست این شهر تجاری بزرگ به بهره‌برداری رسید و اکنون مردم اصفهان در انتظار بهره‌برداری از هتل 5 ستاره و بخش های دیگر آن هستند.

صرامی در سال‌هایی که آرام‌آرام سرمایه‌داران اصفهانی در حال انتقال سرمایه خود به شهرهای دیگر و خارج از ایران بودند و این استان از صنعت اشباع شده و از سوی دیگر گردشگری آن از رونق افتاده بود اصفهان سیتی سنتر را مقصد سرمایه‌گذاری جدید خود تشخیص داد تا یک شهر مدرن و با امکانات روز دنیا را به اصفهان هدیه کند.

رشد جمعیت اصفهان باوجود مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک، افزایش بی‌رویه ترافیک و آلودگی هوا و ناتوانی شهرداری در رفع موانع و کمبود محیط گردشگری جدید و جذاب، ایجاد یک مرکز خرید با استانداردهای جهانی را دارای توجیه اقتصادی کرد.

اصفهان سیتی سنتر اما یک پروژه ساختمانی معمولی نبود صرامی برای احداث و تکمیل این طرح بزرگ اقتصادی باید با تنگ‌نظران بسیاری می‌جنگید اما او مرد میدان مبارزه است هر چه بیشتر برای صرامی مانع تراشیدند قوی‌تر شد و نه‌تنها به ساخت اصفهان سیتی سنتر رضایت نداد بلکه وقتی مشکلات مردم شهر در زمینه دسترسی به پزشک و تجهیزات درمانی را شناسایی کرد با مشارکت شهرداری اصفهان طرح احداث شهرک سلامت اصفهان را آغاز کرد. بیمارستانی 1000 تخته خوابی و مجهز به تمام امکانات روز دنیا برای بیماران از معماری و طراحی شهری گرفته تا ابزارهای مورد نیاز.

تکمیل تدریجی اصفهان سیتی سنتر موجب شد جنوب اصفهان بیشتر روزهای هفته با ترافیک شدیدی از مراجعه‌کنندگان روبرو شود و هنوز هتل و بخش مسکونی و ... به بهره‌برداری نرسیده صرامی تصمیم گرفت برای کاهش ترافیک موجود در جنوب شهر و توسعه منطقه شمال اصفهان مرکز خرید دیگری با نام فدک مال راه‌اندازی کند که ساخت این پروژه نیز آغاز شده است.

صرامی اگر حتی ثروتمندترین مرد این سرزمین هم باشد با وجود این تعداد پروژه و کارخانه فعال بعید است فرصتی برای بهره‌مندی از مزایای این ثروت داشته باشد. بنا بر اظهارات خودش از ساعت چهار صبح تا 12 شب یکسره کار می‌کند و کمتر فرصتی برای استراحت دارد.

از میان طرح‌های در حال اجرای صرامی تنها پروژه اصفهان سیتی سنتر بیش از 10 هزار میلیارد تومان قیمت دارد که سال 95 سرمایه‌گذار خارجی آن سهام خود را به یک شرکت گردشگری در ایران فروخت. اکنون نزدیک به 60 درصد سهام آن به شرکت پرستیژلند ایرانیان با مدیرعاملی مسعود صرامی تعلق دارد.

اما فرزندان این ابر کارآفرین اصفهانی نقشی در فعالیت‌های اقتصادی پدر ندارند و فقط همسر او در برخی پروژه‌ها نقش مدیریتی ایفا می کند از قرار فرزندان صرامی سال‌ها پیش با هدف تحصیل از کشور خارج‌ شده‌اند.

ملاقات این کارآفرین نیز خیلی پیچیده نیست و در صورت تماس با مسئول دفترش در محل پروژه سیتی سنتر می‌توان او را ملاقات کرد.

صرامی سال‌ها از رسانه‌ها دوری ‌کرد اما با افتتاح فاز نخست سیتی سنتر به مرور پاسخگوی رسانه‌ها شد و اگر اشتباه نکرده باشم من نخستین روزنامه‌نگاری بودم که در سال 91 پای او را به یکی از روزنامه‌های اصفهان باز کردم.

صرامی در کلام و فلسفه زندگی، چیزی از بیل گیتس کم ندارد و از هم صحبتی با او قطعاً لذت خواهید برد. این مرد اراده‌ای باور نکردنی دارد و امیدوارم در سال‌های باقیمانده عمرش چند نفری همانند خود تربیت و به اصفهان و ایران تحویل دهد.

پروژه‌های تحت مدیریت صرامی بدون تردید جایگاه اصفهان را چند پله در کشور ارتقا داده است و گزافه نیست اگر بگوییم سرمایه‌گذاری و مدیریت صرامی برای اصفهان بیش از عملکرد شهرداری و شورای شهر سیاست زده این شهر مؤثر واقع شده است.

اما این مرد بزرگ آیا نقطه ضعفی هم دارد؟

صرامی یک مدیر ساخت درجه یک است اما پس از ساخت باید در اندیشه انتخاب مدیر بهره‌برداری و مدیر توسعه باشد. عدم واگذاری امور و انتخاب مدیران ضعیف یکی از ایرادهای عملکردی اوست.

صرامی در 60 سالگی هنوز هم پر انرژی است تداوم این حجم کاری مخاطرات جسمی زیادی را برای او به همراه خواهد داشت. او باید اکنون در کسوت یک ناظر و نه مدیر اجرایی فعالیت کند و در مرحله نخست برای شرکت پرستیژلند ایرانیان یک مدیر منابع انسانی با تجربه و همچنین مدیر سیستم و روش‌ها انتخاب و ساختار این شرکت را از درون بازسازی کند.

صرامی هم مانند سایر سرمایه‌داران اصفهانی نسبت به موضوع چرخه منابع انسانی عملکرد خوبی نداشته است و با بزرگ شدن این سازمان با مشکلات پیچیده‌ای روبرو خواهد شد.

شاید مجموعه تحت مدیریت صرامی واحد روابط عمومی داشته باشد اما به نظر بنده مدیر روابط عمومی این سازمان شخص مسعود صرامی است. در بحران‌هایی که سیتی سنتر هنگام ریزش سقف پارکینگ و یا آتش‌سوزی یکی از ساختمان‌ها در حال ساخت با آن مواجه بود به جای روابط عمومی این مجموعه شخص صرامی با رسانه‌ها تعامل داشت.

بسیاری از رویدادهای این مجموعه نیز با مدیریت وی اجرا می‌شوند و ظاهراً پرستیژلند بیشتر به جای جذب مدیران هوشمند و توانمند به محلی برای فعالیت یک عده سرپرست و اپراتور تبدیل شده است.

قائم‌مقام پرستیژلند تنها مدیر هم سطح صرامی در این مجموعه به شمار می‌رود و سایر مدیران در اندازه این کارآفرین نیستند.

شرکت پرستیژلند ایرانیان بیش از سایر شرکت‌هایی که در این نوشتار به آن‌ها اشاره شد نیازمند بهبود ساختار سازمانی و مدیریت منابع انسانی است و صرامی باید برای جانشین پروری هر چه زودتر دست به کار شود.

نکته دیگر در رابطه با این شرکت وضعیت سهامداری آن است. اکنون پروژه‌های سیتی سنتر، شهرک سلامت و فدک مال با مشارکت و سهامداری دو سه مجموعه دیگر در حال اجراست و همان‌طور که اشاره شد سرمایه‌گذار خارجی نیز از این شرکت خارج شده است.

مجموعه‌ای با این وسعت عملیاتی و این حجم سرمایه‌گذاری باید در اندیشه افزایش تعداد سهامداران و حتی تبدیل به سهامی عام باشد. انتخاب شریک تخصصی و معتمد در ایران کار دشواری است اما تعداد کم سهامدار نیز یک تهدید برای تداوم فعالیت شرکت در بلندمدت است.

در این گزارش عملکرد پنج سرمایه‌دار برجسته و خوش‌نام اصفهانی با سوابق طولانی را بررسی کردم که هر یک نقاط قوت و ضعف‌هایی داشتند و البته این تحلیل بر اساس اطلاعات شخصی نویسنده و تعاملات دور و نزدیک با هر یک از آن‌ها تدوین شده است. بیشتر آن‌ها در موضوع مدیریت منابع انسانی و روابط عمومی و تبلیغات ضعف‌های فراوانی دارند که با به‌کارگیری مشاور و مدیران اجرایی متخصص می‌توانند این ضعف را در کوتاه‌ترین زمان ممکن برطرف کنند. نباید فراموش کرد که سازمان‌های بزرگ جهان بیش از آنکه نزد عموم مردم برند باشند رضایتمندی کارکنان آن‌ها موجب تقویت برند آنها شده است.

این نوشتار فاقد خطای تحلیلی نیست اما تلاش کردم به دور از حاشیه مهم‌ترین موضوعات زندگی حرفه‌ای و شخصی آن‌ها را مورد نقد قرار دهم. هر یک از این پنج نفر بدون تردید سهم بزرگی در توسعه اصفهان و کشورمان ایران دارند و تلاش‌های فراوان آن‌ها و اینکه هنوز در این سن انگیزه کار دارند بسیار ستودنی است.

سرمایه‌داری و ثروت آفرینی حکایت از «آواز دهل شنیدن از دور خوش است» را برای ما زنده می‌کند اما افراد عادی تنها تماشاچی ظاهر اتومبیل گران‌قیمت، خانه لوکس و سفرهای خارجی این مردان بزرگ هستند غافل از اینکه گاهی فرصتی برای لذت از این ثروت برای خود آن‌ها فراهم نمی‌شود.

کلام آخر اینکه ثروت هر چقدر هم زیاد اگر برای فرزندان اندوخته شود و جامعه از آن بی‌بهره باشند جز پوچی، رشد فساد و تلخی اوقات چیزی را برای یک سرمایه‌دار به ارمغان نمی‌آورد.

بررسی عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی در استان اصفهان

بررسی عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی در استان اصفهان

سینا ایرانپور انارکی

روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

رسانه رکن چهارم دموکراسی است اما در ایران دموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد. اینکه رسانه‌ها در ایجاد و توسعه دموکراسی عملکرد خوبی نداشته‌اند یا حاکمان به رسانه معتقد نیستند جای تأمل و بحث فراوان دارد. رسانه نقش بسزایی در هدایت حاکمان یک کشور دارد و مردم به واسطه رسانه بسیاری از حقوق خود را می‌توانند مطالبه کنند و ناظر بر عملکرد مسئولان باشند.

اصفهان یکی از مهم‌ترین قطب‌های صنعتی و گردشگری کشور به شمار می‌رود اما این قطب قدرتمند هرگز از ابزار رسانه بهره‌برداری مناسبی نداشته است. رسانه در اصفهان بیش از آنکه مستقل و نوآور عمل کند مطیع و وابسته شناخته می‌شود و از این رو مهم‌ترین مطالبات مردم این استان از جمله موضوع آب، خشکی زاینده‌رود، تقسیم غیرمنصفانه حق آبه کشاورزان، رشد بی‌رویه مالیات صنایع و کمبود بودجه دریافتی، فرار سرمایه‌داران، عدم گزینش مدیران لایق برای مقام‌های ارشد استانی و بسیاری موارد دیگر بر زمین مانده است.

در این گزارش عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی استان اصفهان (امیر اکبری، رضا محزونیه، ایرج ناظمی، مجتبی شاهمرادی) که حوزه فعالیت آن‌ها روزنامه است را مورد بررسی و نقد قرار داده‌ام. این تحلیل‌ها بر پایه اطلاعات شخص نویسنده نگارش شده و انتخاب افراد نیز بر مبنای سطح تأثیرگذاری و سابقه فعالیت آن‌ها به عنوان یک صاحب رسانه بوده است. بدون تردید این تحلیل فاقد ایراد نیست اما تلاش شده است منصفانه عملکرد مدیریتی این افراد نقد شود. ما اهالی رسانه برای همه می‌نویسیم اما کمتر برای خودمان دست به قلم شده‌ایم امیدوارم این حقیر که جسارت کرده و در نقد عملکرد مدیران رسانه‌ای دست به قلم شده‌ام، بابت این نقد دست و قلمم شکسته نشود.

امیر اکبری

(مدیرمسئول و سردبیر روزنامه اصفهان امروز، 8 صفحه، قیمت: 1000 تومان، 14 سال انتشار)

امیر اکبری جوان‌ترین و عاشق‌ترین مدیر رسانه‌ای در استان اصفهان به شمار می‌رود. وی از نوجوانی و با سرمایه‌ خانوادگی وارد این حرفه شده است و قطعاً اگر امروز ایشان را صاحب رسانه می‌شناسیم این عنوان را مدیون پدر خود عبدالمحمد اکبری است.

این صاحب رسانه را به جهت برخورداری از چندین مجوز نشریه باید «آقای مجوز» نامید. مدیرعامل و سردبیر شرکت رسانه اصفهان امروز بنا بر اظهارات خودش آرزوی داشتن یک گروه رسانه‌ای را از نوجوانی در سر می‌پرورانده و امروز نیز به جهت تعداد مجوز و رسانه بزرگ‌ترین مجموعه رسانه‌ای در استان اصفهان که هیچ شاید در کشور باشد.

روزنامه اصفهان امروز، اصفهان الیوم (عربی)، اصفهان تودی (انگلیسی)، اصفهان نیمروز، دانش امروز، ورزش ایرانی و ... از نشریاتی هستند که تحت مدیریت امیر اکبری اداره می‌شوند.

اگر عنوان باسوادترین صاحب رسانه‌ای اصفهان را نیز برای امیر اکبری به کار ببریم حرف گزافی نگفته‌ایم چرا که این مدیر رسانه‌ای با آنکه تحصیلات دانشگاهی‌اش در رشته مهندسی مکانیک است اما در زمینه روزنامه‌نگاری و عرصه خبر مطالعه هیچ کتابی را از قلم نمی‌اندازد. آشنایی با بیشتر رسانه‌های مکتوب و مجازی و مطالعه مستمر آن‌ها نیز از دیگر ویژگی‌های این صاحب رسانه اهل تویسرکان اما ساکن اصفهان به شمار می‌رود.

اکبری از نگاه من بیش از آنکه یک سردبیر و مدیرمسئول موفق باشد شاید اگر تحصیلات خود را در رشته روزنامه‌نگاری ادامه داده بود اکنون یکی از اساتید برجسته این رشته به شمار می‌آمد.

وی مجموعه رسانه‌ای خود را به یک کسب و کار خانوادگی تبدیل کرده است و تمام اعضای خانواده ایشان ازجمله پدر، مادر، خواهر، همسر و برادر همسر در اداره این گروه نقش دارند.

14 سال فعالیت مستمر رسانه‌ای آن‌هم در قالب یک روزنامه ستودنی است. اکبری در تمام این سال‌ها تلاش کرد روزنامه اصفهان امروز را به نماد رسانه‌ای استان اصفهان تبدیل کند و شاید بیشترین سرمایه‌گذاری در عرصه رسانه را در استان این مجموعه متحمل شده باشد اما صد حیف که این سرمایه هرگز بازگشتی نداشت.

بدون تردید اصفهان امروز یکی از بهترین وب‌سایت‌های روزنامه‌ای در استان و حتی کشور را در اختیار دارد و فعالیت خوبی در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی داشته است که از نقاط قوت عملکرد این مدیر رسانه‌ای است.

کسب رتبه 16 در رتبه‌بندی روزنامه‌های کشور و رتبه نخست در میان روزنامه‌های استان اصفهان حکایت از موفقیت این مدیر رسانه‌ای دارد اما اکبری که بسیاری وی را سالم‌ترین صاحب رسانه‌ای اصفهان می‌شناسند اشتباهات فراوانی را مرتکب شده که نتیجه آن تضعیف کیفیت محتوایی و کاهش تعداد صفحات و از آن مهم‌تر عدم دستیابی به درآمد پایدار و مناسب پس از سال‌ها فعالیت رسانه‌ای است.

باور نکردنی است اما روزنامه‌ای که در مقطعی بیش از 20 صفحه در روز منتشر می‌کرد و تحریریه آن بیشترین تعداد خبرنگار در اصفهان را دارا بود امروز با 8 صفحه و تعداد اندکی خبرنگار فعالیت می‌کند.

روزنامه اصفهان امروز بیشترین ضربه را از سوء تدبیر مدیریت آن خورده است. 14 سال از انتشار این روزنامه می‌گذرد اما اکبری همچنان کسی جز خود را شایسته سردبیری این روزنامه نمی‌داند در حالی که هرگز فرصت انجام امور سردبیری را نداشته است و مدیران تحریریه این روزنامه نیز اختیار لازم و کافی برای اداره محتوای این رسانه نداشته‌اند.

اکبری روزنامه اصفهان امروز را فدای رؤیای نوجوانی خود کرده است تا به‌جای آنکه رسانه‌ای قدرتمند و بانفوذ را مدیریت کند؛ گروه نشریاتی را پایه‌گذاری کرده که هیچ‌کدام از نشریات آن نه به لحاظ مالی به استقلال رسیده‌اند و نه تیم محتوایی ثابت و توانمندی در اختیار دارند.

مجموعه اصفهان امروز که همیشه فاقد ساختار مناسب بازاریابی و سازمان آگهی‌ها بوده است در یک دوره اقدام به جذب مشاور و راه‌اندازی و توسعه این بخش کرد اما نبود توازن در واحدهای سازمانی این مجموعه و استراتژی‌های نادرست اقتصادی موجب شد واحد بازرگانی این روزنامه نیز پایدار نماند.

اکبری از عدم تمرکز در مدیریت مجموعه خود به شدت آسیب دیده و به جهت روحیه ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نیروی انسانی هیچ‌گاه جانشینی برای خود چه برای امور اجرایی و چه امور تحریریه انتخاب نکرده است. کسب مجوزهای متعدد بدون استراتژی مناسب و سرمایه کافی، تکیه‌بر توانمندی‌های شخصی به‌جای تیم سازی و واگذاری امور از مهم‌ترین دلایل عدم موفقیت این مدیر رسانه‌ای به شمار می‌رود.

ایجاد کسب و کار خانوادگی و همراهی اعضای خانواده برای راه‌اندازی یک مجموعه بدون تردید مزیت شناخته می‌شود اما مدیرعامل شرکت رسانه اصفهان امروز این مزیت را به نقطه‌ضعف تبدیل کرده است. اعضای خانواده وی اگرچه عنوان مسئول را در بخش‌های مختلف با خود یدک می‌کشند اما هیچ‌کدام نه فرصت کافی و نه توان اجرایی لازم برای بر عهده گرفتن امور این روزنامه را ندارند.

اعضای خانواده بیشتر نقش ناظر بر امور کارکنان را ایفا می‌کنند و مشورت‌های مناسبی در امور اجرایی به مدیریت ارائه نمی‌دهند. اکبری باید آگاه شود که مدیریت یک بنگاه آن هم از نوع رسانه‌ای با اداره یک خانواده تفاوت چشمگیری دارد.

مجموعه اصفهان امروز هیچ‌گاه یک مدیر مالی حرفه‌ای و تخصصی در اختیار نداشته است و به همین دلیل نیز هرگز این رسانه به لحاظ مالی سازمان‌دهی مناسبی پیدا نکرده و اداره درآمدها و هزینه‌های آن بیشتر بر پایه احساسات و دیدگاه‌های شخصی انجام گرفته است.

اصفهان امروز در بخش تحریریه خبرنگاران خبره‌ای را نیز به خود دیده است اما دستمزد پایین و نبود مزایای مناسب، دخالت بیش از اندازه مدیرمسئول در محتوای گزارش‌ها و صفحات، نبود امکان پیشرفت کاری و بسیاری ضعف‌های ناشی از مدیریت منابع انسانی عامل ترک این خبرنگاران و به‌طور کلی کارکنان بوده است.

اکبری امروز بر اساس رتبه‌بندی وزارت ارشاد جایگاه نخست روزنامه‌های استان اصفهان و بزرگ‌ترین مجموعه رسانه‌ای این استان را در اختیار دارد اما صد حیف که این جایگاه تشریفاتی است و میزان تأثیرگذاری این رسانه در سطح استان و کشور بسیار کم ارزیابی می‌شود. روزنامه‌ای که با قیمت روزنامه‌های سراسری روی دکه می‌رود اما در محتوا و تیراژ با آنها قدرت رقابت ندارد.

اصفهان امروز شعار «روزنامه‌ای برای زندگی» را برگزیده است و تلاش دارد روزنامه‌ای خانوادگی و اجتماعی را منتشر کند اما در شرایط کنونی به‌هیچ‌وجه محتوا و تیترهای آن بیانگر چنین رویه‌ای نیست و در یکی دو سال گذشته نیز باوجود ویژه‌نامه روزانه «شهر امروز» نتوانست کیفیت قابل‌ملاحظه و جذابی را به مخاطب ارائه کند.

پیشنهاد می‌شود این مدیر رسانه‌ای رؤیای گروه نشریات را فراموش و در ابتدا روزنامه 14 ساله خود را ساماندهی کند و با انتخاب سردبیر، مدیر مالی و مدیر بازرگانی کارآمد و واگذاری امور و بهسازی شرایط کاری و دستمزدی نیروی انسانی ایده یک رسانه قدرتمند در اصفهان را دنبال کند.

استراتژی چند محصولی برای اصفهان امروز مرگ محصول اصلی یعنی روزنامه را در بلندمدت به ارمغان خواهد آورد و مرگ محصول اصلی یعنی نابودی رؤیای گروه نشریات برای همیشه.

رضا محزونیه

(صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول روزنامه نسل فردا، 16 صفحه با چهار صفحه ویژه اصفهان، قیمت: 1000 تومان، 26 سال سابقه انتشار)

رضا محزونیه پایه‌گذار نخستین روزنامه استان اصفهان با نام نسل فردا با 26 سال سابقه مستمر انتشار است. محزونیه را باید استاد تمام‌عیار کسب درآمد از رسانه در استان اصفهان که هیچ شاید کشور برشمرد.

کسب درآمد از رسانه در ایران با توجه به محدودیت‌های موجود امری بسیار دشوار است اما محزونیه شاید به جهت تجارب کاری در عرصه بازار توانسته از روز نخست این رسانه را خودگردان اداره کند. بسیاری صاحبان رسانه در ایران از محلی دیگر کسب درآمد می‌کنند و برای اعتبار سیاسی و اجتماعی خرج رسانه می‌کنند اما نسل فردا از این جهت مستثنا است.

در موضوع کسب درآمد این روزنامه البته نباید قراردادهای انحصاری آن با برخی سازمان‌ها را نادیده گرفت که البته این انحصار ظاهراً بر پایه ابتکار عمل شخص محزونیه حاصل شده است.

نسل فردا از معدود روزنامه‌هایی است که با یک روال ثابت و بدون فراز و فرودهای چندانی اداره شده است و شاید مهم‌ترین دلیل آن استقلال مالی این رسانه باشد.

یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی که نسل فردا از آن به خوبی بهره‌برداری کرده فرصت اولین بودن در استان اصفهان است. بسیاری از صاحبان کسب و کار و مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و عمومی زمانی که هیچ رسانه‌ای در اصفهان منتشر نمی‌شد و سرپرستی‌ روزنامه‌های استانی نیز قدرت چندانی نداشتند با تعاملات خوب محزونیه جذب این رسانه شدند و اکثر آن‌ها همچنان باوجود شکل‌گیری رسانه‌های فراوان در اصفهان ترجیح به همکاری با روزنامه نسل فردا می‌دهند.

مدیریت نسل فردا برخلاف اصفهان امروز، رسانه را یک بنگاه اقتصادی دانسته و به‌جای رؤیاپردازی و پیگیری عشق و علاقه رسانه‌ای، سازمانی سودآور را بنیان‌گذاری کرده است.

نسل فردا به‌مرور با تغییر مجوز خود تلاش کرد به رسانه‌ای سراسری تبدیل شود اما سابقه طولانی فعالیت در اصفهان و حضور مدیریت آن در این شهر باعث عدم موفقیت این رسانه در میان رسانه‌های سراسری شد. اکنون این روزنامه در تهران و برخی شهرستان‌های دیگر با تیراژ بسیار کم توزیع می‌شود اما قدرت رقابت با روزنامه‌های بزرگ سراسری را ندارد و باید همچنان آن را یک روزنامه استانی برشمرد.

نسل فردا صفحات استانی و سراسری خود را نیز تفکیک کرد و اکنون به طور متوسط با 16 صفحه منتشر می‌شود اما این اقدام نیز کمکی به بهبود کیفیت محتوایی و ارتقا جایگاه آن در سطح کشور نکرد. اکنون این روزنامه رتبه 32 را بین روزنامه‌های سراسری کشور در اختیار دارد.

یکی از ویژگی‌های خوب محزونیه دخالت حداقلی در کار تحریریه است. تحریریه نسل فردا با فراغ بال بیشتری نسبت به انتخاب و انتشار محتوا فعالیت می‌کند و این از مزیت‌های عملکردی این مدیر رسانه‌ای است.

بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف عملکردی این مدیر رسانه‌ای در زمینه محتواست. نسل فردا در دوره‌هایی از فعالیت خود با انتخاب سردبیر حرفه‌ای و کارآمد و شکل‌گیری تیم مناسب تحریریه از بهترین نشریات استان به شمار می‌رفت اما اکنون سال‌هاست کیفیت محتوایی این روزنامه، شایسته سابقه و جایگاه آن نیست.

تیم تحریریه نسل فردا به نسبت سابقه و برند این رسانه بسیار کوچک است و گاهی مسئولیت چند صفحه این روزنامه بر عهده یک نفر قرار دارد. کمبود نیروی تحریریه موجب شده بخش زیادی از محتوای این روزنامه کپی از رسانه‌های دیگر و یا گردآوری مطلب باشد و از این رو به‌ندرت گزارش‌ها و مصاحبه‌های خوبی از این رسانه مشاهده می‌کنیم.

نسل فردا در محتوا باوجود تفکیک بخش سراسری و استانی همچنان از نبود استراتژی مشخص محتوایی رنج می‌برد و مشخص نیست آن را باید استانی قلمداد کرد یا سراسری و این ضعف به خوبی در محتوای بیشتر صفحات قابل‌تشخیص است. از سوی دیگر این روزنامه شعار محتوایی نیز ندارد و نمی‌دانیم آن را روزنامه‌ای سیاسی معرفی کنیم یا اجتماعی اما بدون تردید این روزنامه اقتصادی نیست و حجم محتوای اجتماعی و سیاسی آن بیشتر است.

به لحاظ ویترین، گرافیک و کیفیت صفحه اول این روزنامه وضعیت بهتری نسبت به سایر روزنامه‌های اصفهانی دارد اما محزونیه برای بهبود کیفیت گرافیکی روزنامه هم سرمایه‌گذاری خاصی نکرده است.

نسل فردا اگرچه به لحاظ مالی دارای ثبات و رو به پیشرفت هست اما مدیریت آن نسبت به جذب خبرنگاران حرفه‌ای و به تعداد کافی، پرداخت دستمزد مناسب، انتخاب سردبیر کارآزموده عملکرد خوبی از خود به نمایش نگذاشته است و در بلندمدت کیفیت پایین محتوا بدون تردید ریزش مخاطب و حتی درآمد را به همراه خواهد داشت.

رسانه‌ای با درآمد نسل فردا می‌تواند بهترین و قدرتمندترین تیم تحریریه را در استان اصفهان تشکیل دهد و ایفاگر نقش رسانه‌ای مطالبه گر در راستای مطالبات مردمی باشد. محزونیه اما به نظر می‌رسد بیش از اندازه نگاه اقتصادی نسبت به این روزنامه دارد و حتی ترجیح می‌دهد با واگذاری بخش تحریریه کمتر درگیر چالش‌های ناشی از کار رسانه‌ای شود که البته تاکنون تصمیمات اتخاذ شده بسترساز تحول محتوایی در این رسانه اصفهانی نشده است.

فراموش کردم بگویم یکی از نکات جالب درباره محزونیه دفتر کار این مدیرمسئول است؛ اتاقی پر از گلدان گل و درخت که ضمن جذابیت بصری اندکی شما را دچار تعجب می‌کند و نکته جالب دیگر اینکه ایشان و همسرشان به عنوان سردبیر در یک اتاق مشترک امور روزنامه را اداره می‌کنند.

پیشنهاد می‌شود این مدیر رسانه‌ای ضمن انتخاب یک سردبیر حرفه‌ای برای تشکیل یک تیم تحریریه با تعداد اعضای کافی اقدام کند و سرمایه‌گذاری بیشتری روی بخش تحریریه و تولید محتوا داشته باشد. این رسانه نسبت به سایر رسانه‌های فعال در استان اصفهان برای تبدیل شدن به یک رسانه قدرتمند مسیر بسیار آسان‌تری را پیش رو دارد البته اگر استراتژی محتوایی خود را تغییر دهد.

این رسانه برای بهبود جایگاه خود و افزایش تأثیرگذاری باید حضور خود در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی را نیز بهبود بخشد.

ایرج ناظمی

(مدیرعامل و سردبیر روزنامه نصف جهان، 12 صفحه با چهار صفحه ویژه‌نامه، قیمت 2000 تومان، 15 سال سابقه انتشار)

ایرج ناظمی یک نویسنده منتقد است که اتفاقاً برخلاف آنچه از محتوای روزنامه‌اش برداشت می‌شود اصول و قواعد کار روزنامه‌نگاری را به خوبی می‌داند. ناظمی کسی است که امثال امیر اکبری سر کلاس خبرنگاری ایشان نشسته‌اند.

بسیاری از روزنامه‌نگارانی که تحریریه نصف جهان را تجربه کرده‌اند معتقدند بهترین کار تیمی در تحریریه این روزنامه رقم می‌خورد. روزنامه‌ای که سابقه فعالیتش از اصفهان امروز بیشتر است اما به جهت توقف نشر در برخی دوره‌ها تعداد شماره‌های انتشار آن از این روزنامه کمتر ثبت شده است.

اگرچه ناظمی عنوان سردبیری روزنامه را نیز یدک می‌کشد اما این روزنامه مدیر تحریریه‌ای با سابقه طولانی دارد و شاید از این نظر بیش از سایر روزنامه‌های استان دارای ثبات بوده است.

نقطه قوت این روزنامه تعامل میان اعضای تحریریه و ساختارشکنی‌های ناظمی در انتخاب تیتر است. ناظمی گاهی به هر دلیلی بسیار بی‌رحم می‌شود و بدون در نظر گرفتن رویه مرسوم بیشتر رسانه‌ها همچون روزنامه کیهان برای فرد یا سازمان مورد نظر تیتر بر می‌گزیند و همچون حسین شریعتمداری (مدیرمسئول کیهان) دست به قلم می‌شود.

این ویژگی گاهی هم کیفیت روزنامه را بالا می‌برد و هم روزنامه را خواندنی‌تر می‌کند و گاهی استفاده شخصی از ابزار رسانه تلقی می‌شود. با این حال ناظمی سال‌هاست با همین استراتژی روزنامه خود را اداره می‌کند.

اگر بخواهیم یک عنوان برای روزنامه نصف جهان انتخاب کنیم باید بگویم این روزنامه اقتصادی‌ترین روزنامه اصفهان است؛ البته اقتصادی‌ترین نه از لحاظ محتوا بلکه از جنبه سبک مدیریتی. نصف جهان هر موقع درآمد داشته باشد تعداد صفحات را افزایش می‌دهد و وقتی درآمد کاهش می‌یابد خیلی زود صفحات را کم می‌کند کما اینکه غیر از صفحه اول و آخر بیشتر صفحات سیاه و سفید منتشر می‌شوند تا مدیریت هزینه کمتری بابت چاپ پرداخت کند.

نصف جهان هم مانند اصفهان امروز یک کسب و کار خانوادگی است اما با این تفاوت که مدیریت با رؤیاپردازی اقدام به سرمایه‌گذاری و پول پاشی در سیستم نکرده است و به فراخور شرایط، با ‌هزینه کم روزنامه را اداره می‌کند.

این روش مدیریت ریسک چندانی ندارد و به همین دلیل نیز نصف جهان اگر درآمد آن‌چنانی کسب نکرده در عوض سرمایه‌ای نیز از دست نداده است و به عنوان یک کسب و کار کوچک خانوادگی به رویه خود ادامه می‌دهد. البته نصف جهان به جهت همان نکاتی که در ابتدا اشاره شد ریسک محتوایی زیاد داشته است و شاید بتوان آن را پرحاشیه ترین روزنامه اصفهان برشمرد.

با توجه به اینکه این رسانه قدرت سرمایه‌گذاری خاصی ندارد و یا مدیریت آن تمایلی به ریسک مالی نشان نمی‌دهد بهترین روش برای آن مدیریت هزینه است. پیشنهاد می‌شود نصف جهان باوجود مهارت در تیم سازی یک تیم تحریریه کوچک اما ثابت تشکیل دهد و هشت صفحه روزنامه با کیفیت مناسب و تیترهای جذاب را روانه دکه‌ها کند.

نصف جهان شاید تنها روزنامه‌ای باشد که در اصفهان می‌تواند استراتژی روزنامه سراسری هفت صبح را به اجرا در آورد و به جهت قدرت ریسک محتوایی که ایرج ناظمی از آن برخوردار است می‌توان شاهد انتشار روزنامه‌ای جذاب‌تر برای مخاطب عام بود. هفت صبح نیز با تعداد خبرنگار کم (هر صفحه یک نفر) و انتخاب تیترهای جذاب و بازنشر رویدادهای مهم در قالب گزارش‌های خاص با کمترین هزینه ممکن توانسته مخاطب زیادی را جذب کند. این رویه در اصفهان تنها از عهده سردبیری همچون ایرج ناظمی برمی‌آید و بس زیرا سایر مدیران رسانه‌ای قدرت پذیرش چنین ریسکی را ندارند.

قیمت روزنامه نصف جهان از عجایب رسانه‌ای در اصفهان به شمار می‌رود البته در اصفهان چون روزنامه‌های به‌جای فروش دکه‌ای و عموم مردم بیشتر به روابط عمومی سازمان‌ها فروخته می‌شوند نسبت به قیمت آن‌ها خیلی نباید تعجب کرد.

رتبه نصف جهان بر اساس رتبه‌بندی وزارت ارشاد 110 است و راه دشواری نسبت به سایر رسانه‌های مکتوب استان پیش رو دارد. ناظمی باید ضمن بهبود کیفیت و ساختار روزنامه کمی هم برای ارتقا جایگاه سایت روزنامه در فضای وب و شبکه‌های اجتماعی هزینه کند و با انتخاب یک شعار مناسب استراتژی محتوایی رسانه خود را نیز مشخص کند.

مجتبی شاهمرادی

(مدیرعامل و سردبیر روزنامه اصفهان زیبا، 16 صفحه، قیمت: 1000 تومان، 14 سالسابقه انتشار)

مجتبی شاهمرادی از معدود مدیران رسانه‌ای انتصابی در استان اصفهان به شمار می‌رود. شاهمرادی با سابقه‌ای قابل‌قبول در انتشاراتی که خود مدیریت آن را بر عهده داشت به مدیرعاملی و سردبیری روزنامه اصفهان زیبا منصوب شد. وی فقط دو سال در این مقام فعالیت کرد و در زمان نگارش این مقاله نیز دیگر سمتی در اصفهان زیبا ندارد.

اصفهان زیبا رسانه‌ای وابسته به شهرداری اصفهان است که تا پیش از شاهمرادی عملاً بولتن خبری شهرداری و شورای شهر بود. باید این واقعیت را پذیرفت که کار در شهرداری به جهت اختلافات فراوان میان مدیران شهری و اعضای شورای شهر بسیار دشوار است و اگر مسئولیت شما در سازمان رسانه‌ای وابسته به شهرداری باشد این دشواری دوچندان می‌شود.

شاهمرادی نخستین مدیر رسانه‌ای در روزنامه اصفهان زیبا بود که پس از سال‌ها توانست این رسانه از هم گسیخته به لحاظ سازمانی و اداری را به ثبات و حاشیه امن برساند.

عده‌ای به شدت از تورم نیرو و ریخت و پاش‌های اصفهان زیبا در زمان این مدیر رسانه‌ای گلایه می‌کنند و عده‌ای دیگر معتقدند شاهمرادی با وجود تضاد آرا در شهرداری و شورای شهر توانست ضمن درآمدزایی برای این رسانه وابسته، محتوای آن را اندکی بهبود بخشد.

جدا از حرف‌های ضد و نقیض درباره عملکرد شاهمرادی؛ باید اذعان داشت بهبود سازمان‌دهی و اصلاح ساختار مدیریتی از نتایج مثبت فعالیت دو ساله این مدیر رسانه‌ای است. تا پیش از حضور شاهمرادی مشکلات فراوانی ازجمله: قرارداد نامشخص خبرنگاران، وضعیت نامناسب حقوق و دستمزد، بلاتکلیفی تحریریه در تولید و انتشار محتوا، دخالت فراوان شهردار و اعضای شورای شهر اصفهان در تعیین عکس و تیتر یک در این روزنامه قابل‌مشاهده بود اما شاهمرادی با اختیاراتی که از شهردار اصفهان گرفت تا اندازه زیادی مشکلات موجود را رفع و برای بهبود شرایط روزنامه گام برداشت.

تحلیل عملکرد یک رسانه وابسته که بودجه خود را از شهرداری تأمین کرده کار آسانی نیست اما شواهد نشان می‌دهد شاهمرادی تلاش کرده است به ازای خدمات محتوایی و فروش نسخه‌ای روزنامه، از شهرداری و سازمان‌های وابسته به آن درآمد کسب کند. اگرچه این اقدام از وابستگی رسانه خیلی کم نکرده اما به بازسازی ساختار درونی آن کمک شایان توجهی کرده است.

شاهمرادی محتوای روزنامه هم با تثبیت جایگاه دبیران سرویس و خبرنگاران اندکی بهبود بخشید و تعداد صفحات روزنامه را نیز افزایش داد اما اصفهان زیبا نیز با وجود تمام این اقدامات تحول محتوایی خاصی را تجربه نکرد.

یکی از مشکلات اصفهان زیبا واگذاری نقش مدیرعامل و سردبیری به یک نفر است. اگرچه سردبیر معمولاً مدیر تحریریه انتخاب می‌کند اما تجربه نشان داده مدیر تحریریه هرگز اختیارات سردبیر را پیدا نمی‌کند و خود نیز به‌مرور به کارمند تحریریه تبدیل می‌شود. اصفهان زیبا باید رویه غلط روزنامه‌های دیگر اصفهانی را کنار بگذارد و شخصی را به عنوان سردبیر منصوب کند.

مخاطب اصلی روزنامه اصفهان زیبا مدیران و کارکنان شهرداری و سازمان‌های وابسته به آن هستند و تاکنون این روزنامه نیز هیچ شگفتی محتوایی و یا گرافیکی در میان رسانه‌های استان خلق نکرده است. در زمان شاهمرادی هم اصفهان زیبا شعار مشخصی را برای خود انتخاب نکرد و برآیند محتوایی آن حکایت از روزنامه‌ای با محوریت موضوعات شهری دارد.

یکی از ایرادهای ظاهری اصفهان زیبا، لوگو تایپ خط نستعلیق آن است و شاید بتوان گفت بدترین لوگو میان روزنامه‌های اصفهان به این رسانه تعلق دارد.

از دیگر رخدادهای زمان شاهمرادی افزایش محتوای روزنامه در حوزه فرهنگ شهادت و ایثارگری بود که در رسانه‌های دیگر کمتر شاهد آن هستیم و بدون تردید به دلیل نبود خلاقیت و مطالب کلیشه‌ای مخاطب زیادی را جذب نکرد.

شهرداری اصفهان و اعضای شورای شهر از روز نخست تاکنون نگاه درستی به رسانه نداشته‌اند و همچنان نیز فکر می‌کنند چون بودجه این روزنامه را آن‌ها تأمین می‌کنند پس باید صفحات آن از تصاویر و گفتگوهای آن‌ها پر شود و تا زمانی که این تفکر در مدیران شهری وجود دارد این روزنامه شاهد تحول محتوایی نخواهد بود.

شهرداری اصفهان باید رسانه‌های خود را در قالب یک برنامه دو تا پنج‌ساله مستقل و واگذار و از دخالت در محتوا و نشر آن‌ها پرهیز کند در غیر این صورت نه‌تنها بودجه رسانه‌ای شهرداری گرهی از مشکلات اصفهان نمی‌گشاید بلکه فرصت‌های زیادی را از سایر رسانه‌های استان خواهد ستاند.

یکی از ضربه‌های جبران‌ناپذیر به یک رسانه تغییر مستمر مدیران و اعضای تحریریه است که در درجه نخست محتوا را به مخاطره می‌اندازد. مجتبی شاهمرادی دو سال در این مجموعه عملکردی قابل‌قبول از خود به نمایش گذاشت اما با ورود مدیران شهری جدید، مدیریت این رسانه نیز تغییر یافت.

با این حال اصفهان زیبا در دوران تصدی شاهمرادی رتبه 46 را در میان روزنامه‌های سراسری به خود اختصاص داد و با شرایطی که تشریح شد این جایگاه را به مدیر جدید این رسانه تحویل داد.

اکنون مدیر جدید اصفهان زیبا باید قادر به توجیه مدیران شهری برای تدوین برنامه واگذاری این رسانه به بخش خصوصی و دستیابی به استقلال مالی و اجرایی باشد در غیر این صورت چه بر صفحات این روزنامه افزوده شود و چه یکی دو خبرنگار حرفه‌ای‌تر وارد تحریریه آن شوند؛ هیچ تحول محتوایی خاصی رخ نمی‌دهد. باید رویکرد رسانه‌ای مدیران شهری اصلاح و رسانه‌های آن مستقل شوند.

در پایان به چند چالش مشترک درباره مطبوعات استان اصفهان اشاره‌کنم که برخی از آن‌ها نیازمند مشارکت مدیران ارشد استانی در بخش دولتی و خصوصی است:

1- در استان اصفهان تعداد باجه‌های روزنامه‌فروشی بسیار کم و مکان عرضه و فروش روزنامه‌ها بسیار ضعیف انتخاب‌ شده است. خانه مطبوعات، شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد باید برای این ضعف چاره‌ای بیاندیشند.

2- در استان اصفهان وضعیت توزیع روزنامه‌ها و سیستم اشتراک نیز بسیار ضعیف است و مطبوعات فعال در استان همچنان نتوانسته‌اند با همکاری و تعامل یکدیگر ساختار مناسبی را برای توزیع فراهم کنند.

3-در اصفهان موضوع آموزش و تربیت خبرنگار و روزنامه‌نگار بسیار مغفول مانده است و مدیران رسانه‌ای و نهادهایی همچون خانه مطبوعات، اداره ارشاد و ... نیز در این زمینه گام مؤثری برنداشته‌اند. مدیران رسانه‌ای بدون آموزش تخصصی خبرنگاران هرگز امیدی به توسعه نداشته باشند.

4-رسانه‌های استان اصفهان در موضوع درآمدزایی وابستگی شدیدی به شهرداری، فولاد مبارکه، ذوب‌آهن، اتاق بازرگانی و زیرمجموعه‌های وزارت نیرو دارند و همین عامل موجب شده است در تولید و انتشار بسیاری از گزارش‌های مرتبط با این سازمان‌ها محافظه‌کار باشند. تداوم این وابستگی برای رسانه‌ها بسیار زیان‌بار است.

5-استان اصفهان با اینکه یک قطب صنعتی است اما فعالان اقتصادی آن تمایل زیادی به همکاری با رسانه‌ها ندارند و تبلیغات در مطبوعات را مؤثر نمی‌دانند که بخش زیادی از این تفکر ناشی از عملکرد سیاسی رسانه‌ها و مدیران ارشد استانی بوده است. ضرورت دارد مدیران ارشد استان و نهاد اتاق بازرگانی و اتاق اصناف برای بهبود فرهنگ روزنامه‌خوانی و حمایت از رسانه‌ها قدری تلاش کنند.

6-روزنامه، محلی برای تحلیل اخبار و رویدادهاست اما روزنامه‌های استان اصفهان به‌شدت از کمبود تحلیلگر، سرمقاله نویس و یادداشت نویس رنج می‌برند و بخش بزرگی از این نقطه‌ضعف به دلیل عدم انتخاب سردبیر و دبیران سرویس حرفه‌ای و واگذاری کار تولید محتوا و پرهیز از دخالت در کار آنان ناشی می‌شود. اگرچه هیچ‌کدام از رسانه‌های استان اصفهان حق التحریر و دستمزد مناسبی نیز پرداخت نمی‌کنند. مدیران رسانه باید بپذیرند بار اصلی رسانه‌ها بر دوش نویسندگان و تحلیلگران است نه چاپخانه و فروشنده کاغذ و ...

7- این فاجعه است که یک روزنامه‌نگار با مدرک لیسانس و فوق‌لیسانس درآمدی حتی کمتر از یک کارگر کارخانه با مدرک سیکل دارد؛ اما چه سود که مدیران رسانه‌ای استان ذره‌ای ارزش برای محتوا و تولیدکننده آن قائل نیستند و رسانه را فقط برای مدیران روابط عمومی سازمان‌ها و نهادها منتشر می‌کنند نه مخاطب مردمی و کارشناسان.

8-گرافیک و طراحی در رسانه‌های اصفهان در انحصار تعداد اندکی ایندیزاین کار و فتوشاپیست قرار دارد که متأسفانه بسیاری از این افراد مبانی هنر و طراحی نمی‌دانند و دریغ از ذره‌ای خلاقیت که جذابیت بصری رسانه را افزایش دهد.

9- عکاسان یکی از اقشار مظلوم رسانه‌ای به شمار می‌روند که هر روز مسیری طولانی را در گرما و سرما طی می‌کنند و دستمزدی بسیار ناچیز به نسبت مبلغ دوربین و کار دشوارشان دریافت می‌کنند. تمام رسانه‌های استان اصفهان در بخش عکس به‌ویژه عکس یک با چالش روبرو هستند چرا که هرگز مدیران رسانه‌ای تلاشی برای ایجاد یک سرویس عکس حرفه‌ای و مجهز نکرده‌اند. عکس آخرین اولویت مدیران رسانه‌ای در اصفهان است.

10-رسانه‌های استان اصفهان برای بهبود شرایط درآمدی باید در اندیشه ارائه خدمات تولید محتوا به افراد و سازمان‌ها باشند چرا که دیگر آگهی‌ها تبلیغاتی روزنامه‌ها به جهت تیراژ و مخاطب کم بازخوردی مناسبی ندارد.

11-حسادت، خود برتربینی، نبود تعامل مؤثر میان اهالی رسانه از آفات اخلاقی مدیریت رسانه در استان اصفهان به شمار می‌رود که بیش از آنکه بسترساز توسعه رسانه‌ای این استان باشد موجب تخریب، تضعیف و انحصارگرایی شده است.

امیدوارم این گزارش تحلیلی بیش از آنکه باعث خشم اهالی مطبوعات و افراد نامبرده شود ظرفیت نقدپذیری آن‌ها را بهبود بخشد و امکان ادامه این نقد را برای سایر مدیران فراهم آورد.

این نقد بدون هیچ غرض شخصی و فقط با هدف معرفی و آگاهی از نقاط قوت و ضعف چهار روزنامه با سابقه و مدیران آن نگارش شده است و باز هم تأکید می‌کنم نویسنده نه خداست و نه قاضی و احتمالاً در تحلیل اشتباهاتی نیز داشته است. اجازه دهیم این روش نقد را که به تازگی آغاز کرده‌ام با جوسازی‌های بیهوده برخی افراد تنگ‌نظر متوقف نکنم و روز به روز کیفیت آن را با نظر لطف و حمایت شما ارتقا بخشم.

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397