بررسی عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی در استان اصفهان
بررسی عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی در استان اصفهان
سینا ایرانپور انارکی
روزنامهنگار و کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

رسانه رکن چهارم دموکراسی است اما در ایران دموکراسی به معنای واقعی وجود ندارد. اینکه رسانهها در ایجاد و توسعه دموکراسی عملکرد خوبی نداشتهاند یا حاکمان به رسانه معتقد نیستند جای تأمل و بحث فراوان دارد. رسانه نقش بسزایی در هدایت حاکمان یک کشور دارد و مردم به واسطه رسانه بسیاری از حقوق خود را میتوانند مطالبه کنند و ناظر بر عملکرد مسئولان باشند.
اصفهان یکی از مهمترین قطبهای صنعتی و گردشگری کشور به شمار میرود اما این قطب قدرتمند هرگز از ابزار رسانه بهرهبرداری مناسبی نداشته است. رسانه در اصفهان بیش از آنکه مستقل و نوآور عمل کند مطیع و وابسته شناخته میشود و از این رو مهمترین مطالبات مردم این استان از جمله موضوع آب، خشکی زایندهرود، تقسیم غیرمنصفانه حق آبه کشاورزان، رشد بیرویه مالیات صنایع و کمبود بودجه دریافتی، فرار سرمایهداران، عدم گزینش مدیران لایق برای مقامهای ارشد استانی و بسیاری موارد دیگر بر زمین مانده است.
در این گزارش عملکرد چهار مدیر مطبوعاتی استان اصفهان (امیر اکبری، رضا محزونیه، ایرج ناظمی، مجتبی شاهمرادی) که حوزه فعالیت آنها روزنامه است را مورد بررسی و نقد قرار دادهام. این تحلیلها بر پایه اطلاعات شخص نویسنده نگارش شده و انتخاب افراد نیز بر مبنای سطح تأثیرگذاری و سابقه فعالیت آنها به عنوان یک صاحب رسانه بوده است. بدون تردید این تحلیل فاقد ایراد نیست اما تلاش شده است منصفانه عملکرد مدیریتی این افراد نقد شود. ما اهالی رسانه برای همه مینویسیم اما کمتر برای خودمان دست به قلم شدهایم امیدوارم این حقیر که جسارت کرده و در نقد عملکرد مدیران رسانهای دست به قلم شدهام، بابت این نقد دست و قلمم شکسته نشود.
امیر اکبری
(مدیرمسئول و سردبیر روزنامه اصفهان امروز، 8 صفحه، قیمت: 1000 تومان، 14 سال انتشار)
امیر اکبری جوانترین و عاشقترین مدیر رسانهای در استان اصفهان به شمار میرود. وی از نوجوانی و با سرمایه خانوادگی وارد این حرفه شده است و قطعاً اگر امروز ایشان را صاحب رسانه میشناسیم این عنوان را مدیون پدر خود عبدالمحمد اکبری است.
این صاحب رسانه را به جهت برخورداری از چندین مجوز نشریه باید «آقای مجوز» نامید. مدیرعامل و سردبیر شرکت رسانه اصفهان امروز بنا بر اظهارات خودش آرزوی داشتن یک گروه رسانهای را از نوجوانی در سر میپرورانده و امروز نیز به جهت تعداد مجوز و رسانه بزرگترین مجموعه رسانهای در استان اصفهان که هیچ شاید در کشور باشد.
روزنامه اصفهان امروز، اصفهان الیوم (عربی)، اصفهان تودی (انگلیسی)، اصفهان نیمروز، دانش امروز، ورزش ایرانی و ... از نشریاتی هستند که تحت مدیریت امیر اکبری اداره میشوند.
اگر عنوان باسوادترین صاحب رسانهای اصفهان را نیز برای امیر اکبری به کار ببریم حرف گزافی نگفتهایم چرا که این مدیر رسانهای با آنکه تحصیلات دانشگاهیاش در رشته مهندسی مکانیک است اما در زمینه روزنامهنگاری و عرصه خبر مطالعه هیچ کتابی را از قلم نمیاندازد. آشنایی با بیشتر رسانههای مکتوب و مجازی و مطالعه مستمر آنها نیز از دیگر ویژگیهای این صاحب رسانه اهل تویسرکان اما ساکن اصفهان به شمار میرود.
اکبری از نگاه من بیش از آنکه یک سردبیر و مدیرمسئول موفق باشد شاید اگر تحصیلات خود را در رشته روزنامهنگاری ادامه داده بود اکنون یکی از اساتید برجسته این رشته به شمار میآمد.
وی مجموعه رسانهای خود را به یک کسب و کار خانوادگی تبدیل کرده است و تمام اعضای خانواده ایشان ازجمله پدر، مادر، خواهر، همسر و برادر همسر در اداره این گروه نقش دارند.
14 سال فعالیت مستمر رسانهای آنهم در قالب یک روزنامه ستودنی است. اکبری در تمام این سالها تلاش کرد روزنامه اصفهان امروز را به نماد رسانهای استان اصفهان تبدیل کند و شاید بیشترین سرمایهگذاری در عرصه رسانه را در استان این مجموعه متحمل شده باشد اما صد حیف که این سرمایه هرگز بازگشتی نداشت.
بدون تردید اصفهان امروز یکی از بهترین وبسایتهای روزنامهای در استان و حتی کشور را در اختیار دارد و فعالیت خوبی در فضای وب و شبکههای اجتماعی داشته است که از نقاط قوت عملکرد این مدیر رسانهای است.
کسب رتبه 16 در رتبهبندی روزنامههای کشور و رتبه نخست در میان روزنامههای استان اصفهان حکایت از موفقیت این مدیر رسانهای دارد اما اکبری که بسیاری وی را سالمترین صاحب رسانهای اصفهان میشناسند اشتباهات فراوانی را مرتکب شده که نتیجه آن تضعیف کیفیت محتوایی و کاهش تعداد صفحات و از آن مهمتر عدم دستیابی به درآمد پایدار و مناسب پس از سالها فعالیت رسانهای است.
باور نکردنی است اما روزنامهای که در مقطعی بیش از 20 صفحه در روز منتشر میکرد و تحریریه آن بیشترین تعداد خبرنگار در اصفهان را دارا بود امروز با 8 صفحه و تعداد اندکی خبرنگار فعالیت میکند.
روزنامه اصفهان امروز بیشترین ضربه را از سوء تدبیر مدیریت آن خورده است. 14 سال از انتشار این روزنامه میگذرد اما اکبری همچنان کسی جز خود را شایسته سردبیری این روزنامه نمیداند در حالی که هرگز فرصت انجام امور سردبیری را نداشته است و مدیران تحریریه این روزنامه نیز اختیار لازم و کافی برای اداره محتوای این رسانه نداشتهاند.
اکبری روزنامه اصفهان امروز را فدای رؤیای نوجوانی خود کرده است تا بهجای آنکه رسانهای قدرتمند و بانفوذ را مدیریت کند؛ گروه نشریاتی را پایهگذاری کرده که هیچکدام از نشریات آن نه به لحاظ مالی به استقلال رسیدهاند و نه تیم محتوایی ثابت و توانمندی در اختیار دارند.
مجموعه اصفهان امروز که همیشه فاقد ساختار مناسب بازاریابی و سازمان آگهیها بوده است در یک دوره اقدام به جذب مشاور و راهاندازی و توسعه این بخش کرد اما نبود توازن در واحدهای سازمانی این مجموعه و استراتژیهای نادرست اقتصادی موجب شد واحد بازرگانی این روزنامه نیز پایدار نماند.
اکبری از عدم تمرکز در مدیریت مجموعه خود به شدت آسیب دیده و به جهت روحیه ایده آل گرایی و عدم اعتماد به نیروی انسانی هیچگاه جانشینی برای خود چه برای امور اجرایی و چه امور تحریریه انتخاب نکرده است. کسب مجوزهای متعدد بدون استراتژی مناسب و سرمایه کافی، تکیهبر توانمندیهای شخصی بهجای تیم سازی و واگذاری امور از مهمترین دلایل عدم موفقیت این مدیر رسانهای به شمار میرود.
ایجاد کسب و کار خانوادگی و همراهی اعضای خانواده برای راهاندازی یک مجموعه بدون تردید مزیت شناخته میشود اما مدیرعامل شرکت رسانه اصفهان امروز این مزیت را به نقطهضعف تبدیل کرده است. اعضای خانواده وی اگرچه عنوان مسئول را در بخشهای مختلف با خود یدک میکشند اما هیچکدام نه فرصت کافی و نه توان اجرایی لازم برای بر عهده گرفتن امور این روزنامه را ندارند.
اعضای خانواده بیشتر نقش ناظر بر امور کارکنان را ایفا میکنند و مشورتهای مناسبی در امور اجرایی به مدیریت ارائه نمیدهند. اکبری باید آگاه شود که مدیریت یک بنگاه آن هم از نوع رسانهای با اداره یک خانواده تفاوت چشمگیری دارد.
مجموعه اصفهان امروز هیچگاه یک مدیر مالی حرفهای و تخصصی در اختیار نداشته است و به همین دلیل نیز هرگز این رسانه به لحاظ مالی سازماندهی مناسبی پیدا نکرده و اداره درآمدها و هزینههای آن بیشتر بر پایه احساسات و دیدگاههای شخصی انجام گرفته است.
اصفهان امروز در بخش تحریریه خبرنگاران خبرهای را نیز به خود دیده است اما دستمزد پایین و نبود مزایای مناسب، دخالت بیش از اندازه مدیرمسئول در محتوای گزارشها و صفحات، نبود امکان پیشرفت کاری و بسیاری ضعفهای ناشی از مدیریت منابع انسانی عامل ترک این خبرنگاران و بهطور کلی کارکنان بوده است.
اکبری امروز بر اساس رتبهبندی وزارت ارشاد جایگاه نخست روزنامههای استان اصفهان و بزرگترین مجموعه رسانهای این استان را در اختیار دارد اما صد حیف که این جایگاه تشریفاتی است و میزان تأثیرگذاری این رسانه در سطح استان و کشور بسیار کم ارزیابی میشود. روزنامهای که با قیمت روزنامههای سراسری روی دکه میرود اما در محتوا و تیراژ با آنها قدرت رقابت ندارد.
اصفهان امروز شعار «روزنامهای برای زندگی» را برگزیده است و تلاش دارد روزنامهای خانوادگی و اجتماعی را منتشر کند اما در شرایط کنونی بههیچوجه محتوا و تیترهای آن بیانگر چنین رویهای نیست و در یکی دو سال گذشته نیز باوجود ویژهنامه روزانه «شهر امروز» نتوانست کیفیت قابلملاحظه و جذابی را به مخاطب ارائه کند.
پیشنهاد میشود این مدیر رسانهای رؤیای گروه نشریات را فراموش و در ابتدا روزنامه 14 ساله خود را ساماندهی کند و با انتخاب سردبیر، مدیر مالی و مدیر بازرگانی کارآمد و واگذاری امور و بهسازی شرایط کاری و دستمزدی نیروی انسانی ایده یک رسانه قدرتمند در اصفهان را دنبال کند.
استراتژی چند محصولی برای اصفهان امروز مرگ محصول اصلی یعنی روزنامه را در بلندمدت به ارمغان خواهد آورد و مرگ محصول اصلی یعنی نابودی رؤیای گروه نشریات برای همیشه.
رضا محزونیه
(صاحبامتیاز و مدیرمسئول روزنامه نسل فردا، 16 صفحه با چهار صفحه ویژه اصفهان، قیمت: 1000 تومان، 26 سال سابقه انتشار)
رضا محزونیه پایهگذار نخستین روزنامه استان اصفهان با نام نسل فردا با 26 سال سابقه مستمر انتشار است. محزونیه را باید استاد تمامعیار کسب درآمد از رسانه در استان اصفهان که هیچ شاید کشور برشمرد.
کسب درآمد از رسانه در ایران با توجه به محدودیتهای موجود امری بسیار دشوار است اما محزونیه شاید به جهت تجارب کاری در عرصه بازار توانسته از روز نخست این رسانه را خودگردان اداره کند. بسیاری صاحبان رسانه در ایران از محلی دیگر کسب درآمد میکنند و برای اعتبار سیاسی و اجتماعی خرج رسانه میکنند اما نسل فردا از این جهت مستثنا است.
در موضوع کسب درآمد این روزنامه البته نباید قراردادهای انحصاری آن با برخی سازمانها را نادیده گرفت که البته این انحصار ظاهراً بر پایه ابتکار عمل شخص محزونیه حاصل شده است.
نسل فردا از معدود روزنامههایی است که با یک روال ثابت و بدون فراز و فرودهای چندانی اداره شده است و شاید مهمترین دلیل آن استقلال مالی این رسانه باشد.
یکی از مهمترین فرصتهایی که نسل فردا از آن به خوبی بهرهبرداری کرده فرصت اولین بودن در استان اصفهان است. بسیاری از صاحبان کسب و کار و مدیران سازمانها و نهادهای دولتی و عمومی زمانی که هیچ رسانهای در اصفهان منتشر نمیشد و سرپرستی روزنامههای استانی نیز قدرت چندانی نداشتند با تعاملات خوب محزونیه جذب این رسانه شدند و اکثر آنها همچنان باوجود شکلگیری رسانههای فراوان در اصفهان ترجیح به همکاری با روزنامه نسل فردا میدهند.
مدیریت نسل فردا برخلاف اصفهان امروز، رسانه را یک بنگاه اقتصادی دانسته و بهجای رؤیاپردازی و پیگیری عشق و علاقه رسانهای، سازمانی سودآور را بنیانگذاری کرده است.
نسل فردا بهمرور با تغییر مجوز خود تلاش کرد به رسانهای سراسری تبدیل شود اما سابقه طولانی فعالیت در اصفهان و حضور مدیریت آن در این شهر باعث عدم موفقیت این رسانه در میان رسانههای سراسری شد. اکنون این روزنامه در تهران و برخی شهرستانهای دیگر با تیراژ بسیار کم توزیع میشود اما قدرت رقابت با روزنامههای بزرگ سراسری را ندارد و باید همچنان آن را یک روزنامه استانی برشمرد.
نسل فردا صفحات استانی و سراسری خود را نیز تفکیک کرد و اکنون به طور متوسط با 16 صفحه منتشر میشود اما این اقدام نیز کمکی به بهبود کیفیت محتوایی و ارتقا جایگاه آن در سطح کشور نکرد. اکنون این روزنامه رتبه 32 را بین روزنامههای سراسری کشور در اختیار دارد.
یکی از ویژگیهای خوب محزونیه دخالت حداقلی در کار تحریریه است. تحریریه نسل فردا با فراغ بال بیشتری نسبت به انتخاب و انتشار محتوا فعالیت میکند و این از مزیتهای عملکردی این مدیر رسانهای است.
بزرگترین نقطهضعف عملکردی این مدیر رسانهای در زمینه محتواست. نسل فردا در دورههایی از فعالیت خود با انتخاب سردبیر حرفهای و کارآمد و شکلگیری تیم مناسب تحریریه از بهترین نشریات استان به شمار میرفت اما اکنون سالهاست کیفیت محتوایی این روزنامه، شایسته سابقه و جایگاه آن نیست.
تیم تحریریه نسل فردا به نسبت سابقه و برند این رسانه بسیار کوچک است و گاهی مسئولیت چند صفحه این روزنامه بر عهده یک نفر قرار دارد. کمبود نیروی تحریریه موجب شده بخش زیادی از محتوای این روزنامه کپی از رسانههای دیگر و یا گردآوری مطلب باشد و از این رو بهندرت گزارشها و مصاحبههای خوبی از این رسانه مشاهده میکنیم.
نسل فردا در محتوا باوجود تفکیک بخش سراسری و استانی همچنان از نبود استراتژی مشخص محتوایی رنج میبرد و مشخص نیست آن را باید استانی قلمداد کرد یا سراسری و این ضعف به خوبی در محتوای بیشتر صفحات قابلتشخیص است. از سوی دیگر این روزنامه شعار محتوایی نیز ندارد و نمیدانیم آن را روزنامهای سیاسی معرفی کنیم یا اجتماعی اما بدون تردید این روزنامه اقتصادی نیست و حجم محتوای اجتماعی و سیاسی آن بیشتر است.
به لحاظ ویترین، گرافیک و کیفیت صفحه اول این روزنامه وضعیت بهتری نسبت به سایر روزنامههای اصفهانی دارد اما محزونیه برای بهبود کیفیت گرافیکی روزنامه هم سرمایهگذاری خاصی نکرده است.
نسل فردا اگرچه به لحاظ مالی دارای ثبات و رو به پیشرفت هست اما مدیریت آن نسبت به جذب خبرنگاران حرفهای و به تعداد کافی، پرداخت دستمزد مناسب، انتخاب سردبیر کارآزموده عملکرد خوبی از خود به نمایش نگذاشته است و در بلندمدت کیفیت پایین محتوا بدون تردید ریزش مخاطب و حتی درآمد را به همراه خواهد داشت.
رسانهای با درآمد نسل فردا میتواند بهترین و قدرتمندترین تیم تحریریه را در استان اصفهان تشکیل دهد و ایفاگر نقش رسانهای مطالبه گر در راستای مطالبات مردمی باشد. محزونیه اما به نظر میرسد بیش از اندازه نگاه اقتصادی نسبت به این روزنامه دارد و حتی ترجیح میدهد با واگذاری بخش تحریریه کمتر درگیر چالشهای ناشی از کار رسانهای شود که البته تاکنون تصمیمات اتخاذ شده بسترساز تحول محتوایی در این رسانه اصفهانی نشده است.
فراموش کردم بگویم یکی از نکات جالب درباره محزونیه دفتر کار این مدیرمسئول است؛ اتاقی پر از گلدان گل و درخت که ضمن جذابیت بصری اندکی شما را دچار تعجب میکند و نکته جالب دیگر اینکه ایشان و همسرشان به عنوان سردبیر در یک اتاق مشترک امور روزنامه را اداره میکنند.
پیشنهاد میشود این مدیر رسانهای ضمن انتخاب یک سردبیر حرفهای برای تشکیل یک تیم تحریریه با تعداد اعضای کافی اقدام کند و سرمایهگذاری بیشتری روی بخش تحریریه و تولید محتوا داشته باشد. این رسانه نسبت به سایر رسانههای فعال در استان اصفهان برای تبدیل شدن به یک رسانه قدرتمند مسیر بسیار آسانتری را پیش رو دارد البته اگر استراتژی محتوایی خود را تغییر دهد.
این رسانه برای بهبود جایگاه خود و افزایش تأثیرگذاری باید حضور خود در فضای وب و شبکههای اجتماعی را نیز بهبود بخشد.
ایرج ناظمی
(مدیرعامل و سردبیر روزنامه نصف جهان، 12 صفحه با چهار صفحه ویژهنامه، قیمت 2000 تومان، 15 سال سابقه انتشار)
ایرج ناظمی یک نویسنده منتقد است که اتفاقاً برخلاف آنچه از محتوای روزنامهاش برداشت میشود اصول و قواعد کار روزنامهنگاری را به خوبی میداند. ناظمی کسی است که امثال امیر اکبری سر کلاس خبرنگاری ایشان نشستهاند.
بسیاری از روزنامهنگارانی که تحریریه نصف جهان را تجربه کردهاند معتقدند بهترین کار تیمی در تحریریه این روزنامه رقم میخورد. روزنامهای که سابقه فعالیتش از اصفهان امروز بیشتر است اما به جهت توقف نشر در برخی دورهها تعداد شمارههای انتشار آن از این روزنامه کمتر ثبت شده است.
اگرچه ناظمی عنوان سردبیری روزنامه را نیز یدک میکشد اما این روزنامه مدیر تحریریهای با سابقه طولانی دارد و شاید از این نظر بیش از سایر روزنامههای استان دارای ثبات بوده است.
نقطه قوت این روزنامه تعامل میان اعضای تحریریه و ساختارشکنیهای ناظمی در انتخاب تیتر است. ناظمی گاهی به هر دلیلی بسیار بیرحم میشود و بدون در نظر گرفتن رویه مرسوم بیشتر رسانهها همچون روزنامه کیهان برای فرد یا سازمان مورد نظر تیتر بر میگزیند و همچون حسین شریعتمداری (مدیرمسئول کیهان) دست به قلم میشود.
این ویژگی گاهی هم کیفیت روزنامه را بالا میبرد و هم روزنامه را خواندنیتر میکند و گاهی استفاده شخصی از ابزار رسانه تلقی میشود. با این حال ناظمی سالهاست با همین استراتژی روزنامه خود را اداره میکند.
اگر بخواهیم یک عنوان برای روزنامه نصف جهان انتخاب کنیم باید بگویم این روزنامه اقتصادیترین روزنامه اصفهان است؛ البته اقتصادیترین نه از لحاظ محتوا بلکه از جنبه سبک مدیریتی. نصف جهان هر موقع درآمد داشته باشد تعداد صفحات را افزایش میدهد و وقتی درآمد کاهش مییابد خیلی زود صفحات را کم میکند کما اینکه غیر از صفحه اول و آخر بیشتر صفحات سیاه و سفید منتشر میشوند تا مدیریت هزینه کمتری بابت چاپ پرداخت کند.
نصف جهان هم مانند اصفهان امروز یک کسب و کار خانوادگی است اما با این تفاوت که مدیریت با رؤیاپردازی اقدام به سرمایهگذاری و پول پاشی در سیستم نکرده است و به فراخور شرایط، با هزینه کم روزنامه را اداره میکند.
این روش مدیریت ریسک چندانی ندارد و به همین دلیل نیز نصف جهان اگر درآمد آنچنانی کسب نکرده در عوض سرمایهای نیز از دست نداده است و به عنوان یک کسب و کار کوچک خانوادگی به رویه خود ادامه میدهد. البته نصف جهان به جهت همان نکاتی که در ابتدا اشاره شد ریسک محتوایی زیاد داشته است و شاید بتوان آن را پرحاشیه ترین روزنامه اصفهان برشمرد.
با توجه به اینکه این رسانه قدرت سرمایهگذاری خاصی ندارد و یا مدیریت آن تمایلی به ریسک مالی نشان نمیدهد بهترین روش برای آن مدیریت هزینه است. پیشنهاد میشود نصف جهان باوجود مهارت در تیم سازی یک تیم تحریریه کوچک اما ثابت تشکیل دهد و هشت صفحه روزنامه با کیفیت مناسب و تیترهای جذاب را روانه دکهها کند.
نصف جهان شاید تنها روزنامهای باشد که در اصفهان میتواند استراتژی روزنامه سراسری هفت صبح را به اجرا در آورد و به جهت قدرت ریسک محتوایی که ایرج ناظمی از آن برخوردار است میتوان شاهد انتشار روزنامهای جذابتر برای مخاطب عام بود. هفت صبح نیز با تعداد خبرنگار کم (هر صفحه یک نفر) و انتخاب تیترهای جذاب و بازنشر رویدادهای مهم در قالب گزارشهای خاص با کمترین هزینه ممکن توانسته مخاطب زیادی را جذب کند. این رویه در اصفهان تنها از عهده سردبیری همچون ایرج ناظمی برمیآید و بس زیرا سایر مدیران رسانهای قدرت پذیرش چنین ریسکی را ندارند.
قیمت روزنامه نصف جهان از عجایب رسانهای در اصفهان به شمار میرود البته در اصفهان چون روزنامههای بهجای فروش دکهای و عموم مردم بیشتر به روابط عمومی سازمانها فروخته میشوند نسبت به قیمت آنها خیلی نباید تعجب کرد.
رتبه نصف جهان بر اساس رتبهبندی وزارت ارشاد 110 است و راه دشواری نسبت به سایر رسانههای مکتوب استان پیش رو دارد. ناظمی باید ضمن بهبود کیفیت و ساختار روزنامه کمی هم برای ارتقا جایگاه سایت روزنامه در فضای وب و شبکههای اجتماعی هزینه کند و با انتخاب یک شعار مناسب استراتژی محتوایی رسانه خود را نیز مشخص کند.
مجتبی شاهمرادی
(مدیرعامل و سردبیر روزنامه اصفهان زیبا، 16 صفحه، قیمت: 1000 تومان، 14 سالسابقه انتشار)
مجتبی شاهمرادی از معدود مدیران رسانهای انتصابی در استان اصفهان به شمار میرود. شاهمرادی با سابقهای قابلقبول در انتشاراتی که خود مدیریت آن را بر عهده داشت به مدیرعاملی و سردبیری روزنامه اصفهان زیبا منصوب شد. وی فقط دو سال در این مقام فعالیت کرد و در زمان نگارش این مقاله نیز دیگر سمتی در اصفهان زیبا ندارد.
اصفهان زیبا رسانهای وابسته به شهرداری اصفهان است که تا پیش از شاهمرادی عملاً بولتن خبری شهرداری و شورای شهر بود. باید این واقعیت را پذیرفت که کار در شهرداری به جهت اختلافات فراوان میان مدیران شهری و اعضای شورای شهر بسیار دشوار است و اگر مسئولیت شما در سازمان رسانهای وابسته به شهرداری باشد این دشواری دوچندان میشود.
شاهمرادی نخستین مدیر رسانهای در روزنامه اصفهان زیبا بود که پس از سالها توانست این رسانه از هم گسیخته به لحاظ سازمانی و اداری را به ثبات و حاشیه امن برساند.
عدهای به شدت از تورم نیرو و ریخت و پاشهای اصفهان زیبا در زمان این مدیر رسانهای گلایه میکنند و عدهای دیگر معتقدند شاهمرادی با وجود تضاد آرا در شهرداری و شورای شهر توانست ضمن درآمدزایی برای این رسانه وابسته، محتوای آن را اندکی بهبود بخشد.
جدا از حرفهای ضد و نقیض درباره عملکرد شاهمرادی؛ باید اذعان داشت بهبود سازماندهی و اصلاح ساختار مدیریتی از نتایج مثبت فعالیت دو ساله این مدیر رسانهای است. تا پیش از حضور شاهمرادی مشکلات فراوانی ازجمله: قرارداد نامشخص خبرنگاران، وضعیت نامناسب حقوق و دستمزد، بلاتکلیفی تحریریه در تولید و انتشار محتوا، دخالت فراوان شهردار و اعضای شورای شهر اصفهان در تعیین عکس و تیتر یک در این روزنامه قابلمشاهده بود اما شاهمرادی با اختیاراتی که از شهردار اصفهان گرفت تا اندازه زیادی مشکلات موجود را رفع و برای بهبود شرایط روزنامه گام برداشت.
تحلیل عملکرد یک رسانه وابسته که بودجه خود را از شهرداری تأمین کرده کار آسانی نیست اما شواهد نشان میدهد شاهمرادی تلاش کرده است به ازای خدمات محتوایی و فروش نسخهای روزنامه، از شهرداری و سازمانهای وابسته به آن درآمد کسب کند. اگرچه این اقدام از وابستگی رسانه خیلی کم نکرده اما به بازسازی ساختار درونی آن کمک شایان توجهی کرده است.
شاهمرادی محتوای روزنامه هم با تثبیت جایگاه دبیران سرویس و خبرنگاران اندکی بهبود بخشید و تعداد صفحات روزنامه را نیز افزایش داد اما اصفهان زیبا نیز با وجود تمام این اقدامات تحول محتوایی خاصی را تجربه نکرد.
یکی از مشکلات اصفهان زیبا واگذاری نقش مدیرعامل و سردبیری به یک نفر است. اگرچه سردبیر معمولاً مدیر تحریریه انتخاب میکند اما تجربه نشان داده مدیر تحریریه هرگز اختیارات سردبیر را پیدا نمیکند و خود نیز بهمرور به کارمند تحریریه تبدیل میشود. اصفهان زیبا باید رویه غلط روزنامههای دیگر اصفهانی را کنار بگذارد و شخصی را به عنوان سردبیر منصوب کند.
مخاطب اصلی روزنامه اصفهان زیبا مدیران و کارکنان شهرداری و سازمانهای وابسته به آن هستند و تاکنون این روزنامه نیز هیچ شگفتی محتوایی و یا گرافیکی در میان رسانههای استان خلق نکرده است. در زمان شاهمرادی هم اصفهان زیبا شعار مشخصی را برای خود انتخاب نکرد و برآیند محتوایی آن حکایت از روزنامهای با محوریت موضوعات شهری دارد.
یکی از ایرادهای ظاهری اصفهان زیبا، لوگو تایپ خط نستعلیق آن است و شاید بتوان گفت بدترین لوگو میان روزنامههای اصفهان به این رسانه تعلق دارد.
از دیگر رخدادهای زمان شاهمرادی افزایش محتوای روزنامه در حوزه فرهنگ شهادت و ایثارگری بود که در رسانههای دیگر کمتر شاهد آن هستیم و بدون تردید به دلیل نبود خلاقیت و مطالب کلیشهای مخاطب زیادی را جذب نکرد.
شهرداری اصفهان و اعضای شورای شهر از روز نخست تاکنون نگاه درستی به رسانه نداشتهاند و همچنان نیز فکر میکنند چون بودجه این روزنامه را آنها تأمین میکنند پس باید صفحات آن از تصاویر و گفتگوهای آنها پر شود و تا زمانی که این تفکر در مدیران شهری وجود دارد این روزنامه شاهد تحول محتوایی نخواهد بود.
شهرداری اصفهان باید رسانههای خود را در قالب یک برنامه دو تا پنجساله مستقل و واگذار و از دخالت در محتوا و نشر آنها پرهیز کند در غیر این صورت نهتنها بودجه رسانهای شهرداری گرهی از مشکلات اصفهان نمیگشاید بلکه فرصتهای زیادی را از سایر رسانههای استان خواهد ستاند.
یکی از ضربههای جبرانناپذیر به یک رسانه تغییر مستمر مدیران و اعضای تحریریه است که در درجه نخست محتوا را به مخاطره میاندازد. مجتبی شاهمرادی دو سال در این مجموعه عملکردی قابلقبول از خود به نمایش گذاشت اما با ورود مدیران شهری جدید، مدیریت این رسانه نیز تغییر یافت.
با این حال اصفهان زیبا در دوران تصدی شاهمرادی رتبه 46 را در میان روزنامههای سراسری به خود اختصاص داد و با شرایطی که تشریح شد این جایگاه را به مدیر جدید این رسانه تحویل داد.
اکنون مدیر جدید اصفهان زیبا باید قادر به توجیه مدیران شهری برای تدوین برنامه واگذاری این رسانه به بخش خصوصی و دستیابی به استقلال مالی و اجرایی باشد در غیر این صورت چه بر صفحات این روزنامه افزوده شود و چه یکی دو خبرنگار حرفهایتر وارد تحریریه آن شوند؛ هیچ تحول محتوایی خاصی رخ نمیدهد. باید رویکرد رسانهای مدیران شهری اصلاح و رسانههای آن مستقل شوند.
در پایان به چند چالش مشترک درباره مطبوعات استان اصفهان اشارهکنم که برخی از آنها نیازمند مشارکت مدیران ارشد استانی در بخش دولتی و خصوصی است:
1- در استان اصفهان تعداد باجههای روزنامهفروشی بسیار کم و مکان عرضه و فروش روزنامهها بسیار ضعیف انتخاب شده است. خانه مطبوعات، شهرداری و اداره فرهنگ و ارشاد باید برای این ضعف چارهای بیاندیشند.
2- در استان اصفهان وضعیت توزیع روزنامهها و سیستم اشتراک نیز بسیار ضعیف است و مطبوعات فعال در استان همچنان نتوانستهاند با همکاری و تعامل یکدیگر ساختار مناسبی را برای توزیع فراهم کنند.
3-در اصفهان موضوع آموزش و تربیت خبرنگار و روزنامهنگار بسیار مغفول مانده است و مدیران رسانهای و نهادهایی همچون خانه مطبوعات، اداره ارشاد و ... نیز در این زمینه گام مؤثری برنداشتهاند. مدیران رسانهای بدون آموزش تخصصی خبرنگاران هرگز امیدی به توسعه نداشته باشند.
4-رسانههای استان اصفهان در موضوع درآمدزایی وابستگی شدیدی به شهرداری، فولاد مبارکه، ذوبآهن، اتاق بازرگانی و زیرمجموعههای وزارت نیرو دارند و همین عامل موجب شده است در تولید و انتشار بسیاری از گزارشهای مرتبط با این سازمانها محافظهکار باشند. تداوم این وابستگی برای رسانهها بسیار زیانبار است.
5-استان اصفهان با اینکه یک قطب صنعتی است اما فعالان اقتصادی آن تمایل زیادی به همکاری با رسانهها ندارند و تبلیغات در مطبوعات را مؤثر نمیدانند که بخش زیادی از این تفکر ناشی از عملکرد سیاسی رسانهها و مدیران ارشد استانی بوده است. ضرورت دارد مدیران ارشد استان و نهاد اتاق بازرگانی و اتاق اصناف برای بهبود فرهنگ روزنامهخوانی و حمایت از رسانهها قدری تلاش کنند.
6-روزنامه، محلی برای تحلیل اخبار و رویدادهاست اما روزنامههای استان اصفهان بهشدت از کمبود تحلیلگر، سرمقاله نویس و یادداشت نویس رنج میبرند و بخش بزرگی از این نقطهضعف به دلیل عدم انتخاب سردبیر و دبیران سرویس حرفهای و واگذاری کار تولید محتوا و پرهیز از دخالت در کار آنان ناشی میشود. اگرچه هیچکدام از رسانههای استان اصفهان حق التحریر و دستمزد مناسبی نیز پرداخت نمیکنند. مدیران رسانه باید بپذیرند بار اصلی رسانهها بر دوش نویسندگان و تحلیلگران است نه چاپخانه و فروشنده کاغذ و ...
7- این فاجعه است که یک روزنامهنگار با مدرک لیسانس و فوقلیسانس درآمدی حتی کمتر از یک کارگر کارخانه با مدرک سیکل دارد؛ اما چه سود که مدیران رسانهای استان ذرهای ارزش برای محتوا و تولیدکننده آن قائل نیستند و رسانه را فقط برای مدیران روابط عمومی سازمانها و نهادها منتشر میکنند نه مخاطب مردمی و کارشناسان.
8-گرافیک و طراحی در رسانههای اصفهان در انحصار تعداد اندکی ایندیزاین کار و فتوشاپیست قرار دارد که متأسفانه بسیاری از این افراد مبانی هنر و طراحی نمیدانند و دریغ از ذرهای خلاقیت که جذابیت بصری رسانه را افزایش دهد.
9- عکاسان یکی از اقشار مظلوم رسانهای به شمار میروند که هر روز مسیری طولانی را در گرما و سرما طی میکنند و دستمزدی بسیار ناچیز به نسبت مبلغ دوربین و کار دشوارشان دریافت میکنند. تمام رسانههای استان اصفهان در بخش عکس بهویژه عکس یک با چالش روبرو هستند چرا که هرگز مدیران رسانهای تلاشی برای ایجاد یک سرویس عکس حرفهای و مجهز نکردهاند. عکس آخرین اولویت مدیران رسانهای در اصفهان است.
10-رسانههای استان اصفهان برای بهبود شرایط درآمدی باید در اندیشه ارائه خدمات تولید محتوا به افراد و سازمانها باشند چرا که دیگر آگهیها تبلیغاتی روزنامهها به جهت تیراژ و مخاطب کم بازخوردی مناسبی ندارد.
11-حسادت، خود برتربینی، نبود تعامل مؤثر میان اهالی رسانه از آفات اخلاقی مدیریت رسانه در استان اصفهان به شمار میرود که بیش از آنکه بسترساز توسعه رسانهای این استان باشد موجب تخریب، تضعیف و انحصارگرایی شده است.
امیدوارم این گزارش تحلیلی بیش از آنکه باعث خشم اهالی مطبوعات و افراد نامبرده شود ظرفیت نقدپذیری آنها را بهبود بخشد و امکان ادامه این نقد را برای سایر مدیران فراهم آورد.
این نقد بدون هیچ غرض شخصی و فقط با هدف معرفی و آگاهی از نقاط قوت و ضعف چهار روزنامه با سابقه و مدیران آن نگارش شده است و باز هم تأکید میکنم نویسنده نه خداست و نه قاضی و احتمالاً در تحلیل اشتباهاتی نیز داشته است. اجازه دهیم این روش نقد را که به تازگی آغاز کردهام با جوسازیهای بیهوده برخی افراد تنگنظر متوقف نکنم و روز به روز کیفیت آن را با نظر لطف و حمایت شما ارتقا بخشم.
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397
وبلاگی برای انتشار دلنوشته های یک عشق نویسندگی