حمایت از کارگر ایرانی در سال کالای ایرانی
حمایت از کارگر ایرانی در سال کالای ایرانی
سینا ایرانپور انارکی
تاکنون هیچکدام از شعارهای اقتصادی سالیانه کشور محقق نشده است. در چند سال گذشته رهبری با توجه به مشکلات موجود در عرصه اقتصاد شعاری را در راستای بهبود شرایط اقتصادی ایران اعلام کرده است اما در هیچ سالی شاهد رفع موانع ساختاری اقتصاد کشور نبودهایم.
عدم تحقق شعارهای اقتصادی از یکسو ناشی از استراتژی نامناسب تدوین شعارها و از سوی دیگر نبود انسجام و اراده کافی در دولتها و حتی شهروندان ناشی میشود. در ایران شاهد تدوین و تصویب برنامههای فراوانی همچون توسعه پنجساله، برنامه و بودجه سالیانه، چشمانداز ۱۴۰۴، برنامه اقتصاد مقاومتی و استراتژی توسعه صنعتی بودهایم و اما در دستیابی به بخش زیادی از اهداف این برنامهها موفق عمل نکردهایم.
تدوین نادرست و غیر کارشناسی برنامه در ایران و اولویت موضوعات سیاسی و بینالمللی نسبت به چالشهای ساختاری درونی توسط دولتها مهمترین عوامل شکست در برنامهریزیهای ایران به شمار میرود.
مفهوم توسعه در تمام جهان به ما گوشزد میکند که «انسانمحور توسعه است» و برای قدم گذاشتن در مسیر توسعه باید نخست روی نیروی انسانی هر کشوری سرمایهگذاری کرد. آموزش مهمترین رکن سرمایهگذاری بر روی نیروی انسانی شناخته میشود که با گذشت چند دهه از نگارش برنامههای توسعهای در ایران همچنان هیچکدام از دولتهای بر سرکار آمده اولویت خود را به موضوع آموزش اختصاص ندادهاند.
بدون تردید بخش بزرگی از مشکلات موجود در بازار کار ایران از کیفیت پایین نیروی انسانی و نبود توازن میان آموزشهای دانشگاهی و نیاز صنعت ناشی میشود. همچنین مدیران و کارفرمایان ایرانی به دلیل شرایط نامساعد کسب و کار و کمبود دانش مدیریت نسبت به مفهوم مدیریت منابع انسانی و اجرای کامل چرخه منابع انسانی آگاهی کافی ندارند.
میزان رضایتمندی نیروی انسانی در ایران بسیار پایین است و آمارهای داخلی و خارجی نیز بهرهوری نیروی کار را در این کشور پایین ارزیابی میکند. رضایتمندی و بهرهوری دو شاخص مهم در اقتصاد و مدیریت شناخته میشوند که ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند و کاهش و افزایش هر کدام اثری هم سو بر دیگری خواهد گذاشت.
علم اقتصاد و مدیریت با هدف هدایت مدیران در انتخاب تصمیمهای بهینه به وجود آمدهاند و تأکید بسزایی بر موضوع بهرهوری منابع دارند. مهمترین منبع و سرمایه در تمام دنیا نیروی انسانی است و غفلت از این سرمایه بهعنوان محور توسعه به سادگی تمام برنامهریزیها و مطالعات را غیرقابل تحقق میکند.
در کشوری که آموزش و تحصیلات دانشگاهی از اهمیت پایینی برخوردار است و مدارک تحصیلی با پول و رابطه حاصل میشود و از سوی دیگر نیروی انسانی با هشت ساعت کار روزانه قادر به تأمین حداقلهای زندگی نیست چطور باید انتظار تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی را داشته باشیم؟
کالای ایرانی به دست نیروی انسانی ایرانی تولید و عرضه میشود اما این نیروی انسانی هم مهارت و تخصص کافی ندارد و هم با کار ثابت روزانه از دستمزد و مزایای کافی برای اداره زندگی خود برخوردار نیست. این نوع نیروی اگر بخواهد نیز قادر به تولید محصولی با کیفیت و بهینه حتی برای مصرف داخلی نیز نخواهد بود.
طبق گزارش شاخصهای بهرهوری در بخشهای ۹ گانه اقتصادی در سالهای ۱۳۸۴ الی ۱۳۹۵ که بهوسیله سازمان ملی بهرهوری ایران منتشرشده؛ درصد شاخص کل بهرهوری نیروی کار بر اساس ارزشافزوده و تعداد جمعیت شاغل 9.45 درصد و همچنین درصد سالیانه نرخ بهرهوری دستمزد (رقابتپذیری نیروی کار) بر مبنای ارزشافزوده در بخش صنعت در استانهای مختلف کشور منفی 15.3 درصد در سال ۱۳۹۳ بوده است.
ایران در ميـان کشـورهای در حال توسعه نیز از نظـر رشـد بهرهوری نيـروی کـار، جـزء کشـورهای بـا رشـد بهرهوری نيروی کار پایين بوده و بيشترین رشد بهرهوری در بازه سالهای ۲۰۰۰-۲۰۰۵ با رشد 3.5 درصد تحققیافته است. این در حالی است که برخی کشورهای در حال توسعه آسيایی چون ویتنام، کامبوج، تایلند، انـدونزی، سریلانکا، بنگلادش، فيليپـين و لائوس عملکـرد بهتری در این زمينه داشتهاند.
اظهارات مسئولان ایرانی پس از انتخاب نام سال ۱۳۹۷ نشان میدهد باز هم درک درستی از مشکلات موجود درباره تولید ملی و به طور کلی اقتصاد کشور ندارند و باز هم بهجای رفع موانع ساختاری انجام اقدامات سطحی و کوتاهمدت را در پیشگرفتهاند.
جلوگیری از افزایش واردات کالا با رشد تعرفه گمرکی، اجبار سازمانهای دولتی و حکومتی به خرید کالای ایرانی، پرداخت تسهیلات به تولیدکننده ایرانی همگی راهکارهایی امتحان شده و ناکارآمد در اقتصاد بودهاند که ایران نیز در چند دهه گذشته فراوان این نوع راهکارها را به کار بسته است.
تحریک احساسی مردم برای خرید کالای ایرانی نیز رویکرد دیگری است که رسانه ملی و مسئولان دنبال میکنند تا شهروندان ایرانی به جهت ایجاد اشتغال برای جوانان اقدام به خرید کالای ایرانی کنند. بدون تردید در ایران مدیریت مردم با تحریکات احساسی همیشه مؤثر بوده است اما این روش نیز در بلندمدت بازدهی برای اقتصاد کشوری که از مشکلات ساختاری رنج میبرد، نخواهد داشت.
علم اقتصاد و مدیریت به خوبی ثابت کرده است که رفتار مصرفکننده شاید در کوتاهمدت تحت تأثیر عوامل احساسی قرار بگیرد اما در بلندمدت سه عامل قیمت، کیفیت و روش عرضه تعیینکننده شرایط خرید خواهند بود.
حمایت از کالای ایرانی نیازمند رفع موانع تولید، اصلاح قانون تجارت، کاهش بروکراسی اداری و اجرای درست قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار از یکسو و کاهش بهای تمامشده و اجرای استانداردهای جهانی تولید و عرضه کالاست.
تمام نیازمندیهای حمایت از کالای ایرانی به دست نیروی انسانی در سطوح مختلف جامعه برطرف میشود و این نیروی انسانی نیازمند آموزش با کیفیت و بهبود کیفیت زندگی کاری و اجتماعی است. تا زمانی که یک ایرانی از شرایط زندگی و کار در کشور خود به رضایتمندی نرسیده است و چشمانداز روشنی برای خود متصور نیست تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی بهاندازه همان شعار باقی خواهد ماند.
انتشار در روزنامه شهروند مورخ چهارشنبه 15 فروردین 1397
آدرس نسخه PDF :
http://shahrvand-newspaper.ir/1397/01/15/Main/PDF/13970115-1373-4-40.pdf
آدرس لینک یادداشت در سایت روزنامه شهروند
وبلاگی برای انتشار دلنوشته های یک عشق نویسندگی